وقتی گفتم بذار ازنگاهت بفهمه که پنهانکاریش توذهنت بدون جواب مونده،منظورم فقط مواقعی هست که داره باروشهای اشتباه ماستمالی میکنه،
یعنی زمانی که بحث قضیه پنهانکاری بینتون هست،ولی درموارد دیگه وضع رومعمولی کن مثل تبادل عواطف،بیشترازسه روز قهروسرسنگینی خوب نیست
.یه مثال مجرب ازخودم بگم تابیشترمتوجه منظورم بشی،من دوره نوجوانی وچندسال بعدش گاهگاهی سیگارمیکشیدم وبعداکلاکنارش گذاشتم.الان اگه کسی سیگار بکشه وبخاد پنهانکاری کنه سریع متوجه میشم ،هرکلک وبهانه ای هم بیاره فایده نداره بستگی به نوع توجیه ش واکنش نشون میدم_اینکه پیش من خجالت میکشه وداره پنهانکاری میکنه،میخاد جاپای خودشو برای خلاف بیشتر محکم کنه،میخاد منو دوربزنه وچقدرمصصم به فریب دادن من هست،بیشتراوقات دربرابرتوجیهات ودروغهای این افراد سکوت معنادار میکنم سکوتی که میدونم تو دلش چی میگذره،ولی بحث کردن باهاش میتونه اورو واداربه توجیهات ودروغهای سلسه وارکنه،فقط اگه اهل اصلاح خودش باشه یک راه براش میمونه واون تاثیرگرفتن ازسیگارنکشیدن من هست تصویرمن توذهنش میمونه و نیازی به امربه معروف و نهی ازمنکر نیست،
...مو اظب باش این رفتارو با انفعال و واضح رفتار نکردن اشتباه نگیری....
خب حالاشما وقتی حس اینکه چه راههاوچه احساساتی باعث گرایش شوهرت به سمت خلاف شده(مثل کنجکاوی)وشماهم قدرت و هوش این کنجکاویهاروداری ولی یک پله بالاترازاین سطح ولایه ی احساسی قرار داری واونم اینکه این کنجکاویها نشان ضعف شخصیت نشان بیماری خفیف فرد دراون مورد هست،حسی ازپاک بودن رو ازشمابه شوهرت منتقل میکنه،درپستهای قبلی به شماگفتم وجاهت وبلوغ فکری شما تأثیرگزارهست.خودت رو جای شوهرت بذار میخاد به انگیزه کنجکاوی یاهرچیزی کجروی کنه تصویرهمسر وجیه ومنطق پذیروبلوغ یافته ی خود ش میاد توی ذهنش وقتی تصمیم به خلاف بگیره احساس حقارت وکوچکی میکنه،چون حس خوبه "دور زدن"بهش دست نمیده میفهمه داره خودش گول میزنه، بنابراین "خودساختگی وقوی بودن شما"مهم هست
البته هرجا موقعیت صحبت وکمک صریح وسازنده هم خلق کردیدکه چه بهتر_اگه خدای نکرده درآینده اشتباه کردشمانبایداحساس گناه کنی چون درنهایت اراده ومسئولیت کارهاش باخودش هست.ضمن اینکه شفاف سازی واعتماد سازی هم همچنان باید وجود داشته باشه.
__منظورم ازضعف ارتباطات ضعف ارتباطش باخودت هست،فحش دادن،کتک زدن،قهر زیاد،لجاجت،سیاست بازی غلط در رفتارها همه نشانه ارتباط ضعیف فرد باکسیه که این کارهارو نسبت به او انجام میده،چون نمیتونه وبلد نیست آنچنان که بایدوشاید حرف دلش روبزنه بدون اینکه ایجاد سوتفاهم کنه،ممکنه کسی فردی اجتماعی به نظربرسه ولی رابطش باهمسروخانوادش نامطلوب باشه.__امانگاه شما به فحشهای او؛این فحشهارودر ذهن سطحی طبقه بندی کن نه فحشی که عمیقاوقلبا داره میگه،من احساس بدت رودرک میکنم،ولی شما نباید همپای فحشهای او وقتی براساس ذهن سطحی رفتارمیکنه،رفتارکنی،وقتی داره فحش میده داره به رفتاری ازشماکه به نظراو ناخوشایندهست اعتراض میکنه،
پس فحش حاشیه ست،شایداعتراضش بجایانابجاباشه،دیدگاه شما باید"مسأله محور"باشه روی مسأله دقت کن نه فحشهاو حواشی.ولی معمولابهتره فضایی که دراون حساسیت ایجادشده وفحش ردوبدل میشه بهم زد،قبلش باید"خویشتن دار"باشی تابتونی ازادامه یافتن جریان جلوگیری کنی،اون موقع همش بهش نگو فحش نده،شایدبدترتحریک بشه چون روی دنده لج هست.بابزرگ منشی وکرامت رفتارکن بگو هروقت فحشهات تموم شد بیابگو که مشکل چیه،چون اینجوری متوجه حرفات نمیشم.یااون موقع اون فضاروترک کن تا آرامش برگرده.چون بعدازاین رفتارهاخودش هم پشیمون میشه.
.برای شناخت بیشتر ذهن سطحی این لینک رو مطالعه کنید:
http://www.hamdardi.net/thread-26620.html
برای تقویت بیشترارتباطات
لطفا این کلیپ آموزنده رو ازاینجا دانلود کن:
http://www.hamdardi.net/thread31818-2.html
مسأله سردتربودن شما در روابط و رویه ای که درپیش گرفتی خالی ازاشکال نیست و یک عامل ریشه ای ست لطفا حتماپیگیرحلش باش و به سایت تنظیم خانواده که دربالای تالار آدرسش هست یابه مشاورمربوطه مراجعه کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)