به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 12 تیر 93 [ 18:53]
    تاریخ عضویت
    1392-11-08
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    57

    تشکرشده 89 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چرا من حق ندارم ناراحت بشم ؟!!

    سلام دوستان گلم
    شاید مشکل من زیاد به نظر شما حاد نباشه، اما واسه خودم هست، از این قرار :
    من و همسرم نامزد هستیم و به هم علاقه داریم، اما مشکلم اینه وقتی ناراحت میشم این قدر همسرم ناراحت میشه و به هم میریزه که گاهی کلا بیخیال میشم احساسم رو بروز بدم .
    یه مال میزنم که البته اینو قبول دارم یه ذره بی منطقی ناراحت شدم ولی خب منم حق دارم یه جاهایی ناراحت بشم هرچند واسه بقیه قابل درک نباشه. با همسرم رفتیم عروسک بخریم بعد از اینکه رفتیم طبقه دوم واسه دیدن هرچی ازش میپرسیدم خب کدوم میگفت نمیدونم یا دستش تو جیبش بود و کلا تریپ بی تفاوت و اینکه انگار یه ذره خستس با اینکه من از خرید اونم عروسک حتی واسه یه بچه کلی ذوق میکنم ! ( اینار واسه اتاق خودمون میخواستیم). وقتی این صحنه رو دیدم ناراحت شدم و هیچی نگفتم گفتم عروسک نمیخوام بریم اونم تعجب کرد و رفتم داخل ماشین نشستم بعد یهو شروع به گریه کرد که چرا الکی ناراحت شدی و این حرفا!! یعنی واقعا این رفتارش واسم عجیب بود . گاهی وقتا هم میگه من ازت توقع ندارم !
    بعدش که اون گریه کرد منم گریم گرفت و یه ساعتی تو ماشین همین طور گذشت، تا اومدیم خونه ما . ولی جلو پدر مادرم اصلا اصلا هیچ کدوم هیچی نشون دادیم و خوشحال و خندون و با هم شوخی میکردیم و کلا فراموش شد ولی روز بعدش گفت شب خوابم نبرده و با خودم گفتم چرا تو بیخودی ناراحت شدی و گفتی دلت شکست.
    من تو خانواده ای بزرگ شدم که مردا موقع خرید چنین رفتاری ندارن، بعد از چند ماه عقد این اولین خریدی بود که با هم رفتیم، یه بارم رفتیم گل فروشی گل ببینیم چون هیچی نگفت اگه چیزی رو دوس داری واست بگیرم و گل نگرفت بازم ناراحت شدم، کلا با خرید مشکل دارم و اصلا دوس ندارم با هم بازار بریم !
    ............................

    همش فک میکنم اون گریه همسرم یه جور اعتراض به من بوده که با اون موقعیت سرباز کرده
    ،دلیل این رفتارش واسم مبهمه . ( من نگاهم یه کم روانکاوانست :دی )
    نظر شما چیه ؟

    پیشاپیش ممنون از همه
    قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را؛
    این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!
    ویرایش توسط mahtaaab : شنبه 10 اسفند 92 در ساعت 22:12

  2. کاربر روبرو از پست مفید mahtaaab تشکرکرده است .

    alireza35 (یکشنبه 11 اسفند 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.