به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 دی 93 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1392-10-05
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,579
    سطح
    22
    Points: 1,579, Level: 22
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    540

    تشکرشده 489 در 127 پست

    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط rezaosss نمایش پست ها
    مثل يك انسان عجيب رفتار ميكرد
    ،تا نكنه پدرم هم بياد و من احساس حقارت ميكردم،
    سلام
    مشکلت و حرفت بی رحمانه و احمقانه نیست ادم وقتی نسبت به یک چیزی احساس نیاز میکنه و از ان راضی نمیشه از ان موضوع زده میشه .... شاید خیلی ها تو اعماق وجودشون به خاطر ارضا نشدن مسایل روحی اشون حس های مشابه شما را داشته باشند و از ترس جرات بیانش نداشته باشن
    من کارشناس نیستم که نظر بدهم تو این موارد اما کاش ریز تر و دقیق تر با بیان چند تا مثال مینوشتی که چه کارهایی از نظرت عجیب میامد؟
    بدرت چه میکرد که جلو جمع احساس حقارت میکردی؟ لباس کهنه و قدیمی نامرتب؟ صحبت نه به جا؟
    یک چیز دیگه میدونی اکثر مردها تو خونه خیلی توجهی به بچه ها و مسایل خونه ندارن و این تقریبا طبیعی شده و بارش مادرها به دوش میکشند احساس نمیکنی خودت هم زیادی ادم عاطفی و حساسی هستی؟
    میدونی هر وقت یک ذره بین بگیری دستت و یک ایراد و اشکال کوچک را از ان ذره بین نگاه کنی به نظرت خیلی بزرگ میاید و حاشیه و نکات مثبت دیگه را نمیبینی
    حتما بگو بدرت چه نکارت مثبتی داره؟
    و نکات و منفی اش را هم بگو؟
    برای خودت فکر کن اگه از بچگی بدون بدر بزرگ شده بودی الان چه حسی داشتی؟
    این جمله را از یک دکتر روان شناس شنیدم که میگفت برای ایجاد محبت تو خانوده منتظر به وجود امدن احساس نباشید احساس و محبت یک فعل اول وارد عمل بشید و بعد نتیجه اش ببینید
    این جمله روی خودم خیلی تاثیر خوبی داشت
    تا حالا شده خودت قدمی برداری برای نزدیک شدن؟
    منتظر جواب کارشناس ها هم باشید و شاید بهتر باشه عنوان موضوعتون را هم مناسب تر انتخاب کنید
    زندگی باید کرد
    گاه با تلخی راه , گاه با یک گل سرخ
    گاه با یک دل تنگ
    گاه باید رویید در میان باران
    گاه باید خندید با غمی بی پایان

    ویرایش توسط پونه : شنبه 16 فروردین 93 در ساعت 11:42

  2. 3 کاربر از پست مفید پونه تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (شنبه 16 فروردین 93), khaleghezey (شنبه 16 فروردین 93), کامران (چهارشنبه 27 فروردین 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 13 شهریور 95 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1393-1-16
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,851
    سطح
    25
    Points: 1,851, Level: 25
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط پونه نمایش پست ها
    شاید خیلی ها تو اعماق وجودشون به خاطر ارضا نشدن مسایل روحی اشون حس های مشابه شما را داشته باشند و از ترس جرات بیانش نداشته باشن
    من کارشناس نیستم که نظر بدهم تو این موارد اما کاش ریز تر و دقیق تر با بیان چند تا مثال مینوشتی که چه کارهایی از نظرت عجیب میامد؟
    ب
    مثلا چند تا مثال اينكه
    يادمه وقتي ميخواستم كنكور بدم ازش خواستم بهم پول بده تا برم كلاس كنكور گفت كه من براي اين چيزا بهت پول نميدم، يا ميتوني درس بخوني يا بايد بري سر كار
    منم بعد از 1 سال پشت كنكوري خوشبختانه دانشگاه دولتي قبول شدم ولي مشكل من اين نيست اينه كه براي پسر برادرش كه دانشگاه آزاد چلغوز آباد قبول شده بود داشت خودشو ميكشت كه براش پول شهريشو بده، يا اينكه يه بار يكي سر برادر زادشو كلاه گذاشته بود (به دليل طمع كار بودن برادر زادش ) و پدرم يادمه اونقدر در اين مورد حرص ميخورد كه نزديك بود سكته كنه
    يا مثلا با يكي از برادراش يك زميني را شريكي براي باغ خريده بودند كه ديديم اون برادرش اونو به اسم خودش زده بود و بعد از چندين سال كه اون زمين چند برابر ارزش پيدا كرده بود همون مبلغ قبلي رو به پدرم داد و گفت كه من اين پولو ازت قرض گرفته بودم، و واكنش پدرم اين بود كه خوب مشكلي نيست بهرحال من كه از باغداري چيزي سر در نميارم
    يا يادمه براي اجراي مراسم عروسي يكي ديگه از برادر زاده هاش خودشو به آب و آتيش ميزد در حالي كه خود اونها كاري نميكردند
    هميشه تو جمع طوري از اونها تعريف ميكنه و متاثر ميشه كه انگار نوكر كسي هست،در صورتي كه همش سرشو كلاه گذاشتن
    يا اينكه يادمه بدونه اينكه به ما بگه يك تيكه زمينشو داده بود به يكي در صورتي كه اون وضعش از خودش بهتره و مثلا بچه هاي خودش چيزي از خودشون نداشتن

    يادمه وقتي ليسانسمو گرفتم ،با وجود اينكه خيلي درسم خوب بود ولي بخاطر همين حسي كه داشتم درسو ترك كردم و رفتم سراغ كار تا خودم مستقل باشم و بتونم خونه را ترك كنم، ولي بخاطر علاقه به مادرم اين كارو نكردم
    البته تو بقيه موارد چيزي برامون كم نميزاره ولي وقتي اين رفتاراشو ميبينم كه با وجودي كه خانوادش سرشو كلاه ميزارن و اين رفتارا رو داره حالم بد ميشه

  4. کاربر روبرو از پست مفید rezaosss تشکرکرده است .

    پونه (شنبه 16 فروردین 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواستگار اينترنتي
    توسط nilooojooon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 16 خرداد 95, 15:11
  2. خانواده حتی حاضر نیستن دختری که انتخاب کردم ببینند
    توسط s.s.s در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 15 فروردین 94, 09:53
  3. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 21:04
  4. +احساساتي هستم
    توسط sayehhaye_mah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 خرداد 87, 08:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.