امروز صبح داشتم به شما فکر میکردم یاد این شعر دبستانی افتادم :
بشنو از من کودک من، پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن، هست زیبا هست زیبا.
یادتونه!؟ ؛ آخرای شعر "باز باران". شاید دوم دبستان بود.
بعد یادم اومد اون موقع یه بچه ی احمق بودم و برای بیست گرفتن از معلم لغت-معنی حفظ میکردم!؛اما دریغ از کوچکترین توجه به این شعر.
حق با شماست . شرایط سختیه ولی یادتون باشه :
** هرکه او بيدارتر پر دردتر **
** هرکه درکش بیش دردش بیشتر **








علاقه مندی ها (Bookmarks)