به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 56
  1. #21
    Banned
    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 93 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1392-10-22
    نوشته ها
    333
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsOverdriveSocial3 months registered
    تشکرها
    518

    تشکرشده 727 در 248 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها
    (البته این بخاطر برخورد عالی طرف مقابلم هم هست، و اصلا شاید شخصیتش باعث شده که یکی مثل من بعد از سه ماه حالشو بپرسه، وگرنه من وقتی یه چیزی برام تموم بشه، دیگه تموم شده)
    خانم میشل امیدوارم ناراحت نشید ولی شما دارید با احساسات این پسر بازی میکنید وقتی براتون ماجرا تموم شده هستش اصلا نباید زنگ میزدید
    گفتید که اون پسر خوشحال شده از اینکه تماس گرفتید ولی نظرتون هنوزم منفیه(بیچاره دلم براش میسوزه که اینطور بازیچه شما شده)

    به نظرم تمام حرفایی که زدید بیشتر در خصوص غرور زنانه بود تا مردانه بهتره عنوان تاپیک رو تغییر بدید و بگذارید غرور و اشتباهات من در رابطه با یک پسر

    حتی علت جواب منفی قطعی شما تعریف کلمه غروره :"منم بهم برخورد، چون به نظرم رسید حالا این شکلی شد که انگار من منتظر اونم که بره مشکلشو برطرف کنه"
    این یعنی طرف مغرور داستان شما بودید نه اون پسر
    شما خیلی بیدلیل به اون پسر جواب منفی دادید و فقط بخاطر غرورتون

    این حقتونه که جواب رد بدید اما نباید اینکارها رو بکنید که هم با دست پس بزنید و هم با پا پیش بکشید
    با اینکار طرف مقابل احساسی جز این نداره که بازیچه شما شده
    امیدوارم دیگه اینکارو با هیچ کس تکرار نکنید

    موفق باشید

  2. 8 کاربر از پست مفید 1234567 تشکرکرده اند .

    capitan (دوشنبه 28 بهمن 92), rozaneh (دوشنبه 28 بهمن 92), sanjab (پنجشنبه 01 اسفند 92), shabnam z (دوشنبه 28 بهمن 92), میشل (دوشنبه 28 بهمن 92), برسرک (دوشنبه 28 بهمن 92), تهمتن (دوشنبه 28 بهمن 92), دختر مهربون (چهارشنبه 30 بهمن 92)

  3. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام دوستان


    خاله قزی 1234567 مینوش برسرک کاپیتان توجیه صبوری بی نهایت گل پسر تهمتن مدیرهمدردی و دوستانی که با تشکرهاتون نظرتون رو بهم گفتید، از همه متشکرم.


    آقای مدیر از توجه و راهنماییتون متشکرم. با همه مطالبی که عنوان کردید موافقم.

    برداشت اولیه من از هماهنگی شرایط، مثبت بود. اما دقیق تر بررسی نکردم. حالا بررسی می کنیم ببینیم به چی میرسیم.

    در مورد اون اشتباه اساسی که فرمودید هم نظرتون کاملا منطقیه.

    من تا قبل از این تاپیک این ذهنیت رو نداشتم که جواب منفی من اینقدر جدی گرفته شده باشه. اما حسم نسبت به اینکه این مدت تماسی نداشتند (با توجه به اینکه مسئله مورد بحث حل نشده بوده) مثبته. به نظرم می تونه سرنخی از کنترل احساسی باشه. و بعلاوه احترام به خواسته من.

    در مورد تصحیح اشتباهم. متاسفانه اینکارو براساس تفکر و منطق انجام ندادم. اینم یه برخورد لحظه ای بود. یه لحظه یادش افتادم و دیدم دلیلی نداره حالشو نپرسم. البته قطعا شناختی که از شخصیت ایشون داشتم، پس زمینه کارم بود.

    باز هم از راهنماییتون متشکرم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    نظر خودتون در موردش چیه مثبته منفیه ملاک هاتون رو داره نداره چجوریه قضیش؟
    همونطور که گفتم من با ایشون وارد فاز شناخت نشدم. بنابراین نظرم در موردش قطعی مثبت یا منفی نیست. اما برداشت های اولیه م از میزان انطباقمون با معیارهای همدیگه، مثبت بود. و اگه اون مسئله خاص نبود، همون موقع جدی بهش فکر می کردم.

