به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکا88 نمایش پست ها
    دیشب سنگ تموم گذاشتم عصر دیروز با دخترم رفتم بازار واسه مهرداد ست چرم(کیف پول و ...) با یه تیشرت شیک خریدم تو یه کارت پستال متن عاشقانه نوشتم. کیک هم درست کردم متاسفانه قالب قلب نداشتم کیک دایره ای در اومد ژله میوه با سالاد پاستا هم درست کردم سر نماز به خدا گفتم خدایا تو از دلم باخبری هوامو داشته باش نذار زندگیم از هم بپاشه خودت کمکم کن درسته من دارم جهاد میکنم ولی میترسم ببرم زن پیامبر نتونست تحمل کنه من که بنده ناچیزی بیش نیستم بهم صبر بده.
    من و نیکا میز رو چیدیم بیشترش به سلیقه نیکا بود دو تا شمع صورتی رو تو جاشمعی گذاشتم و خودم رفتم حسابی تیپ زدم خودمو تو آینه نگاه کردم گفتم زن به این خشگلی چرا بخودت نمیرسی:) دخترم پشت سرم بود میخندید به من گفت منم خشگل کن با اینکه دوست نداشتم ولی دلش رو نشکوندم گفتم فقط همین یه بار اونم قبول کرد.بعد از اتمام کارم بهش گفتم نیکا بهت حسودیم میشه از من خشگلتر شدی.چقدر خوشحال شده بود.
    شوهرم رسید سریع برقا رو خاموش کردم و شمع رو روشن کردم از بس استرس داشتم نمیدونم چرا این شمع روشن نمیشد دستام میلرزید سریع رفتم تو اتاق شوهرم اومد خونه گفت اشتباهی اومدم!!!! برقا رو روشن کرد نیکا رفت بغلش مهرداد گفت این عروسک خشگل رو نگاه چقدر ماه شدی پس مامان کجاست؟از اتاق اومدم بیرون وقتی منو دید همینطور بهم خیره شد و گفت ببخشید شما الان باید تو آسمونا باشی اینجا تو زمین چیکار میکنی:) منم لبخند زدم اومد جلو بغلم کرد گفت* دوستت دارم نازدونه من* زیرگوشش گفتم نیکا داره نگاهمون میکنه سریع خودشو جمع و جور کرد و پیشونیمو بوسید رفت لباساشو عوض کرد اومد سر میز شام فقط به من نگاه میکرد منم لبخند میزدم بعد از شام کادوشو بهش دادم نیکا هم تیشرت رو داد از کادوها خوشش اومده بود.
    صبح که از خواب بلند شدیم دستمو گرفت انگاری بغض داشت گفت قول بده همیشه کنارم بمونی منم گفتم این چه حرفیه تو مردمی به غیر از تو کسی و ندارم با صدای نیکا از اتاق رفتیم بیرون.بعد از صبحانه شوهرم گفت ناهار درست نکن میریم بیرون کل امروز رو بیرون بودیم غروب هم رفتیم شهربازی شام رو هم تو رستوران خوردیم خیلی خوش گذشت مهرداد همونی شده که آرزوشو داشتم*خدایا شکرت*
    فردا هووم میاد.برام مهم نیست همین چند روز برام یه دنیا بود
    *من مهردادم رو دارم*

    - - - Updated
    حیفم اومد اینجا ننویسم
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 18 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    *Yalda* (شنبه 31 خرداد 93), del (شنبه 31 خرداد 93), deljoo_deltang (سه شنبه 18 شهریور 93), mahtaaab (چهارشنبه 04 تیر 93), mohammad6599 (دوشنبه 02 تیر 93), paiize (دوشنبه 30 تیر 93), pasta (شنبه 31 خرداد 93), single (یکشنبه 01 تیر 93), کلانتر جو (سه شنبه 24 بهمن 96), پرنده غريب (دوشنبه 09 تیر 93), یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93), نیکا88 (یکشنبه 01 تیر 93), آویژه (شنبه 31 خرداد 93), افتابگردون (دوشنبه 09 تیر 93), الهه آذر (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), بارانا (سه شنبه 31 تیر 93), شمیم الزهرا (سه شنبه 01 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.