گذشته به هر حال گذشته. چاره ای نیست جز قبولش. چون اگه قبول نکنیم و مقاومت کنیم هم اخرش یه روزی به جایی می رسیم که ناچار شیم قبول کنیم. پس هر چه زودتر بهتر تا بتونیم از مابقی عمرمون بهتر استفاده کنیم. همه امون چیزای زیادی داریم برای افسوس خوردن. حتی سال های زیادی.
در مورد اینکه بتونین با گذشته کنار بیاین برای من تفسیرهای اشعار مولانا کمک کننده بودن تا حدی. اینکه باید در لحظه زندگی کنیم و لحظه و این لحظه ی حال رو درک کنیم و توش زندگی کنیم. اینکه زمان گذشته افسوسه و زمان اینده ترس و اینکه حال و لحظه ی اکنون زمان نیست. خود زندگیه که جاریه. و باید سعی کنیم این لحظه رو درک و زندگی کنیم.
اینکه با پذیرش این لحظه بدون فکر بدون قضاوت و بی سوال جواب از خودمون می تونیم اماده شیم برای درک لحظه. و اینکه خوشبختی ما همین الانه. همین الان احساس خوشبختی کنیم با تمام چیزایی که داریم و نداریم. همه رو بپذیریم بی دلیل و بی سوال و جواب از خودمون. و برای احساس شادی و خوشبختی منتظر یه لحظه در اینده ننشینیم. این احساس خوشبختی ای که دنبالشیم به هیچ چیز بستگی نداره و ازاده از هر چیزی. جاریه برای همه ی ما و موجودات فقط باید حسش کنیم. ازاده از هر رسیدنی و از هر به دست اوردنی.
اینارو فعلا از تفسیرای اشعار مولانا فهمیدم. اگر احساس خوبی پیدا کردین و به نظرتون کمک کننده است شما هم تفسیرای اشعار مولانا رو بخونین یا گوش بدین.
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)