    اما اون روزی که مسیج دادم، دوباره مسئله رو مطرح کردند. ولی من آمادگی ذهنیش رو نداشتم. یعنی اصلا این فرد، اینکه چرا چندماه پیش نظرم مثبت بود، چرا بهش گفتم دیگه تماس نگیره، و همه چی تو ذهنم محو شده بود.

    بنابراین گفتم الان ذهنیتی ندارم اجازه بدید بهش فکر می کنم. بعدا هم موضوع رو مرور کردم و باز به این نتیجه رسیدم که ارزش بررسی کردن رو داره. اما چون درگیری های ذهنی دیگه ای داشتم، دو هفته زمان گرفتم که آمادگی ذهنی پیدا کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    پیامک دادن شما شاید معنای خاصی نداشته باشه ولی واسه ما مردا خیلی معنا داره اینکه براش مهمی اینکه هنوز بفکرمونه به یادمونه و واسش باارزش هستیم.(البته خودتم بدت نمیادا خودتو گول نزن)

    نه اصلا ناراحت نمیشم اگه مسیجم رو به این حساب بذاره که برام با ارزش بوده. چون اگه بعدا به این نتیجه برسیم که برای هم مناسب نیستیم، که دیگه چه فرقی می کنه چه تحلیلی از این مسیج داشته باشه؟ اگرم به این نتیجه برسیم که برای هم مناسبیم، که حسابی برام ارزشمند میشه.

    البته الان هم در همین حدی که شناخت دارم، برام ارزشمند هست، وگرنه وقت ارزشمندم رو صرف شناختش نمی کردم. ولی این ارزشمندی برام مفهوم خاصی نداره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط 1234567 نمایش پست ها
    به نظرتون این کارتون درست بوده ؟

    در مورد مسیجم نظر خاصی ندارم، به نظرم کار مهمی نبود، بنابراین درست و نادرستش برام اهمیت خاصی نداره.

    اما اینکه تصمیم گرفتم دیگه بهش فکر نکنم، اشتباه بود. بهتر بود میپذیرفتم که هرموقع شرایطی که مدنظرم هست فراهم شد، اگه هنوز در شرایط ازدواج بودم، دوباره بررسی کنم.

    * مرسی بی نهایت جان، جای نگرانی نیست، ماهیت و جوهر من طوریه که ارتباطی که از ارزش ساقط باشه و در سیستم اخلاقی و فرهنگی من نگنجه رو نمی تونم تحمل کنم، همونطور که خوردن آب از جوی کنار خیابون رو نمی تونم تحمل کنم.

    مردان در مسير عشق به وسعت نامتناهي نامردند...گدايي عشق ميكنند تا زماني كه به تسخير قلب زن مطمئن نيستند....اما همين كه مطمئن شدند نامردي را در كمال مردانگي بجا مي آورند.....
    (دكتر شريعتي)

    ضمن احترام فراوان به نقل قول کننده، صد در صد مخالفم!

    * مینوش جان کلا تو فاز عشق نیستم.

    عشق از نظر من چیزی نیست غیر از همجنسی ما با پرورندمون، و مربوط به رابطه انسان ها با همدیگه نمیشه.

    اگه یه پیوند براساس اصول درستی ایجاد شده باشه، محصولش محبتی میشه که همون برای نگهداشتن و لذت بردن از یه زندگی کافیه.

    هیچ دلیلی نمیبینم همه چیزهای زیبایی که برام مهم هستند رو در چارچوب زندگی چند ساله ای که در این دنیا دارم در بیارم.

    ازدواج و زندگی عاشقانه و این چیزا، خوب یا بد، جزء اولویت های اول من نیست.

    * کاپیتان عزیز، نه اینطور نیست که من ایشون رو دوست داشته باشم! اما این نشونه بی عاطفه بودنم نیست. اتفاقا برعکس، عاطفه و تعهدی که نسبت به خونوادم دارم، باعث میشه (حتی بیشتر از چیزیکه منطقم حکم می کنه) حواسم به زندگیم باشه، چون روحیه من و روحیه اونها کاملا روی همدیگه اثر دارن.

