به نام خدا
من فقط یک کاربر عادی هستم و ممکنه نظر شخصی ام برای شما صدق نکند ولی
این رویه پایه گذاری بنیان یک خانواده بسیار خطرناک است! بطور کلی من معتقدم همواره هم مرد و هم زن باید به تفکر همسر خود بیشتر از خانواده شان توجه کرده و بها بدهند بدین مفهوم که در این ماجرا قاعدتا بهتر است زن همراه شوهر باشد تا خانواده! و باز هم معتقدم دوست داشتن های خانواده ها (هم دختر و هم پسر) بعضا زیادی است با این حال در مورد همسر شما چنانکه از این دو پست برمی آید واقعا اعتماد کردن به ایشان بنظر سخت است به هر حال این خود شما هستید که بهتر از هر کسی ایشان را می شناسید ولی سعی کنید برای ازدواج کردن هر چیزی را نپذیرید و اشکالات شوهرتان را مخفی نکنید همه ما انسان ها، خوبی ها و نقاط ضعف هایی داریم که باید آن ها را شناسایی و در جهت تقویت و تضعیفشان تلاش کرد نه پنهان کاری.
بطور خلاصه شما در یک نقطه حساس قرار دارید اگر چه این نقطه عطف برای شما کلیدی است ولی بحرانی نیست پس سعی کنید به همه مسائل با چشم باز و آینده نگری نگاه کنید و از هر تصمیم عجولانه و احساسی خودداری کنید.
با این حال اجازه دهید تا سایر مشاوران و متخصصان راهنمایی بیشتری کنند. در انتها اینکه ان شاالله خدانکند نه شما و نه هیچ کس دیگری بدبخت شود سالها بعد می بینید چه لحظات با ارزشی از عمرتان برای چه کارهایی صرف شده بود ان شاالله خوشبخت شوید هم شما و هم همسر و خانواده هایتان.








علاقه مندی ها (Bookmarks)