دوست من
لغزش در یک آن و یک لحظه اتفاق می افته
ناگهان همه اتفاقات بد دست در دست هم میده و زمان و مکان لازم هم فراهم میشه تا بدترین اتفاق ممکن رخ بده
من اگر روندی رو که شما نوشتید رو بهتر از بغیه دوستان درک کردم چون خودم هم در موقعیتی مثل شما قرار گرفته بودم و تا اخرین مرحله پایین رفتم ولی در آخرین قدم یه نه محکم به همه چیز گفتم
هر چند رابطه جنسی برقرار نکردم ولی خیلی خودم رو سرزنش میکنم که چرا در اون شرایط قرار گرفتم ولی پای تبعات اشتباهی که انجام دادم ایستادم و امیدوارم خدا منو ببخشه
اما بعد از اون اتفاق تا حالا بارها این شرایط برای من محیا شده و همون اول کار یه نه محکم به همه چیز گفتم و نگذاشتم زنجیره اتفاقات تشکیل بشه
بعبارتی هیچوقت پامو روی پله اول نذاشتم چون اگه پاتو روی پله اول بذاری تا آخرین پله رو میری اینو مطمئن باش
و بدی اینکار اینه که اگر بعد از چند پله بخوای برگردی بالا خیلی کار سختی در پیش داری و بعبارتی پایین رفتن راحت تر از بالا اومدنه
پس اگر همون لحظه اول که این افکار در ذهنت شکل میگیره یه تابلوی ایست و ورود ممنوع جلوی راهشون بذاری دیگه هیچ اتفاق بدی برات نمی افته
این اتفاقت عجیب و غریب و مهیا شدنشون به این شکل و اینکه به طرز باور نکردنی و زنجیر وار به هم متصل شدند همگی چیزی جز این نیست که شما مورد امتحان خدا قرار گرفتید
فکر میکنید طبیعیه که همسرتون به سرش بزنه که بره مسافرت بعد اتفاقی با یه خانم آشنا بشید بعد اون خانم بیاد شهرتون و همه چیز برای گناه فراهم باشه و ...
شما متاسفانه این اشتباه رو مرتکب شدید ولی همیشه راه برگشتی برای هر اشتباه وجود داره
اگر توبه بکنید و هر وقت به اینکار فکر بکنید احساس پشیمانی بهتون دست بده و بنا رو بر این بذارید که دیگه هیچوقت اینکار رو انجام ندید میتونید این اتفاق رو نادیده بگیرید و قطعا خدا هم اون رو نادیده میگیره
بشر جایز الخطاست ولی فرق انسان با سایر موجودات اینه که هر انسان از اشتباهاتی که داشته تجربه بدست میاره و در شرایط مشابه اونها رو تکرار نمیکنه
اما در مورد اون خانم شاید در شرایط روحی نامناسبی قرار داشته
مسئله طلاق مسئله کوچکی نیست و با یک شکست عشقی ضربات روحی بدی به افراد وارد میشه طوری که دیگه هیچ ارزش اخلاقی براشون باقی نمیمونه و شخصیت و کرامتشون رو براحی از دست میدن
همونطوری که شما گفتید و از نوشته هاتون مشخصه اصلا باورتون نمیشد که یه روزی همچین اتفاقی برای شما بی افته
به دوستان عزیز و دختر خانم های گرامی تالار هم توصیه میکنم خیلی بیرحمانه به این اتفاقی که افتاده حمله نکنند چون اگر هر کدوم از ما در چنین شرایطی مورد امتحان خدا قرار بگیریم مطمئنا درصد ناچیزی سربلند بیرون میان
نوشتن خیلی راحته ولی عمل کردن خیلی سخته
فکر نکنم که اون دختر یک زن بدکاره بوده به نظرم اون دختر تحت شرایطی قرار گرفته که هویت خودش رو از دست داده
بحر حال از اینکه خیلی قاطع با اون دختر حرف زدید خیلی خوشحالم و بازم اگر تماس گرفت همین روال رو در پیش بگیرید
و مهمتر از همه اینکه اگر این افکار دوباره در ذهنتون شکل گرفت در همون مرحله اول خیلی محکم و با اراده ظاهر بشید ویه نه محکم و بزرگ و با صدای بلند بهشون بگید و نذارید این تفکرات در ذهن شما رشد کنند
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)