به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 52

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 شهریور 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    129
    امتیاز
    4,720
    سطح
    43
    Points: 4,720, Level: 43
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    84

    تشکرشده 80 در 54 پست

    Rep Power
    26
    Array

    با تشکر از راهنماییتون

    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
    سلام
    متوسط iq تو ایران 84 هست (البته به غیر از اعضای محترمِ با هوش هیجانی بالای این سایت،ضمنا این عدد نتیجه ی تحقیقات میدانی من نیست ولی با توجه به رفتارهای مردم فکر نمیکنم اشتباه باشه،نرم 90 تا 110) یعنی شما نباید از آدمایی در این سطح اند خیلی انتظار داشته باشید که بتونید بهشون بفهمونید که شما فقط ظاهرتون یکم فرق داره وگرنه استعدادهای ذاتیتون شاید بیشتر از اونا هم باشه و با بهره مندی از شما در حقیقت به خودشونم سود میرسونند. بنابر این به نظرات پوشالی دیگران اهمیتی ندید.
    متاسفانه شما خودتون هنوز با این مسئله - اگه اصلا مسئله باشه که نیست - کنار نیومدید . برا چی دروغ میگید که تصادف کردید. از این به بعد حقیقت رو بگید.سعی نکنید چیزی رو قایم کنید چون اصلا چیزی نیست.خیلی عادی برخورد کنید انگار که رنگ چشماتون آبیه(تو نژاد ایرانی منحصر به فرد دیگه)
    سعی کنید برای آیندتون از الان یه شغلی رو با توجه به استعدادها و توانیی هاتون در نظر بگیرید و مقدمات لازم رو توی مدتی که دارید درس هم میخونید فراهم کنید . من قبول ندارم که یه آدم هیچ کاری بلد نباشه بکنه و استعدادی هم نداشته باشه. با این تفکر دارید به خودتون ظلم میکنید و توهین به خدا.کار تا حد زیادی میتونه اعتماد به نفس آدم رو زیاد کنه به خصوص اگه کاری باشه که دیگران نتونند انجام بدند.
    معمولا اطراف ما آدمایی پیدا میشند که میخواند با همه ارتباط برقرار کنند؛ تو همکلاسی هاتون دنبال یه همچین افرادی بگردید، با مطرح کردن اولین موردی که باهاشون همفکری دارید اونا خودبه خود با شما دوست میشند! خوش برخورد، خوشخنده بودن هم مهمه . برج زهره مار و عبوس نباشید.
    هرچند فکر نکنم رابطتون با خانوادتون هم خیلی جالب باشه ولی اگه از نزدیکانتون کسی هست باهاش درباره این مسئله حرف بزنید و خودتون رو خالی کنید اگه چنین کسی نیست از روانشناس استفاده کنید یا وبلاگ بزنید و یا تو یه دفترچه بنوسید و بنویسید.
    در مجموع باید اعتماد به نفستون رو ببرید بالا(اعتماد به نفس شما مثل اقتصاد ایرانه ! به یه جهش اساسی بعد از ده-بیست سال تلقین احتیاج داره). از هر موقعیتی برای این کار استفاده کنید . مثلا اگه سر کلاس استاد سوالی میپرسه و شما بلدید جواب بدید یا حتی اگه چیزی رو بلد نیستید بپرسید و مواقع دیگه هم به ویژه در جمع ها خودتون رو نشون بدید منتها نه به دیگران، به خودتون! اگه از درون به خودتون متکی باشید دیگه دنبال تایید دیگران هم نخواهید بود.درونتون رو بسازید.
    خانواده ی شما نباید میذاشتند شما به یه همچین وضعیتی برسید ولی الان خودتون باید با یاری خدا و با مطالعه ی روانشناختی خودتون غفلت های اونا رو جبران کنید.
    دوست عزیز؛ان شاء الله موفق باشی
    رضا جان آخه هرکس که دو یا سومین با منرو میبینه میگه مشکلی داری که از پله ها اونطور بالا میری نمیدونم چرا وقتی این حرف رو میشنوم خیلی ناراحت میشم پیش خودم میگم طرف درک نداره که این حرف رو میزنه و ای چیزا ولی میبینم اکثرشون اینطورن و بدتر حالم خراب میشه شاید خندتون بگیره باور بفرمایید تو هر چیزی قدم گذاشتم و پیش خودم میگفتم استعداد اینکارو دارم ولی میدیدم که هیچ انگیزه و استعدادی تو کارم ندارم مثلا تو همین رشته ام پیش خودم فکر میکردم اگه این رشته رو انتخاب کنم خیلی استعدادام رو میتونم کشف کنم و موفق بشم ولی الان که وارد شدم میبینم سال به امید خدا 2ترمم مونده ولی هیچ تخصصی ندارم و دنبال شبکه ام رفتم ولی دیدم استعداد چندانی مخصوصا تو بخش سخت افزاری شبکه ندارم تو خانواده وقتی از مشکل پام میگم میگه تو که چیزیت نیست فقط ناشکری ولی هرچی میگم هرکی میبینه میگه چرا اینطور راه میری ولی فقط حرف خودشون رو میزنن ولی بحقیقتش این وضعیت رو زمانی پیدا کردم که تو هنرستان مورد تمسخر دیگران قرار میگرفتم باور بفرمایید تو دانشگاه هم یه روز که زدیم به طبیعت هرکی میرسید میگفت چرا اینطور راه میری و این چرندیات از اون موقع دیگه ترجیح میدم اینطور جاها با هم کلاسیها هم نرم و این چیزا باعث شد هرروزی که میگذشت بیشتر این بیماریم واسم بزرگ و بزرگتر میشد و اعتماد بنفسی که تا سه چهار سال پیش داشتم رفته رفته ناچیز بشه تا جایی که رسیدم به اینجا که هستم...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط fariba s نمایش پست ها
    سلام آقا محمد

