به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آقای همدردی

    حالتون خوبه؟ عیدتون مبارک.
    ان شاالله به برکت صاحب این روز مشکلتون حل بشه.

    ببینید اتفاقا من می گم این واکنش شما طبیعیست. اون دختر خانم واقعا خیلی دختر ساده و پاستوریزه ای بود که نمی دونسته مردا به این چیزا حساس هستند.
    اگر دختر با تجربه ای بود حتما اینو می دونست که چنین چیزی را نباید به یک مرد گفت. حتی با اینکه این موضوع براش تموم شده باشه و فقط برای خاطره گویی و... باشه.
    خیلی تعجب می کنم. البته خب اون موقع که به شما می گفته 18 سالش بوده.

    در کل خودتون هم می دونید در اصل این موضوع نباید این قدر براتون مهم باشه ولی خب به دلیل غیرت ذاتی مردان طبیعیه که از نظر احساسی این جور باشید.
    من توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنم.لطفا روی این ها منطقی فکر کنید و بعد دوباره احساستان را ارزیابی کنید.

    1) وقتی این اتفاق برای این دختر افتاده سن ایشون در دوران بلوغ بوده. یعنی به تازگی اتفاقاتی تو ذهن و نیازهاشون میفتاده که براشون معنی خاصی نداشته. وقتی هم که پیشنهاد خواستگاری مطرح شده رویا پردازی و ... باعث شده یه سری هیجانات و فیلم هندی بازی تو ذهنشون اتفاق بیفته. این ها یه سری هیجانات بوده.اسمش را عشق نذارید لطفا!

    2) عشق را معنی کنید. عشق هیجانات و ... نیست که. عشق با شناخت پیدا میشه. وقتی درکی از طرف مقابلمون داشته باشیم. وقتی کسی را بشناسیم و روحیاتش را بدونیم چیه. همین جوری اگر کسی را نشناسیم می تونیم عاشقش باشیم؟ نه! می تونیم براش هر کاری بکنیم؟ نه! پیش خودمون نمی گیم از کجا معلوم شاید طرف فلان باشه.بصار باشه؟
    خب این دختر هم که این آقا را نمی شناخته.درسته؟
    من مطمئنم بهتون راستش را گفته.چون معلومه دختریه که دل و زبونش یکیه و سیاست نداره متاسفانه. نمی تونه دروغ گفته باشه. اگر می گه چند بار بیشتر ندیدتش راست بوده.

    پس مشخصه که اون دختر فقط یک سزی هیجانات را تجربه کرده. برای خودش تو ذهنش فیلم هندی و... ساخته.
    اون هیجانات و اون احساسات فیلم گونه براش جذاب بودند نه اون آقا پسر! پس اون عشق نبوده.

    3)شما نگران این هستین که می خواستین عشق اول خانومتون باشید! درسته؟
    من شما را تحسین می کنم و بهتون می گم نگران نباشید.همین حالا هم می تونید عشق اول این دختر باشید.
    اون هیجانات فقط تو ذهن بوده. رویا بوده. تا حالا که با مردی تماس لمسی و... نداشته. تا حالا که بهش ابراز علاقه و... نشده که.
    من مطمئنم این دختر احساساتی به محض ابراز علاقه از روی عشق شما تمام اون هیجانات و... براش رنگ می بازن!

    اون وقت اون هیجانات به پشیزی نمیرزه. اون وقت می گه چه ابله بوده که فکر می کرده اونا عشق بوده.
    اون وقت خجالت می کشه که تو ذهنش مرد دیگه ای باشه. اون وقت شما تمام دلش را تسخیر می کنید.
    حالا این میشه عشق واقعی و تجربه عشق اول. یعنی چیزی که به وقوع پیوسته و عملی داره می بینه.

    4) پیش خودتون فکر کنید.وقتی شما بهش عملی محبت کردید. بعد عقد بهش ابراز عواطف کردید.اولین نفری بودید که دستش را می گیره چه طور می تونه شما را تو ذهنش به اون آقا ترجیح نده؟ چه طور؟
    فرض کنید بهش بگن بین اون پسر و شما یکی را انتخاب کنه. من مطمئنم شما را انتخاب می کنه. چون اصلا شما و اون آقا قابل مقایسه نیستین براش. اون حذف می شه و شبیه یک کتاب داستان یا یک فیلم بی ارزش.

    5) الکی زمانتون را هدر ندین. شما می تونید عشق ایشون باشید. می تونید بسیاری از چیزها را تجربه کنید. چیزهای جدید و تازه که تا حالا هیچ کدوم از این ها را کسی به نامزدتون نداده! و اولین نفر شما هستین!
    مطمئن باشید. این اولین را از خودتون نگیرید!



    - - - Updated - - -



    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : جمعه 23 خرداد 93 در ساعت 17:20 دلیل: تکرار

  2. 14 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    Amir_23 (شنبه 24 خرداد 93), del (یکشنبه 25 خرداد 93), hamdardi9988 (شنبه 24 خرداد 93), meinoush (جمعه 23 خرداد 93), mohammad6599 (دوشنبه 26 خرداد 93), pasta (شنبه 24 خرداد 93), sara 65 (جمعه 23 خرداد 93), toojih (جمعه 23 خرداد 93), واحد (شنبه 24 خرداد 93), نیکیا (جمعه 22 اسفند 93), بارن (پنجشنبه 21 اسفند 93), دختر بیخیال (شنبه 24 خرداد 93), ستیلا (جمعه 23 خرداد 93), شیدا. (شنبه 24 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با این ازدواج غلط افسرده و داغونم
    توسط raha69 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 خرداد 95, 22:49
  2. داغونم کمکم نمی کنید؟
    توسط من تنهام در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 دی 91, 23:21
  3. خانواده خودم داغونم کردن....
    توسط مادلین در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 فروردین 91, 13:44
  4. +اگه با کسی دیگه ازدواج کنه داغون میشم!!!!
    توسط asheqh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 فروردین 88, 00:36
  5. +داغونم چیکار کنم؟
    توسط نها 65 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اسفند 87, 08:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.