متین جان
شما از تیر ماه تا الان دارید راجع به این آقا و این رابطه تاپیک می زنید.
صد بار شما را تحقیر کرده و رابطه را تمام کرده، نمی دونم چرا اصلا متوجه عمر و زمان و شخصییت نیستی که داره این وسط حروم می شه. له می شه. چرا تمومش نمی کنی؟
دو سال از عمرت را گذاشتی پای این آدم، هنوز نفهمیدی که شما را نمی خواد؟
نمی گم مناسب شما نیست یا چه ایراداتی داره، چون ظاهرا تو تاپیکهای قبلی هرچی دوستان گفتن اصلا برات مهم نیست.
اگر از مرد بی اراده و بی مسئولیت و فرصت طلب و تنبل و پررو ... خوشت می آد، بگرد یه بی مسئولیت بی خود دیگه پیدا کن که تو را دوست داشته باشه و بخوادت.

نوشته اصلی توسط
شیدا
متین عزیز،
من تاپیک قبلی شما را که دنبال می کردم خیلی خوشحال شدم که در نهایت متوجه شدی که باید رابطه را تمام کنی و ظاهرا هم این کار را کردی.
بعد از اون هم دیدم که در کمتر از یک ماه مجدد رفتی سراغشون که بهت گفت "برو به زندگیت برس"
باز برای تولدش اومدی پرسیدی چی براش بخرم و من متعجب از رفتار شما!
برای این تاپیک جدیدت چند بار خواستم چیزی بگم ولی دیدم حرفی ندارم.
گفتنی ها همه گفته شده. اما دلم می خواست یه چوری بفهمم چرا متوجه نیستی.
دیروز دیدم توی یک تاپیک در مورد رابطه دختر و پسر برای مراجع راهنمایی گذاشته بودی که ادامه نده و ....
انگار ما آدمها در صحبت کردن خوبیم و در عمل ؟
راستش مساله تو خیلی واضح تر و جدی تر از اون خانم به نظرم رسید و برام سواله که متین متوجه نیست؟
اگر متوجه هست چرا هر دو سه هفته یک بار به یک بهانه ای دوباره شروع می کنه؟
از اواسط تیرماه که قطع رابطه کردی تا الان یک بار گفتی عمل جراحی داشته رابطه را شروع کردی
یه بار تولدش شد
یه بار تو باید می رفتی یه اداره ای ....
اینها همه عذر و بهانه الکی است. این همه آدم جراحی می شن، تو مسئول دلداری و کمکی؟
بدون کمک اون آقا نهایت کارت یک هفته دیرتر انجام می شد، رفت و آمد اداری سخت تره یا این شکسته شدن غرورت و شخصیتت و له و لورده کردن خودت؟
طی کردن روزهای سخت ترک اعتیادت به تلفن و رابطه و صداش و ... راحت تره یا دنبال کار اداری رفتن؟
خودت را علاف یک مرد سی و سه ساله که تکلیفش با خودش مشخص نیست کردی که چی؟
زندگیت را و روزهای جوونیت را هدر نده.
همیشه فرصت خواستگار داشتن و ازدواج کردن نداری.
از اون مهم تر این که این رابطه و این رفتارها به شکل فرسایشی و آروم آروم داغونت می کنه.
اون آدم را به طور کلی برای خودت بکش.
حتی اگر اونها تو را بخوان، تو دیگه نباید بخوای.
یک آدم ضعیف و بی اراده که دو ساله تو را مسخره و آلت دستش خودش کرده و ذره ذره غرور و شخصیت و عزت نفست را ازت گرفته.
متین تو اگر نجنبی فنا می شی.
مرد سی و سه ساله توی دانشگاه شما چیکار می کرد؟
شغلش چیه؟
نظر خانواده ات چیه؟
خودت چند سالته؟
- - - Updated - - -
یک سره هم حرف از این که گفته نامزدیم می زنی.
این که تو را مسخره خودش کرده و به در و همسایه می گه نامزدیم و آبروت را برده و یه ذره غیرت و جرات و شهامت زندگی کردن نداره خیلی برات جالبه؟
خیلی خوشحالی که یه پسر بی اراده و بیمار تو را اینور اونور نامزد خودش معرفی می کنه؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 18 اسفند 92 در ساعت 13:38
علاقه مندی ها (Bookmarks)