به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 مهر 93 [ 02:50]
    تاریخ عضویت
    1392-6-28
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,050
    سطح
    17
    Points: 1,050, Level: 17
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 47 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام الهه خانوم صبور

    امروز ناخوذآگاه نشستم همه تاپیکهای شما رو خوندم ! حیف این روزها که همین جوری میگذره البته شما دوست دارید تلاش کنید واین خیلی زیباست .

    مشکل شما رو که خوندم یاد این تاپیک افتادم شاید موردش مثل شما نباشه ولی راه حلهایی که به کاربرده برای جذب شوهرش دقیقا همون کاریه که شما باید انجام بدی . پست های فرشته مهربان عزیز تو این تاپیک فوق العاده است برای من که خیلی کاربردی بود . البته شاید خونده باشی چون با تاپیکهای قبلی شما تقریبا همزمان هست . ولی به هرحال دوباره خوندنش خالی از لطف نیست :

    http://www.hamdardi.net/thread28833-8.html
    به نظر من هیچ کس نبوده که از محبت کردن واقعی نتیجه نگیره می دونم خیلی خیلی سخته که وقتی دلت از دست کسی شکسته بخوای بهش محبت کنی بهش مهربونی کنی اما من معتقدم هنرمند کسیه که تو این جور مواقع بتونه خوبی کنه واگرنه اگه شرایط نرمال باشه و خودمونی بگم گل و بلبل باشه که عشق ورزیدن و محبت کردن هنری نیست . پس هنر خودت رو بهش نشون بده . یکبار دیگه بلندشو و تلاش کن . یه چیزی بپرسم راستش رو بگو . دوستش داری ته ته دلت ؟ اگه آره که واقعا حیفه ادامه ندی و تلاشت رو متوقف کنی . البته میدونم تواین گیر ودار تو این فاصله ها شاید بگی عشق و دوست داشتن دیگه معنا نداره واسم اما من فهمیدم دوستش داری : چون یه توجه هرچند ناچیز از جانب همسرت امید دوباره بهت میده و خوشحالت میکنه مگه نه ؟


    میدونی یه بازه زمانی رو برای خودت مشخص کن مثلا ده روز . بعد بشین واسه این ده روز خیلی حساب شده توی کاغذ برنامه ریزی کن که چه کارهایی باید انجام بدی و چه کارهایی نباید انجام بدی .


    اول از همه اینکه گریه رو کلا تعطیل کنی باور نمیکنی این گریه چقدر مارو از چشم شوهرامون میندازه

    (اینو آقای خاله قری نوشته تو تاپیک من :


    ((همسرم اصلا راضی به صحبت نمیشه همیشه میگه من هیچ حرفی ندارم . بذارید یه بار دیگه اعتراف کنم تقصیر خودمم هست چون خیلی احساسی هستم آخر گفت و گو را یا گریه میکنم یا به دعوا تبدیل میشه و ناراحتی و قهر و.....))

    قهر کردن یه حرکت منفعلانه هستش.دعوا کردن هم که خودتان بهتر میدانید کار درستی نیست.و از همه مهمتر

    گریه کردنه سعی کنید گریه نکنید جلوی شوهرتان مواقع بحث کردن علتش اینیه که برایتان مینویسم

    گریه کردن زن از دید مرد= نشانه ضعف که نمیتواند مشکل را حل کنید هیچوقت جلوش گریه نکن.)
    میدونم خیلی سخته ولی باور کن من تو این دوسه ماهی که گریه نمیکنم عزیزتر شدم جلو شوهرم حتی مواقعی که دلم میگیره میرم حموم اونجا گریه میکنم که اگه چشمام قرمز شد بگم صابون رفته تو چشمم یعنی در این حد. وقتی من گریه میکنم دقیقا میبینم شوهرم داغون میشه احساس ضعف میکنه چون ما با گریه به طرف القا میکنیم که تو بی عرضه هستی نمیتونی یه کاری کنی من گریه نکنم . یا اینکه سرنمازو دعا یا برای امام حسین (ع)گریه میکنم که حداقل از یه جا حساب بشه دیگه یه اجری هم از گریه مون ببریم .

    دوم اینکه بهش بدون توقع بهتر شدن رابطه محبت کنی اگه حتی بهت بی محلی کرد یا بی احترامی بازم ادامه بده اگه گفت چته چرا اینجورری میکنی بگو اگه صدبارم به من بدکنی بازمن کارخودمومیکنم من به جز تو کسی رو ندارم به همسرم محبت نکنم به کی محبت کنم ؟ طاقت بیاراین همه طاقت آوردی این ده روز هم روش مبادا اگه محبت کردی و باهات بدرفتارکرد بری دوباره تو اتاق گریه کنیا اصلا به روت نیار و لبخند بزن . اینقدر محبت کن تا شرمنده بشه

    بعدشم خواهشا دیگه نامه ننویس اگرم می نویسی سرتاسر نامه ات احساس باشه همین و بس .

    تواین ده روز همه جوره بهش برس : اول از همه خودت شاد باش و روحیه ات رو حفظ کن سخته ولی ممکنه ، بهترین غذاهارو براش بپز ، هر روز براش آبمیوه بگیر ، بهترین لباسهات رو بپوش ، تمیزی خونه به بهترین شکل ممکن باشه ، کارهای مورد علاقه اش رو انجام بده ، همیشه در دسترسش باش تو کارهاش دخالت نکن و به هیچ کاریش گیر نده ،اگه کاری هرچند کوچیک برات انجام داد ازش تشکرکن ، لباس راحتی چند دست براش بخر که تو خونه بپوشه راحت باشه راستی اهل قولنج و مشت ومال هست ؟!!اگه آره از سرکارکه اومد مشت ومالش بده شونه هاش رو ماساژبده ، بدون هیچ توضیح اضافه ای بگو فقط این کارهارو برای راحتی تو میکنم عزیزم تو از صبح تا شب کارمیکنی زحمت میکشی حق داری وقتی میای خونه از همه لحاظ احساس راحتی کنی . بگو راحتی و آرامش تو برای من از همه چیز مهم تره . اصلا هم براش قیافه نگیر . خلاصه بزار این ده روز پادشاهی کنه برا خودش .

