راستش من فرصت نکردم تمام پست ها رو بخونم. بیشتر پست های مربوط به خودتون رو خوندم و اونهایی که تا دیروز زده شده بود. پس اگر تکراری بود ببخشید. به نظر من یک مساله خیلی مهم اینجا وجود داره.
اون مساله این نیست که 1-ایشون ایا اهل خیانت هست یا نه 2- شما می تونید در اینده با این مساله کنار بیایید یا نه 3- ایشون راستگو و ساده هستند یا نه، بلکه مساله مهمی که شما و ایشون رو ممکنه در اینده دچار مشکل کنه روش حل مساله شما دو نفر در بحرانهای زندگی و خط قرمز ها در انتخاب روشهای حل مساله هست.
ایشون زمانی دچار بحران شده، ایشون برای حل مساله و برای کسب ارامش موقت (خوب دقت کنید) رو میارن به ارتباط با یک زن (اونهم از نوع غیر متعهدانش). و جالبتر اینکه زمانی این رابطه رو قطع می کنند که یک منبع ارامش دیگه (یعنی شما ) رو پیدا می کنند. خوب از نظر من از همین یک عمل میشه این نتیجه رو گرفت که تربیت و منش ایشون اینه:
1- در بحرانها به دنبال ارامش موقت هستند و چه بسا ارامش بلند مدتشون رو فدای ارامش کوتاه مدتشون کنند
2- احترامی برای جسمشون برای ارام کردن روحشون قائل نمی شن
3- در زمان ناارامی و بحران خط قرمزی برای ارام کردن روحشون وجود نداره و حتی امکان داره تعهدهاشون رو بشکنند
حالا به نظر من اینکه ایشون کسی نبوده یادش بده و یا ساده بوده و ... و یا اینکه چرا اینجور شدند مساله شما نیست. مساله شما الان تربیت ایشون نیست. مساله شما الان اینه که آیا شما می تونید با شحصی با چنین منش و تربیتی زندگی ای با تنش کم رو تجربه کنید یا نه؟
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)