با سلام.
آقای یک آشنا: ببینید به هر حال اتفاقیه که افتاده،اگر تا حالا ازدواج نمیکردیدو این قضیه رو میشد خوب میشد یه جور دیگه فکر کرد و تصمیم گرفت ولی حالا ازدواجی شکل گرفته و اوضاع فرق میکنه.خواهش میکنم در فضایی به دور از بی انصافی و بدون قضاوت قبلی و پیش داوری و خواهشاً بدون اینکه از موضع بالا حرف بزنید به خاطر این قضیه(هر چند میدونم آزرده و نگران شدید) صحبتهاشون رو بشنوید و حتی الامکان اعتماد کنید، کار درستی نکرده که نگفته ولی خوب شاید دلایلی داشته،شاید ترسیده شما رو از دست بده و ... اگر زن خوبیه و مشکل خاصی ندارید به خاطر این قضیه دنبال بهونه نباشید لطفاً.
بازم تکرار میکنم که میدونم برای شما سخته ولی حتماً برای ایشون سخت تره،امیدوارم هردوتون با به کار بردن یه سری مهارتها در حرف زدن و شنیدن بتونید از این مرحله به سلامت عبور کنید و زندگیتون دستخوش طوفان نشه.ایشالا.
نادیا جان چقدر خوشحالم میبینمتون (به شکل مجازی البته ) .امیدوارم همیشه شاد و موفق باشین،از دیدن امضاتون خیلی خوشحال شدم،حالا واقعاً این نیمه گمشده داره سر و کله اش پیدا میشه؟ اگه ایشالا اینطوره خبر خوشش رو هم به ما بدین،دل من که خیلی به شنیدن خبر خوش نیاز داره.
از صاحب تاپیک عذرخواهی میکنم که توی تاپیکشون حال و احوال کردم،از دیدن نادیا ذوق زده شدم آخه![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)