نسترن جان،
این لینک را بخون. از پستهای مدیر همدردی هست و می تونه کمکت کنه.
کلیدهای اساسی انتخاب
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
نسترن جان،
این لینک را بخون. از پستهای مدیر همدردی هست و می تونه کمکت کنه.
کلیدهای اساسی انتخاب
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
khaleghezey (یکشنبه 25 خرداد 93)
تشکرشده 43 در 22 پست
شیدا جان از لطفی که بهم داری خیلی ممنونم،مطالعه کردم لینکی که گفتید رو، طبق مطالبی که نوشته بود کاملا مشخصه که من انتخاب درست نکردم و تفاوتهای شخصیتی،فرهنگی ،خانوادگی و.... بسیاری داریم.
مدیر همدردی در انجمن آزاد با صحبتهای منطقیشون نظرشون این بود که من یک انتخاب نامناسب داشتم،چند تا از جمله هاشون رو اینجا براتون مینویسم:
اینکه همسر شما قول بدهد، یا تعهد کند هیچ مشکلی را حل نمی کند.چرا؟
چون دست خودش نیست. عادت به سبک زندگی قبلی دارد. حتی اگر بخواهد هم نمی تواند تغییر کند.
پس تعهد محضری و قول گرفتن هیچ خاصیتی برای شما ندارد. فقط او را مجبور می کند یک قول بی پشتوانه برای دلخوشی شما بدهد. و شما هم دلخوش بشوید.
اما به زودی متوجه می شوید هیچ چیز در این زندگی تغییر نکرده است.
هر گونه تصمیمی می خواهید بگیربد. بر اساس غیر قابل تغییر بودن همسرت و خانواده اش بگیرید.
و هرگز به این باور نباشید که او تغییر می کند و با شما مقداری راه می آید.
احتمال اجازه ندادن به شما برای ادامه تحصیل در آینده بسیار بسیار محتمل هست.
لذا شما خود را یک زن خانه دار، مطیع و بدون نظر در اداره خانواده باید در نظر بگیرید. که در برابر مشروب خوری، دوست بازی، مشکلات اقتصادی، عدم استقلال خانواده از طرف شوهرش حق هیچگونه اظهار نظر ندارد و فقط باید به همسرش برسد و نظر او را قبول کند و دور از خانواده در شهر او با خانواده اش همراهی کند.
اگر چنین توانی در خود می بینید این زندگی را می توانید با همه مشکلاتش حفظ کنید.
اگر او عملا کوتاه آمده (نه در کلام)، که می توانید زندگی در تهران با این شرایط را شروع کنید و امیدوار باشید که کم کم شباهت فرهنگی پیدا کنید. در غیر اینصورت اگر شما آنجا بروید بایدتوانمند باشید که نسبت به خواسته های خود گذشت کنید و صرفا یک زن خانه دار مطیع باشید.
----------
(بله کاملا صحبتهاشون درست ومنطقیه بنظرم ومنطقم میگه جدایی راه درسته،اما من جدایی خیلی مشکله برام،دلم میخواد راهی باشه تا درست بشه این وضعیت....به هرحال 2سال گذشته و به هرحال کلی خاطره دارم باهاش، و گذشته از اینها رابطه هم داشتیم که خیلی ناراحتم بخاطر این مسئله.... واقعا نا امید شدم از زندگیم.... چه ادامه بدم چه جدا بشم، هر دو مشکلات خاص خودش رو داره...)اما احساسم راضی به جدایی نیس....................................
khaleghezey (چهارشنبه 21 خرداد 93), شیدا. (یکشنبه 25 خرداد 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)