مرسي
ميگن اومدن طولاني اونا اجازه نميده ما بخواهيم بيايم
و اينكه ميدونن من كه پسرشون هستم علاقه اي به رفت و اومد ندارم
تشکرشده 3 در 2 پست
مرسي
ميگن اومدن طولاني اونا اجازه نميده ما بخواهيم بيايم
و اينكه ميدونن من كه پسرشون هستم علاقه اي به رفت و اومد ندارم
تشکرشده 5,213 در 1,375 پست
درسته، ولی این رفتارشون بیشتر حالت دخالت در زندگی مستقل شما داره.
شما دوست دارین پیش خانودتون باشین همسرتون هم همینطور.خانواده ها هم دوست دارن پیش بچه هاشون باشن یکی به دو روز و یک ساعت راضی میشه یکی به چندین ساعت و ده روز.
هرکدومتون با یک شیوه بزرگ شدین، باید تفاوت های همدیگه رو بپذیرین.
بنظرم اول از همه وقتی خانوادتون ناراحتیشونو بروز میدن بهتره منطقی ازشون بخواین که این مشکل خانواده شماست و اجازه بدن به روش خودتون حلش کنین و حرفاشون شمارو حساس تر نکنن. ( من از نوشته ااتون اینطور برداشت کردم بیشتر حرفای خانواده اس که شما خیلی حساس تر کرده درسته ناراضی هستین اما فشار خانواده این نارضایتی و بیشتر کرده پس زودتر جلوشو بگیرین تا این حرفا و دخالت اا تو زندگیتون اثر مخربی نذاشته.)
درمورد همسرتون هم بهتره باهاشون صحبت کنین و ازشون بخواین که یک حد اعتدال ایجاد کنن.
بهشون بگین ما هردو باهم زندگی میکنیم پس بهتره هردو به عقاید و خواست همدیگه احترام بذاریم.بگین شما با حد اعتدالش موافق هستین.مثلا همون پنج روز
بگین دوست دارین یک مدتی و خصوصا تعطیلات و باهم تنها باشین.
چون بقیه روزها بخاطر کار و مشغله زیاد اونطور که باید نمیتونین باهم دقت بگذرونین.
**برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
یاد نمیگرفتم .....! **
زن امیدوار (چهارشنبه 04 تیر 93), ساحل75 (سه شنبه 03 تیر 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)