هنوز باورم نمیشه دستام داره میلرزه
عصر زنگ زدن امشب میایم واسه صحبت اومدن دلخوریایی که پیش اومده بود گفته شد و در پایانم همه تصمیما رو به عهده من گذاشتن و صیغه طلاق جاری شد با اینکه از ته قلبم به این کار راضی بودم اما انگار خوشحال نیستم توی شکم انتظارشو نداشتم با این سرعت این اتفاق بیفته








علاقه مندی ها (Bookmarks)