    احساس من، روان من، و هرچه که به من مربوطه، در این خونه حاصل شده، نتیجه دسترنج و عشق پدر و مادرم و بقیه اعضای خونوادم هست. من نسبت به احساس اونها مسئولم، نه احساس فردی که هیچ نسبتی با من نداره (حالا هرقدرم که دوستم داشته باشه یا هرقدرم دلش بخواد من دوستش داشته باشم). البته این به این مفهوم نیست که با احساس کسی بازی کنم!

    در مورد مسئله ای که براتون پیش اومده، من فکر می کنم بهتر باشه یه تاپیک ایجاد کنید که فکرامونو بذاریم رو هم ببینیم جریان چیه و کار درست چیه... شما حق دارید، زبان ما دخترها یکم عجیب غریبه، برای خودمون هم همینطوره چه رسه به شما. بنابراین بیاید یه تیم تشکیل بدیم ببینیم میتونیم سر از کار طرف در بیاریم یا نه...


    باز هم از همه ممنونم.
    این موضوع در این مرحله چیزی نبود که بخوام براش تاپیک بزنم، اما یه مثال لازم داشتم که تاپیکم روانه انجمن آزاد نشه... با این حال خوب شد که نوشتم، چون جدا از اینکه این مورد به چه نتیجه ای برسه، مطالب ارزشمندی در موردش بهم گفتید.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : دوشنبه 28 بهمن 92 در ساعت 15:13

  4. 7 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    1234567 (دوشنبه 28 بهمن 92), capitan (دوشنبه 28 بهمن 92), khaleghezey (دوشنبه 28 بهمن 92), meinoush (دوشنبه 28 بهمن 92), rozaneh (دوشنبه 28 بهمن 92), shabnam z (دوشنبه 28 بهمن 92), بی نهایت (دوشنبه 28 بهمن 92)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام میشل عزیز
    این تاپیکو امروز دیدم.
    در پست اولت یکسری خطاهای شناختی بود که مدیر عزیز هم اشاره کردن و از میشل که خودش این لیستو به من یاد داد مرتکب شدنش جایز نبود.
    اگه بتونی مهمترین خطای شناختی رو بولدش کنی جواب تاپیکت میاد دستت!
    این نظر من بود.

    اما نظرم در مورد یکسری از نظرات بدون قید اسم:

    بعضی کلی نظر میدن بعضی به شدت احساس تو حرفاشونه بعضی پله اول منطق رو مطرح کردن و اینکه ایشون در جواب نه شما منطقاً منطقی رفتار کرده.
    من فکر میکنم اون آقا مغروره. اما مغرور تر از اون آقا میشله . بحث قطب ها این وسط پررنگ میشه.
    ضمن اینکه فکر میکنم هدفت از شروع این تاپیک روندی که الان پیش رفته و چیزی که در ظاهر فهمیده شده یعنی جواب شما به اون آقا و رفتار شما نبوده .
    فکر میکنم میشل دنبال پاسخ به این سواله که پاسخش مشکلی رو که در خودش نهفته میبینه مشخص میکنه
    شاید ادامه همون کند و کاوهای قبلی !
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  6. 3 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    capitan (دوشنبه 28 بهمن 92), khaleghezey (دوشنبه 28 بهمن 92), میشل (دوشنبه 28 بهمن 92)

  7. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها

    * کاپیتان عزیز، نه اینطور نیست که من ایشون رو دوست داشته باشم! اما این نشونه بی عاطفه بودنم نیست. اتفاقا برعکس، عاطفه و تعهدی که نسبت به خونوادم دارم، باعث میشه (حتی بیشتر از چیزیکه منطقم حکم می کنه) حواسم به زندگیم باشه، چون روحیه من و روحیه اونها کاملا روی همدیگه اثر دارن.

    احساس من، روان من، و هرچه که به من مربوطه، در این خونه حاصل شده، نتیجه دسترنج و عشق پدر و مادرم و بقیه اعضای خونوادم هست. من نسبت به احساس اونها مسئولم، نه احساس فردی که هیچ نسبتی با من نداره (حالا هرقدرم که دوستم داشته باشه یا هرقدرم دلش بخواد من دوستش داشته باشم). البته این به این مفهوم نیست که با احساس کسی بازی کنم!