    راستی در مورد اون فیلمها اصلا مستقیم باهاش حرف نزن فایده که نداره هیچ ضررهم داره . بهش بگو میدونم دیدن اینا کار درستی نیست ولی بهت حق میدم عزیزم تو ازدواج کردی تا کنار همسرت کسی که بهت حلاله آرامش بگیری ولی خوب شاید من بلد نبودم چه جوری بهت آرامش بدم میخوام ازاین به بعد زن خوبی برات باشم تو حق داری از رابطه جنسی بازنت لذت ببری وقتی میبینم توبهترین روزهای جوونیت رو اینطوری میگذرونی عمیقا ناراحت میشم شاید اگه منم جای تو بودم همین کارو میکردم البته می دونم خودت اعتقادت ازمن قوی تره و قلبا دوست نداری این کارو انجام بدی ولی خوب مشکلاتمون خسته ات کرده و طاقتت تموم شده می دونم الان خودت هم داری اذیت میشی ولی به روت نمیاری تو خیلی صبوری بیشتر از اینکه به فکرشادی و رضایت خودم باشم آرامش و راحتی تو برام اهمیت داره و این حرفا........
    بهترین راه همینه که از در احساس واردبشی
    . یعنی من هرموقع منطقی با شوهرم صحبت کردم نتیجه عکس گرفتم .

    دیدگاه یک آقا در این مورد منطق و احساس :(تاپیک خودمه )

    دیروز مامان زنگ زد واسه روز پدر شام دعوتمون کنه رستوران میخواست بابامو غافلگیر کنه منم به شوهرم گفتم میای بریم اول یه خورده اخم کرد و گفت مگه من فردا صبح سرکار نمیخوام برم ؟(با عصبانیت )منم گفتم چرا می دونم منم به خاطر همین گفتم اول با تو صحبت کنم اگه مایل بودی بگم میاییم . بعد از چند ساعت گفت باشه میام دیگه چیکار کنم همین جوری یه عالمه حرف پشت سرمن هستش دیگه نمیخوام بیشتر بشه منم گفتم اگه اینجوری و با این نارضایتی میخوای بیای نریم بهتره . بهمون خوش نمیگذره.


    ما مردا منطقی هستیم و شما بانوان احساسی قدرت مرد در بازوانشه و قدرت زن در زبانش و عشوه و نازی که میادش.ولی شما چیکار کردید در همین مورد!یک برخورد منطقی بجای استفاده از ظرافت های زنانگی که دارید اینو یاد باشه هیچوقت با منطق به جنگ آقایون نرید لطفا شما بجای اینکه این حرف را بزنید بهتر نبود:

    ایشونو بغل میکردید و خودتان رابرایش لوس میکردید بدون تو اصلا خانه بابام خوش نمیگذره و وقتی تو کنارمی خیلی احساس بهتری دارم و معلومه هیچوقت بدون شوهر خوشگل و خوشتپیم جایی نمیرم تازشم برم رام نمیدن میگم باید با داماد گلمون بیای یه شیطنت کوچیک کنی و لپشو بکش یو خلاصه از اینکارایی که خودتان بهتر بلدین .)
    راستی هنوز جدامیخوابین ؟ اگه آره این کارو کنیدالبته به نظربچه گانه میاد ولی من خودم به کاربردم . شب موقع خواب اگه دیدی عصبی و کلافه نیست و نسبتا آرومه بهش بگو من اخیرا چند شبه تو اتاق که تنها میخوابم خوابهای بد میبینم کابوس میبینم چندبار از خواب میپرم یا احساس میکنم یه چیز سنگینی رو سینمه نفسم بند میاد میشه لطفا کارهاتو که انجام دادی بیای تو اتاق بخوابی اینجوری خیالم راحته دیگه نمی ترسم اگه قبول کرد که بهترین فرصته وقتی اومد تو اتاق خوابید کم کم خودت رو بهش نزدیک کنی دستشو بگیری وآروم آروم از شبای بعد فراتر بری و............ نقشه ات رو پیاده کنی ! یا حتی نصف شب یکی دوبارادای خواب دیدن رو دربیاری و از خواب بپری بری تو بغلش وقتی احساس کنه به تو آرامش میده مطمئن باش خیلی خوشحال میشه اگرم گفت نه بگو باشه پس من میام تو حال میخوابم . بازم میگم شاید به نظرخنده داربیادولی من خودم این روش رو پیاده کردم عالی جواب میده غرورت هم شکسته نمیشه اونم فکرمیکنه چه تکیه گاه خوبیه برات که وقتی می ترسی میخوای اون بهت آرامش بده . البته خدا کنه مشکل جدا خوابیدنتون تا حالا حل شده باشه نمی دونم .

    ببخشید طولانی شد .

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط mahtisa : سه شنبه 30 اردیبهشت 93 در ساعت 01:30

  2. 3 کاربر از پست مفید mahtisa تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93), گل شب بو (سه شنبه 30 اردیبهشت 93), الهه آذر (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.