سلام
روانشناسم بهم میگه هیچ دلیلی برای ازدواج بهتر از عشق نیست و من باید همسری را انتخاب کنم که چنین صفتی را داشته باشد و باید یکی از معیارهام باشد.ایشون میگفت روان تو به شدت به ناز کردن دخترها علاقه مند است.ایشون میگفت تو به طرف دخترهایی کشیده میشی که زیاد اهل ناز کردن و نه دادن باشند،و میگفت من باید دختری را انتخاب کنم که حتی بعد از ازدواج نیز زیاد ناز کند چون اگر چنین نباشد من رفته رفته سردتر میشم و بهم گفت من علاقه شدیدی به دعا کردن دارم و دوست دارم از این ابزار زیاد استفاده کنم
ایشون میگفت هر دختری که به سادگی و بدون ناز کردن به تو جواب بله بده هر چند که خیلی هم زیبا بشه تو ناخاسته بهش بی میل میشی و کنارش میذاری چون دوست داری از طرف مقابلت ناز ببینی و جواب نه بشنوی
ایشون میگفت سلیقه بیماری نیست که ادم بخواد اون رو درمان کنه بلکه چهار چوب علایق و خواسته های فردیست
- - - Updated - - -
اقای هانسوین بهم گفتند ازدواج تو با یه دختر طلاق گرفته که قبلا عشق تو بوده کاملا اشتباه هست و در اینده میتونه اثرات بدی رو روی روحیه تو بذاره،ایشون میگفت تو از اینکه دختره بهت جواب رد داده ناراحت نیستی بلکه خوشت هم اومده اما اون دختر الان دیگه مثل ثابق نیست ایشون میگفت دختر ها بعد از یه شکست در ازدواج دومشون زیاد اهل ناز و عشوه نمی شن و سعی میکنن تا جایی که میتونن ناز نکنن و این مخالف خواسته درونی توست







البته شاید منظورت این بوده که مثل خودت مجرد باشه و تجربه زندگی مشترک نداشته باشه که تفکراتش بهم ریخته باشه و نتونه اونجور که باید و درسته و از لحاظ روانی و انسانی سالم هست بهت عشقی رو بده که تو خودت همینکارو براش خواهی کرد. ولی یه چیزی هست اینکه شما هم یکبار ازدواج کردی و طلاق گرفتی. شما الان یک پسر مجرد و سالم از لحاظ روانی نیستی. فقط باید بررسی کرد که از این ازدواج ایشون بیشتر ضربه خورده و بهم ریخته یا شما بعد از این تجربه عاشقی بیشتر بهم ریختی و درب و داغون شدی.

علاقه مندی ها (Bookmarks)