خواهر عزیزم.من یه راهکار بهت میگم.ببین چجوریه ازش استفاده کن:
گفتی پیش مشاور رفتنت حتمیه خوب الحمدالله میتونی در مورد راهکارهای ما از مشاورهم سوال کنی تا بتونه بهتر راهنماییت کنه.
چند وقته دقیقا با همسرت تماس نداشتی و ندیدیش؟
به همسرت زنگ بزن ازش بخواه یه قرار ملاقات بذارید تادرمورد مشکلات بوجود اومده و رابطتون تصمیمش برای ادامه یا توقف زندگیتون باهم صحبت کنید.سر قرارتون بدون هیچ خجالتی مشکلاتت رو براش بیان کن و احساست رو نسبت بهش بگو ولی حتما دقت کن تو حرفات سعی نکنی درمورد خانواده اش چیزی بگی فقط بگو من خیلی خانواده ات رو دوست دارم مخصوصا مادرت رو خیلی خانم خوبیه اگه بهم چیزی میگفت میذاشتم رو حساب بزرگیش و اینکه میخواد کمکم کنه و ازاینجور حرفا.خلاصه هرچی سیاست زنونه داری خرجش کن ولی سعی کن تو حرفات حالت خواهش یا التماس نداشته باشی با محبت اما دستوری و منطقی صحبت کن.از رگ خواب همسرت هم استفاده کن.ازش بخواه روی حرفات فکر کنه و بهش بگو تو درمورد ملاقاتتون چیزی به خانواده ات نگفتی و ازاون هم بخداه نگه بگو میخوام سوپرایز بشن اگه ما اشتی کردیم.بگو روحرفات فکر کنه و اگه نظر مثبتی داشت باز مثل دوران دوستیتون سعی کنید باهم اشنا بشید و از دوباره شروع کنید.حتی برای بامزه بودن دست بده وخودت رو دوباره معرفی کن.اینجوری تمام لحظات خوش قبلیتون به یادش میاد و پا به پای تو جلو میاد.انشالا بعد خوب شدن رابطتون همچنان بخواه که کسی رو در جریان نذاره و راضیش کن برید پیش مشاور بعد تمام اینکارها طبق یه برنامه از پیش تعیین شده خانواده هاتون رو درجریان بذارید.وحتی اگه لازم شد میتونید ازخانواده هاتون هم بخواید که با شما بیان پیش مشاور.
البته این کارها یه پیشنهاد بود فقط اگه خواستی باز روشون فکر کن و با بقیه مشورت کن یکم کم و زیادش کن .البته خودت بهتر میدونی.امیدوارم خدا همیشه همراهت باشه