    بابا پسر خیلی جوانی و خیلی وقت داری فقط و فقط باید روی افکارت کار کنی

    اول از همه روی ارتباطت با خدا کار کن پسر خیلی بدتر از این می تونست باشه پس خدارو شکر کن و نزدیک شو به اون و البته وضعیت جسمیت رو قبول کن با اعماق وجودت قبول کن (هنوز نتونستی با این موضوع کنار بیای)خودتو رو با این وضعیت دوست داشته باش و قبول کن

    حرف مردم و ترحمشون رو بی خیال اگه خودت بخوای هیچ کدوم از حرفاشون نمی تونه به قلبت ضربه بزنه فقط باید خودت رو قوی کنی و وضعیت جسمیتو قبول کنی.

    مطمئنم مطمئنم مطمئنم شما توانایی های خاص به خودتون رو دارید ولی چون این چند سال فقط غصه خوردین هنوز کشفش نکردی پس در خودت جستجو کن چی دوست داری و در چه کاری استعداد و علاقه داری و برو دنبالش.

    یه نکته کلیدی بهت بگم که به خودم خیلی کمک کرد سعی کن کاری رو یاد بگیر و چیزی رو بلد باشی که هم سن و سالات نمی دونن و دنبالش نیستن (مثلاً کسب تخصص در یه زمینه از همین الان که دانشجو هستید)

    فکر می کنم به خاطر وضعیت جسمیت خانوادتون رو بدون اینکه خودتون بدونید اذیت می کنید و باعث رنجش اونها هستید پس بهتر اول از خانواده شروع کنی

    آقا محمد ،مرد باش یه مرد قوی که فردا یه زن بتونه بهت تکیه کنه از الان یکم لنگیدن همه دنیاتو خراب کرده چطور فردا تکیه گاه همسر و بچه هات می شی.(یکی از مهمترین ملاکها برای ازدواج در خانمها این هست که بتونن به مردشون تکیه کنن)

