خیلی خیلی ممنون از دختر بی خیال
دونه دونه حرف هایی رو که گفتید رو قبول دارم.
اونموقع که من اون پست رو گذاشتم(همین پست قبلیم )یکم عصبی شده بودم. اگه یه موقع بی احترامی کردم ، ببخشید .شیدا هم همین که اومده وقت گذاشته و حرف منو خونده و نظرشو تایپ کرده واسم، خیلی مهمه و واقعا ازش ممنونم.اگه یه موقع اومد پست منو خوند ، امید وارم از دستم دلخور نشه. ولی خب از این که بدترین حالت رو در نظر گرفتن، ازشون یکم دلخور شدم.
از اون آدم مذهبیا که همش ریش دارنو یه تسبیح دستشونه و پیراهنشون رو شلوارشونه نیستم.
که خیلی هاشون از صدتا کافر بدترن.
به موقش تیپ میزنیم. نمازو روزمونو سر جاش میخونیم و میگیریم. حلال حروم سرمون میشه.
سرمون تو کار خودمونه. به موقش میزنیمو میرقصیم
به وقتش هم عزداری میکنیم.
این ویژگی هایه من و اون دختر و اون پسره.
مشکل از من بوده که شخصیت خودوم و اون دختر و خاستگار قبلی رو کاملا شرح نداده بودم. البته خودم همین الان هم کاملا رو این دختر شناخت ندارم.
من فقط احساس کردم میتونیم با هم موفق باشیم. به نظرم معیارهای منو داشت. اینو قبول دارم که یه بخشی از این احساسی که من نسبت به این دختر دارم، قطعا وابستگی و عادت کردنه. اگر هم میخواستم یه ملاقاتی باهاش داشته باشم، مطمئنا به همراه مادر یا خواهر متاهلم میرفتم.
اگر هم میگم قصدم ازدواجه، به این معنی نیست که من و ایشون الان کاملا شناخت داریم از همدیگه. بلاخره هر پسری به یه طریقی یه دختر بهش معرفی میشه.
یکی مادرش بش پیشنهاد میده. یه نفر فامیلشون یکیو معرفی میکنه.یکی دیگه ممکنه توی محیط کارش یه دختر رو ببینه. یکی هم مثه من تو ی این فضای مجازی.
من فقط میخواستم روی این دختر بیشتر تحقیق کنم. ابدا با همین شناخت اندک که ازش دارم نیمخواستم به قوا معروف برم در خونشون.
همه ی این مسائل که گفتم در مورد خود من هم صادقه. یعنی این دختر هم باید منو بیشتر بشناسه.
به نظر خودم الان شاید بهترین کار این باشه که یه مدت، مثلا سه ماه چت نکنیم که متوجه بشم این احساس چند درصدش علاقه س و چند درصدش عادت.
اینطوری شاید برای ایشون هم بهتر باشه چون اون خاستگار قبلی رو شاید یکم فراموش کنه. البته فراموش که نمیتونه بکنه .فقط یکم کهنه تر بشه مسئله ی خاستگارش.
این رو هم بگم که خاستگار قبلیش هم آدم خوب و مذهبی بوده و مشکل خاصی نداشته. خود من هم کاملا توجیه نشدم که پس اگه خوب بوده چرا نشده؟
خود این دختر میگه : برای اون پسر خیلی مهم بوده که حتما قبل ازدواج شرایط مالی خوبی داشته باشه.یعنی هم شرایط مالی هم اینکه سربازیش تموم شده باشه. و مسائلی دیگه که من ازش بی خبرم.
اصلا شاید اگه همدیگه رو از نزدیک ببینیم، هر دوتامون خوشمون نیاد از همدیگه .
حالا بهش بگم حدود سه ماه نیایم چت یا بگم دیگه کلا نیایم چت؟
عقلم میگه کلا نرو چت. دلم یه چیزه دیگه میگه.
چند تا از مقاله ها رو خوندم. خیلی به دردم خورد. واقعا این یه اشتبا رایج شده که پسر و دختر قبل از خاستگاری و حتی بعدش ، خیلی سریع عاشق همدیگه میشن و احساسات حکمفرما میشه. در حالی که این دوران ، دوران شناخت طرف مقابله و نه چیز دیگه ای.
منم دارم این اشتباهو مرتکب میشم.
بازم ممنون از نظراتتون.
فقط شما فرض رو بر این بذارید که هم من هم اون دختر هم اون پسر خاستگار، هممون آدم حسابی بودیم و هستیم و هیچ کودوممون دنبال دوستی و اینجور مسائل پیش پا افتاده نیستیم و نبودیم و البته معصوم هم نیستیم.
منتظر نظراتتون![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)