[quote=خانوم مجرد;320617]سلام
سلام خوبی؟ یک کم فکر کن شاید من شناختی؟
حتی همین تغییر نام هم حس خوبی امروز بهم داد
هر چی فکر کردم دیدم دلیلی نداره نداشته هام هی جلو چشمم نگه دارم و روش زوم کنم و هی بگم من واقعیت پذیرفتم . این پذیرش واقعیت نیست یک جور لجبازی و ......
بچه ها حس میکنم واسه اینکه بهم سخت نگذره دارم کلا از دور زندگی خارج میشم
واسه همینم هفته ای یبار حالم گرفته میشه انگار رو تردمیل میدوم بعد که تموم میشه نای راه رفتن هم ندارم منظورم اینه که یه هفته سعی میکنم شاد باشم و به گذشته فکر نکنم بعد یه دفعه کم میارم
این خیلی خوب که هفته ای یکبار حالت اینقدر بد میشه این یعنی اینکه داری خوب خوب میشی
افسردگی همین طوری تو حالت بدش همیشه همیشه حالت بد
یک کم که بهتر بشی یک مقدار حالت بد و یک مقدار خوبی نصف نصف
و بعد در نهایت اکثر اوقات حالت خوب
اصلا چرا سخت میگیری سختی ها هستن ... نهایت تلاش ما اینکه بیشتر وقت حالمون خوب باشه اما زمانهایی هم حتما باید باشه که یک مقدار بهم بریزیم یک مقدار گریه کنیم ....
ایده ال فکر نکن ......
حس میکنم زندگی نه تنها واسه من بلکه واسه خیلیا سخت و دنیا تنگ شده
ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا
یک روز تو قران داشتم داستان حضرت مریم میخوندم ان جایی که مریم تنهای تنها از درد زایمان به خودش میپیچید ..
ان موقع حضرت مریم از بس فشار تحمل کرده بود میگه خدایا کاش قبل این مرده بودم و فراموش شذه بودم ان موقع احساس کردم که حتی ادمهای بزرگ هم تو سختی ها دنیا براشون خیلی تنگ و سخت میشه هر چند سختی ها و رنج انها با ما قابل مقایسه نیست ... یک مدت خیلی سوره مریم میخوندم و به سختی ها و دعاها و امیدواری های انبیا و ... فکر میکردم گاهی دلم خیلی میسوخت و گاهی پر امید .. راستش حفظ کردم سوره مریم
قصدم شعار دادن و نصیحت کردن نیست خودم بیشتر به حرف نیاز دارم....خودم هم در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی شبیه تو هستم ...
در نهایت خوندن کتاب انسان در جستجوی حقیقت بهم خیلی کمک کرده...
الان که مینویسم بغض دارم روانشناسم منعم کرده که تاپیک بزنم ولی هرچی گشتم دیدم کسی نیست که باهاش حرف بزنم اومدم تاپیک زدم
شاید منعت کرده به خاطر این بوده که گیج نشی و دنبال راهکارهای دیگه نری و یک راه تا اخر ادامه بدهی ....
اما صرف همدردی و درد دل ساده برات خوب
من هم گاهی که حسابی بهم میریزم میام مینویسم راهی پیدا نمیکنم اما ارامتر میشوم
کلا نوشتن ادم ارام میکنه هر از گاهی افکارت دسته بندی کن بنویس حس خوبی به ادم میده
دوستی که باهاش حرف بزنم ندارم و سخت گیرم تو صمیمی شدن با دخترا . چون رو فهم و قوه طنز طرف حساسم با هر کسی حال نمیکنم حتی هم کلام بشم
روزای اخر سالم هست من همیشه این روزا یه حال غریبی دارم
کلا حالم روبراه نیست فکر میکنم دارم خودمو گول میزنم که روزای خوب میاد.. مثل مرغ پر کنده میگردم واسه خودم یه دلخوشی پیدا کنم
اما بعضی وقتا واقعا ته میکشه انرژیم
دوباره از فردا میری رو ترد میلد شک نکن فقط به خودت سخت نگیر توقع زیادی از خودت نداشته باش
و خیلی حس های بد دیگه که نمیگم که سرتون درد نیاد
خوب کردی در دل کردی نمی دونم حرفهام ارامترت کرده یا نه؟
یادت نره زمان میبره افسردگی درمان کامل بشه و تو بیشتر راه رفتی
اینها را مرتب برای خودم میگم
شب عیدی جای این حرفها پاشو برو موهات رنگ کن و یک مدل جدید به موهات بده چینش اطاقت عوض کن
دنیا همه اش دو روز....
برات ارزوی موفقیت دارم
quote]









علاقه مندی ها (Bookmarks)