توجیه جان و شیدا جان سلام
از شما و دوستانی که نقد شما را در مورد مشکل من تایید کردن متشکرم .
توجیه جان به تیزبینی شما در شناخت افراد آفرین میگم . کوتاه بگم بریم سر مشکل من عاشق رادیو هستم چیزیکه امروزه مثل کتاب خونی کاملا فراموش شده .نمیدونی یه داستان یا یه رمان از رادیو چطور پخش میشه طوریکه اگه مشغول ناهار خوردن باشید از جوییدن منصرف میشید تا از شنواییتون کم نشه تا بتونید اموج صوتی رو در ذهنتون به تصویر تبدیل کنید با تمام جزعییاتش وجدا از لذت خود داستان کم کم متوجه میشید قفل های الهی ذهنتون باز شدن در هر سنیکه باشید رو رفتارتون تاثیر عمیق میذاره . رمان هم همینطور . حلا علتش چیه ؟ وقتی تلویزیون میبینید شما مستقیم تصویر میبینید وبصورت گذرا از ذهن شما رد خواهد شد مگر تکرار .اما رمان و رادیو احتیاج به تصویر سازی دارد و تراکنش بیشتر را در ذهن شما میطلبد ......
به قول ایکیو سان جالب بود نه پس تا برنامه بعد خداحافظ ..................
اما مشکل زندگیم وعلت ترک
اگه مشکلات رو تک تک برسی کنم نتیجه هر کدام به شرح زیر خواهد بود
1. اول خودم ..از روز عقد تا امروز از پسوند جان بعد از نام ایشون استفاده کردم. دوم تو بسیاری از خامیها ایشون نصیحت کردم وراه درست رو نشونش میدادم . بخصوص بحث شوهر داری و اختلافات با اطرافیان سوم .من تو قضیه اس نیمه شب برج دو به خانوادش اخطار دادم ولی جز بی احترامی ونافهمی چیزی ندیدم برادرش که اونطوری مادرشم گفت تن فروشی نکرده که یه اس با همکلاسیش بوده ولی تو قضیه گوشی مخفی بر خورد شدیدی کردم که به مشاجره و زدو خورد هم رسید ولی نه در حد جراحت و شکایت به یک تعهد کتبی داخل منزل بسنده کردم و قضیه رو به پشت در نکشیدم بخاطر آبروم واین قضیه تا راستگویی یک ماه طول کشید . سردی من از اینجا کلید خورد و اون هم فهمیده بود ولی دوسش داشتم زندگیم بود
2مخالفت مادرم و جسارت همسرم وقتی گفتم مادرم راضی نیست بدرود برا همیشه اس داد من راضیش میکنم چطوریشو نگفت تا مادرم جلومو گرفتو گفت دیشب دختریکه اونور تهران بردیم خاستگاریش با همسایشون اومده بود می گفت پسرتو دوست دارم خوشبختش میکنم ودر ادامه گفت من راضی نیستم ولی جلوتو نمی گیرم و مانع ازدواجتون نمیشم (بعدا فهمیدم بخاطر حفظ آبرو در مقابل خطر ازدواج مخفی پاشو کنار کشیده روز عقد گریهاش بند نمی اومد بهش میگفتان نکنه دختر عروس کردی ) نتیجه همسرم از قبل این مشکلو لمس کرده بود میدونست ومن برا بهبود وضعیت تلاش خوبی داشتم
3.مشکلات مالی
یک در صد آقایون بعد از مخارج عروسی دچار مشکل مالی میشن بخصوص اگه (لباس سایز خانمت پیدا نشه و مجبور بشی لباس عروس بخری دو جور شام بدی تا خرخره دعوت کنی وکلا کم نذاری)که من جزوشون بودم ولی خدارو شکر خودمو جمع کردم تو زندگی کم نذاشتم شام بیرونمون براه بود مسافرتمون خوب خوراک خوب پوشاک اول همسرم اضافش خودم خونه نوساز اجاره ای . حالا میخوام بدونم زندگی بالا پایین نداره برا شماها همیشه بوده شما معنای خرابی بازار به علت انتخابات رو میفهمید خدارو شکرت راضیم به رضای تو اگه مسائل حقوقی وسط نبود میگفتم. خرج کرد دیروز خودش گواهه
4. ببخشید من عقب موندم املم شرق زدم برا دوره قاجارم زمان ما نامه ها رو میدادن چاپار خونه زنا مثل بندریا رویه میبستن تو طهران زنگ در زن و مرد فرق داشت برامون. زنا ریگ تو دهنشون میکردن تا با نامحرم دوتا کلوم صحبت کنن
یعنی میفرمایید امروز تا مردی با زنش مشاجره ای کرد یا خدا نکرده زنی با مادر شوهرش به مشکلی خورد اوضاع مالی شوهرش شش ماه بهم ریخت یا هر چیز دیگه باید گوشیو برداری وبری سراغ کس دیگه؟؟؟ خانمها آقایون بدونید اولین چیزی که تو خونه نصب میکنن پردس اخرین چیزیکه میبرن پردس . پرده (نکاه یا عقد )حرمت زندگیه حتی تو جدایی و طلاق این پرده رو پاره نکنیید طرفتون بد بود با احترام .کسیکه حرمت نگه نمیداره بی شخصیتی خودشو میرسونه نه طرف مقابل ..
5 در مورد نازایی صحبت شده ولی اطلاعاتی بدستم رسیده که به دلیل مشکلات حقوقی معضورم فقط همین قدر بگم که از زمان دختریش از مشکلش آگاه بوده وبنده موشی بودم آزمایشگاهی به پیشنهاد دکترشون بچه دار شدی فبها نشدی شوهر کردی بچه خواست مهرتو گرفتی (خدا کنه دروغ باشه )
اینا همه بهانه است باید احل زندگی بود . برا علت اصلی چاره ای جز حضور ایشون در دادگاه تمکین وجود نداره اگه بیاد
اما علت علاقه
تو مو بینی من پیچش مو . وابستگی حس پایبندی به عقد و ازدواج آبروووووووم قسمت اولو آخرهیچ کس جای عشق اولو نمیگیره .عدم باور موضوع سادگیم خاطراتم
درسته ضعف خودم. میگن برا کسی تب کن که برات بمیره نگاهمم نکرد( آغاز بیداری) باید برم خودمو پیش مادرم بشکنم ولی به این ذلت ادامه ندم . به خدا ترس مهریه نیست .خودتون میدونید زن که هیچ دخترم میدن بیش از حد بهش ابراز علاقه کردم تغصیر خودمه .ماهی گیر خوبی بود ولی تفریحی می اومد دریا بهترین شکار زد 5 سال رسمی تو آکواریوم خونش براش حباب درست کردم همشو ترکون حلا میخواد رهام کنه اگه من اینکا رو باهاش میکردم چیکار میکرد دوسش ندارم ولی تا 5سال طلاقش نمیدم نشوزشو میگیرم میرم پی زندگیم . وقتی خودم این نوشتها رو خوندم خجالت کشیدم من مرد نیستم . خوبیکه از حد بگذرد نادان خیال باطل کند انشاالله از خواب قفلت بیدار نشه
- - - Updated - - -








علاقه مندی ها (Bookmarks)