ممنون دوست عزیز بابت راهنماییتون...
ببنید من نمیدونم شاید خیلی از این خانم قدیس ساختم...چطوری بگم من هم کم کسی برای خودم نیستم و باز میگم بحث تعریف نیست ولی کم نیستند کسایی از همون هم کلاسی هام که از خداشون هم هست یه نفر اگه نگمخودم لااقل با خصوصیات من بره خواستگاریشون (ببنید من نمیتونم این جا همه ی مسایل رو باز کنم )...ولی خب کلا من دست روی هر دختری نمیزارم ولی اگه هم بزرام کسی که در حد خودم باشه حالا یکم تلورانس داشت بالاتر یا پایین تر...مثلا دختر های خیلی بهتری هم از نظر مالی و هم خونوادگی هم بودند(توی بقیه چیزا مساوی مثلا) ولی چون میدونستم کفویت نداریم اصلا یه درصد هم بهشون فکر نکردم..البته یه وقت میبنید همونا کم توقع تر باشند !!!
بعدش من اگه قرار باشه مثلا چند سال دیگه ازدواج کنم به مراتب چون اون موقع به امید خدا پیشرفت کردم و دیگه بقیه نمیگن خونه نداری ماشین نداری شغل ثابت نداری از طرفی هم سنم میره بالاتر و از طرفی شوقم رو هم از دست میدم خب سخت گیر تر میشم در انتخاب و باز اون موقع میترسم دیگه باز از الان سخت گیر تر بشم..تازه وقتی که شرایطتت درسته نمیتونی معیار طرفو بسنجی واقعا چقدر زن زندگی هستش و قناعت داره ..و گر نه شوهری که همه چی تموم باشه رو کیه که نخواد...ولی زن زندگی کسی هستش بتونه با نداری شوهرش بسازه و این جوری این اصلا برام مشخص نمیشه و این یه معیار مهمی برای من هستش...
شاید منتظر یکی باشه که شرایطش همه جوره تکمیل باشه بعد بیاد خواستگاری که به نظرم اگر اینطور باشه چنین دختری شایستگی شما رو نداره!
دقیقا درست می فرمایید شما...واقعا اگه این طوری فکر کنه این چنین خانمی با این طرز فکر (که کاملا هم بهش حق میدم) اون همسر ایده ال من نیست و من ترجیح میدم قیدشو بزنم و سراغ کسی برم که این طوری فکر نکنه..و باز این به این معنا نیست من میخوام همسرمو سختی بدم ولی به هر حال کسی که همه چی رو شسته رفته بخواد فردا توی زندگی توی این همه بالا و پایین ها نمیتونه برای من همسر خوبی باشه ممکنه برای یکی دیگه خیلی هم خوب باشه....
راجب خیال پردازی من نمیدونم منظور شما از خیال پردازی این هستش که مثلا گفتم اون دختر خانم ممکنه جوابش مثبت باشه و..
باشه من قبل این که اصلا ازش خوساتگار یکنیم توی تاپیک قبلیم از دغدغه هام گفتم و حالات ممکنو به بقیه گفتم و نظرشونو خواستمو دقیقا یکی از اون حالت ها هم اتفاق افتاد...الان هم این یه احتماله...
من تصمیم گرفتم برم از خودش بپرسم و فکر نکنم کار بدی هم باشه..دیگه اگه واقعا جوابش منفی باشه همه چی تموم میشه...نباشه باز وارد یه داستان جدید میشم ...









علاقه مندی ها (Bookmarks)