به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    دوست عزیز

    به نظر من از این حست فرار نکن، از این خانم فرار نکن،

    عادی رفتار کن و شرایطت رو بپذیر

    تا آنجا که میتونی سرت رو با درس و کار گرم کن و سرگرمیهای دیگه با دوستانت فراهم کن که در جمعهای اونها نباشی

    ولی نه اینکه اونها در مهمانی و خوشگذرونی باشند شما گوشه خانه کز کنی و به اون خانم فکر کنی .

    برای خودت دوستای جدید و سرگرمیهای جدید ایجاد کن مثلا گروههای کوهنوردی، طبیعت گردی و.....

    دنبال جایگزین فعلا نباش، چون اعصاب و روانت بدتر میریزه بهم و اضطراب ازدواج با شخص دیگه و ناراحتی از دست دادن ایشون روح و جسمت رو آزار میده.

    من نمی دونم این چکاری که اینقدر برای ازدواج بشما اصرار میکنه

    یعنی مجرد بودن در کار شما یک عیب است؟؟

    به نظر من هرچی بخواهی از چیزی فرار کنی و بهش فکر نکنی بدتر وسواس میگیری و اون فکر میاد سراغت.

    خودت رو با کارهای که از صمیم قلب دوست داری و عشق می ورزی حسابی سرگرم کن.

    مطمینم می تونی موفق بشی توکلت به خدا باشه

  2. کاربر روبرو از پست مفید sanjab تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 20 فروردین 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 دی 93 [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-02
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    2,042
    سطح
    27
    Points: 2,042, Level: 27
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 108
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab نمایش پست ها
    دوست عزیز

    به نظر من از این حست فرار نکن، از این خانم فرار نکن،

    عادی رفتار کن و شرایطت رو بپذیر

    تا آنجا که میتونی سرت رو با درس و کار گرم کن و سرگرمیهای دیگه با دوستانت فراهم کن که در جمعهای اونها نباشی

    ولی نه اینکه اونها در مهمانی و خوشگذرونی باشند شما گوشه خانه کز کنی و به اون خانم فکر کنی .

    برای خودت دوستای جدید و سرگرمیهای جدید ایجاد کن مثلا گروههای کوهنوردی، طبیعت گردی و.....

    دنبال جایگزین فعلا نباش، چون اعصاب و روانت بدتر میریزه بهم و اضطراب ازدواج با شخص دیگه و ناراحتی از دست دادن ایشون روح و جسمت رو آزار میده.

    من نمی دونم این چکاری که اینقدر برای ازدواج بشما اصرار میکنه

    یعنی مجرد بودن در کار شما یک عیب است؟؟

    به نظر من هرچی بخواهی از چیزی فرار کنی و بهش فکر نکنی بدتر وسواس میگیری و اون فکر میاد سراغت.

    خودت رو با کارهای که از صمیم قلب دوست داری و عشق می ورزی حسابی سرگرم کن.

    مطمینم می تونی موفق بشی توکلت به خدا باشه



    خود من هم همین رو میخوام.... میخوام که عادی باشم... ولی باور کنید شرایط من بسیار متفاوت هست...
    متاسفانه همه چیز خاطرات من رو زنده میکنه... و تا میام که حالم یکم خوب بشه.... باز همه چیز میاد سر خونه ی اول....
    بنظر شما کار راحتیه...که عادی باشم... بعد این همه ماجرا.... فکر میکنید من دوست دارم خودم رو عذاب بدم...
    اصلا دیگه واسم مهم نیست دیگه قراره چی بشه...... ولی بعضی مواقع میشه که باید حتما ، وقتی هست ...حضور داشته باشم ...اونهم فقط به خاطر داییم و داداشم... ولی این چیزی که ناراحتم میکنه رفتار مذخرفشه... که من رو آزار میده...

    همیشه یاد این جمله ی زیبا میافتم که میگه :
    واسه آرامش خودتم که شده ببخش و فراموش کن ولی وقتی از کسایی که توقع نداری میرنجی هر چقدر هم که بخوای ببخشی و فراموش کنی ،نمیشه...انگار داری خودتو گول میزنی ...وقتی میرنجی حتی اگه بگی بخشیدمش یه چیزی ته دلت میمونه....کینه نیست....یه جای زخم...یه چیزی که نمیذاره اوضاع مثل قبل بشه....هر چقدر هم که تلاش کنی خودتو بزنی به اون راه و بگی نه.... بی فایده ست...یه چیزی این وسط از بین رفته و جای خالیش تا همیشه درد میکنه یه چیزی مثل " حرمت"...

    یه چیزی این وسط خراب شده که فکر نکنم هیچ وقت درست بشه... و همه چیز عادی بشه... بهر حال تلاش من رهایی از این عذابه... عذابی که نمیدونم کی میخواد تمام بشه...
    4 سال عذاب و انتظار با فراز و نشیبش و حالا هم عذاب یاد خاطره ها و فراموشی خیلی چیزها...


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  2. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43
  3. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 87, 09:08
  4. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 بهمن 86, 15:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.