اگر امکان کلاس رفتن و ... نداری، عضو گروههای خیریه و فعالیتهای داوطلبانه شو.
حتی می تونی خودت یه کاری در این زمینه شروع کنی.
مثلا تو مسجد محلتون یه برنامه بذار، خانمها ماهی یه بار برن سرای سالمندان با پیرزنهای اونجا همدم و هم صحبت بشن.
همین باعث می شه خانمها بشناسن شما را، ضمن این که کار قشنگی که می کنی روی روحیه خودت هم تاثیر می ذاره و جذاب تر می شی.
می تونی همین برنامه را برای بازدید از مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست یا معلولین یا ... بذاری.
می تونی چیزی را که بلدی آموزش بدی.
من دقیقا نمی دونم شما تو چه محیطی زندگی می کنید و چه توانائیهایی دارید.
خودت باید این را پیدا و بعد عملی کنی.
شهرداریها هم کلاسها و انجمن های ارزان قیمت و رایگان دارند.
می تونید عضو گروههای ورزشی و کوهنوردیشون بشید.
به فکر این که یه پسری پیدا کنی باهاش دوست بشی که بعد شاید ختم به ازدواج بشه نباش.
به فکر این باش که در فضایی قرار بگیری که می تونه تو را در مسیر دیده شدن و شناخته شدن و ... قرار بده.
با توصیفاتی که کردی ( این که رابطه داشتی و موفق نبوده + 25 سالگی در خانواده و فامیل شما سن زیادی برای ازدواج هست و همه قبلش ازدواج کردند )
فکر می کنم روش دوم بهتر جواب بده.
توضیح را برای این نوشتم که الان یکی می آد می گه شماها عقب مونده اید، توی امریکا دخترها 18 سالگی سه تا دوست پسر را پشت سر گذاشتن و
این روش شوهر کردن نیست و ....

یه ذره هم به فضا و موقعیت و ... فکر نمی کنند می خوان یه شبه انقلاب کنند و روش ازدواج را در ایران عوض کنند
*****************************
در مورد اون آقا اگر به این رفتارت ادامه بدی به ضرر خودت هست.
اول این که دیگران فکر می کنند شما هنوز عاشق و دلخسته ای ایشون هستی.
هیچ مردی دوست نداره بره خواستگاری دختری که همه پشت سرش حرف می زنند و می گن فلان پسر که ازدواج کرده دختره منزوی شد و ... فلانی ولش کرد و ....
مطمئن باش اگر نری مهمونی ها و اگر جایی که اونا هستن نری این حرف بیشتر و بیشتر می پیچه و می شی خانم هاویشان!
همه فکر می کنند اون ولت کرده و تو هم افسرده و دلخسته و عاشق بی نوا هستی.
اما اگر بری همه جا و اصلا برات مهم نباشه که اونا هستند یا نیستند،
بقیه هم می گن اگرم حرفی بوده یا دروغه یاحل شده رفته.
حتی فکر می کنند شاید تو نخواستی و ازش جدا شدی.
به هر حال مساله شکل بهتری پیدا می کنه.
دو سه بار اول ممکنه با دیدنش ناراحت بشی یا کمی دست وپات را گم کنی،
بعدش برات عادی عادی می شه.
مساله را بزرگ کنی، می شه برات مانعی برای همون چیزی که براش تاپیک باز کردی.
یکی از راههای داشتن خواستگار رسمی این هست که نذاری به این خاطر فک و فامیل در موردت حرف بزنن.
مخصوصا که می گی بیشتر خواستگارات را باید فامیل معرفی کنند.
کسی که دنبال دردسر نمی گرده. با خودشون می گن این دختره شاید مشکل داره و بی خود خودمون را قاطی نکنیم.
مگه ندیدی فلان پسر هم ولش کرد و رفت زن گرفت.
مگه ندیدی از وقتی پسره رفته این هم افسرده و خونه نشین شده و ....
اصلا به روی خودت نیار و با اعتماد به نفس کامل همه جا برو.
علاقه مندی ها (Bookmarks)