اینهایی که براتون نوشتم فقط بخشی از گذشتم بود و مشکلاتم
شاید درست نتونستم مشکلمو مطرح کنم که کسی باهام همدردی نکرده
نمی تونم گذشتم و سختی هاشو فراموش کنم
-بهانه گیر شدم
- مدام گوشیه همسرمو چک می کنم
-اگه بره جایی حتی خرید واسه خونشون و به من نگه یه بحث را میندازم که چرا به من نگفتی چرا اینجوری کردی و ....
-فقط یه خواهر داره - اگه باهاش زیاد گرم بگیره اخمام میره تو هم
-سر هر دعوا کل گذشته و دعواهای قبلی و حرفا و ... به رخش می کشم
- اگه 10 مین جواب اسمسمو نده زنگ می زنم بهش می گم کجایی
خیلی مشکلای دیگه
فکر می کنم تو تحملم و تو دوران صبرشم
خودم از این وضعیت راضی نیستم- دست خودم نیست- از بعد از عید اینجوری شدم
می خوام خوب بشم - می خوام بشم همون آدم 7-8 سال پیش که کلی محبوب بود، بدی های این دنیا رو ندیده بود،خیلی تنهام
کمکم کنید، دارم اذیتش می کنم ،حقش نیست
کمکم کنید گذشتمو فراموش کنم ،زن خوبی براش بشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)