    در مورد مسئله ای که براتون پیش اومده، من فکر می کنم بهتر باشه یه تاپیک ایجاد کنید که فکرامونو بذاریم رو هم ببینیم جریان چیه و کار درست چیه... شما حق دارید، زبان ما دخترها یکم عجیب غریبه، برای خودمون هم همینطوره چه رسه به شما. بنابراین بیاید یه تیم تشکیل بدیم ببینیم میتونیم سر از کار طرف در بیاریم یا نه...


    سلام خانم میشل، اول بگم من هر چی نوشتم فقط خطاب به شما نبود، خطابم به جامعه بزرگ دختران و خانمای عزیزمونه، نمیدونم چجوری بگم ولی هر دختری تو این جامعه حداقل یه بار مورد بی احترامی یا متلک توسط پسرا قرار گرفته پس عقل حکم میکنه کاملا جوانب احتیاطو هر دختری رعایت کنه، حتی پسرا و مردا هم باید احتیاط کنن. اما اینکه دخترای ما در معرض این جور افراد قرار دارن دلیل خوبی نیست همه پسرا رو به یه جنس ببینند، لپ کلام اینه که پسرا و مردا هم عاطفه و وابستگی فوق العاده قوی دارن ممکنه خیلی راحت آسیب ببینن ولی آقایون برعکس دخترخانما تو خودشون میریزن یا یه جور دیگه این ناراحتیشونو تخلیه میکنن، هر چند هستن پسرایی که خیلی راحت یادشون میره.

    در مورد این جملتون که بالا نوشتم فقط میتونم بهت تبریک بگم، واقعا اصلش همینه. یکی از مشکلای دخترای ما همینه که خیلی راحت خونواده رو ندید میگیرن، یکی دیگه از مشکلاتشونم اینه که تو ناز و شرمو حیای دخترونشون یا زیاده روی میکنن یا تفریط. اتفاقا شما خیلی کار خوبی کردی وارد فاز احساسی نشدی.

    آقای تهمتن منم از دست این خاله قزی خیلی حرص میخورم ولی خدارو شکر ایشون ازدواج خوبی داشتن، واسه همین از خانما بیشتر حمایت میکنه. اما سعی کنید دشمن(خانما) متوجه اختلاف داخلی ما نشن که واسمون خیلی گرون تموم میشه، اتحاد اتحاد تا پیروزی.

    خانم میشل در مورد مشکلم هم وقت کردم یه تایپیک میذارم، مشکل منم یه جورایی شبیه همین قضیه بود، خودم احساس میکنم چون میدونستم ایشون هم منو دوست داره، شاید یه کم با غرور رفتار کردم و به قول شما جوری حرف زدم که ایشون فکر میکنه که من فکر میکنم ایشون منتظر بودن یا چون ایشون فهمیده من میدونم دوستم داره بیشتر ناز میاره!!

  8. 3 کاربر از پست مفید capitan تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 28 بهمن 92), میشل (دوشنبه 28 بهمن 92), صبوری (دوشنبه 28 بهمن 92)

  9. #25
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو میشل

    اول یه چیزی بگم روزنه دادا میشه یکم راحت تر توضیح بدی برداشتت برای بانو میشل گویا هست ولی یکم میخونم گیج و منگ میشم سر در نمیارم هرووقت برگشتی توی تایپیک یه توضیح در موردش لطفا بده.دوتا خط آخر منظورم بودش.

    این جمله بانو میشل رو باید با آب طلا نوشت زد سردر تالار همدردی

    اما این نشونه بی عاطفه بودنم نیست. اتفاقا برعکس، عاطفه و تعهدی که نسبت به خونوادم دارم، باعث میشه (حتی بیشتر از چیزیکه منطقم حکم می کنه) حواسم به زندگیم باشه، چون روحیه من و روحیه اونها کاملا روی همدیگه اثر دارن.
    احساس من، روان من، و هرچه که به من مربوطه، در این خونه حاصل شده، نتیجه دسترنج و عشق پدر و مادرم و بقیه اعضای خونوادم هست. من نسبت به احساس اونها مسئولم، نه احساس فردی که هیچ نسبتی با من نداره (حالا هرقدرم که دوستم داشته باشه یا هرقدرم دلش بخواد من دوستش داشته باشم). البته این به این مفهوم نیست که با احساس کسی بازی کنم!