    توی دانشگاه پیش قدم باش برای هر کاری ،حل تمرین، پاسخ استاد، برنامه های خارج از درس و ....حتی در ارتباط با استادا با اعتماد به نفس برای هر چیز کوچیک سعی کن با استادات و همکلاسات ارتباط بگیری و مهربون صمیمی و قوی باشی.
    به خدا هیچ اتفاقی نمی یوفته شما سرکلاس کاندید بشی و تمرین حل کنی فقط باعث می شه همه ببیننت و بهت توجه کنن

    یه نکته کلیدی بهت بگم با کسای که دوست داری ارتباط بگیری یکم توجه کن و از خصوصیات خوبی که دارن تعریف کن این کار کوچیک دوستان و روابط شما رو افزایش میده

    کلاسهای اعتماد به نفس و مطالعه مطالبی دراینخصوص رو بهتون پیشنهاد می کنم

    آقا محمد زندگی سختر از اون چیزی هست که شما فکر می کنی پس از پیلت در بیا و ادمی شو که دیگران بتونن به تو تکیه کنن و از تو ارامش بگیرن. (امیدوارم از رک بودن من نارحت نشی)
    واقعا ارتباط با خدایی که میگید واقعا خیلی تاثیر داره بنده نمازم رو متاسفانه مثل آدم نمیخونم یه مدت میخونم و یه مدت نمیخونم ولی زمان هایی که نماز میخونم احساس میکنم خیلی راه رفتن و اعتماد بنفسم بالا میره...باور بفرمایید تو هر بیماری(گرچند خدا رو شکر بیماری من خیلی خفیفتره)بدترین چیز واسه فرد بیمار همین حرفای چرند مردمه که باعث میشه در مقابل بیماری شکست بخوره.......نمیدونم چطور استعدادام رو کشفشون کنم چون به چیز خاصی علاقه ندارم ..........

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    من یه آقایی رو میشناسم که توی دوران بچگی فلج اطفال گرفتن و درمان نشدن و یک پاشون به طور کامل فلجه. ایشون الان یه روانشناس مطرح هستن. یه همسر فوق العاده زیبا دارن و دوستان بی شماری که از مصاحبت با ایشون لذت میبرن.

    همه ما نقاط ضعفی داریم که بعضیهاش پنهانه و بعضیهاش آشکار. همه ما گاهی با خودمون میگیم "اگه زیباتر بودم... اگه باهوشتر بودم... اگه قوی تر بودم..." و با افسوس زیاد، می دونیم نمیتونیم بعضی چیزها رو تغییر بدیم. تا اینجا مشکل جدی به حساب نمیاد.

    مشکل وقتیه که به خاطز چیزهایی که نمیتونیم تغییر بدیم؛ چیزهایی که می تونیم تغییر بدیم رو هم رها می کنیم. یه مسئله رو اونقدر بزرگ می کنیم که بتونیم ازش توجیهی برای سایر ضعف هامون بیرون بکشیم.

    شما هنوز سن زیادی ندارید. پس هنوزم دیر نشده. از الان شروع کنید و از دوست داشتن خودتون.
    شما جزئی از نقاط ضعفتون نیستید.
    نقاط ضعفتون جزئی از شما هستن.
    شما ارزشمندین،
    پس میشه از نقاط ضعفتون چشم پوشی کرد.
    واقعا بخش آخر حرفاتون رو باید هر روز پیش خودم تکرار کنم تا بشه فکر و اندیشه ام و خیلی قابل تآمله...ولی بخش اول حرفاتون رو که میگید فردی فلج اطفاله و همسرش خیلی خوب هستن و اینا بعضی وقتا وقتی فکر آینده ام رو میکنم میگم آخه کدوم فرد سالمی میاد با بنده ازدواج کنه و هر وقت که میخوام به کاری دست بزنم میگم واسه من دیگه دیر شده یا با بیماریم توجیهش میکنم....

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohammad-ra تشکرکرده است .

    فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 03 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.