    چقدر خوب میشه بقیه دختر خانوم ها هم دیدشون این باشه اینجوری نیگاه کنن و احساسی تصمیم نگیرن.
    وقتی شما یه بله میگی فقط خودت نیستی که زندگیت رو تغییر میدی یه خانوادست که زندگیش تغییر میکنه.در وسعت بزرگتر فامیل های نزدیک به باهاشون رابطه خیلی خوبی داری و دوستای صمیمت خواهشا شوخی نگیری این مسئله رو یه عمر زندگیه شوخی بردار نیست بمولا
    هیچ چیز توی یه خانواده بدتر از دیدن زجر کشیدن یه دختر نیست.خیلی باارزشتر از اونی هستین که فکر میکنین شما دخترا برای خانوادتون.

    خواهشا حواستون رو جمع کنیم.
    خدا روشکری خیالم راحت شد بانو میشل کاملا عقلانی تصمیم میگیرن

    کاپیتان دادا من طرفدار کسی نیستم.من طرفدار آدم های خوبم و بانو میشل هم جزوشونه مثل خودت.مثل خیلیهای دیگه واقعا انسان های شریفی هستن.
    اگرم آبجی داشته باشی بهتر متوجه میشی منظور حرفامو.جنس زن ظریفه و شکنندست ما مردا یکم پوست کلفت تر هستیم.خدارو شکر خودتم قبول داری که نباید احساسی تصمیم گرفت و و به اینم فکر کرد که خانواد هم تحت تاثیر زیادی قرار میگیره و یه دختر باید حواسش بیشتر جمع باشه توی انتخابش
    حرف منم همینه که عاقلانه تصمیم بگیرن دخترا و اینکه زیاد توجه نکنن به مظلوم نمایی پسرا و اینکه فکر کنن به غرورشون برمیخوره و عذاب وجدان بگیرن برن جواب مثبت بدن. کل منظورم همین بود نه بیشتر
    قصد بی احترامی به هم جنس خودم رو نداشتم.فقط تذکری بود به بانوان محترمه تالار

  10. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    capitan (دوشنبه 28 بهمن 92), میشل (دوشنبه 28 بهمن 92)

  11. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    سلام ميشل جان.

    در مورد مسئله اي كه مطرح كردي.در اين مورد خاص كه مربوط به شماست قراربوده شناختي براي ازدواج پيش بياد كه بنا به دلايلي نشده و چون شروعش رو شناخت قرار داده بوديد پس نه شما و نه ايشون احساس درگير نكرديد و فقط ميدونستيد گزينه مناسب ازدواج هستيد تا اينجا كه هيچ مشكلي نبود من حس ميكنم احساس اوليه هم در اون آقا نبوده چون ترجيح دادن اول به مشكلشون بپردازند بعد به موضوع ازدواج برسند .

    وقتي بعد از گذشت سه ماه پيام داديد چون حسي در شما شكل نگرفته بوده براي همين پيام دادن رو يه اقدام موجه دونستيد.

    از طرفي اون آقا چون احساس خرج اين رابطه نكرده بودن از پيام شما براي مطرح كردن دوباره درخواستشون استفاده كردند.وشما هم عاقلانه فكر مي كنيد و جواب ميديد.

    مشكل اونجايي پيش مياد كه طي مراحل شناخت احساس هم درگير بشه و اونوقت بايد موضوع رو به چالش كشيد الان نه شما ضرر كرديد نه اون آقا...

    عاقبت يك جايی...يك وقتی...به قول شازده كوچولو :

    دلت اهلی يك نفر مي شود! و دلت....
    تو می ماني و دلتنگی ها و قلبی كه لحظه های ديدار تندتر می تپد...
    سرآسيمه مي شوی...بی دست و پا می شوی...دلتنگ می شوی...دلواپس می شوی..
    دلبسته می شوی...
    و می فهمی نمی شود انسان بود و عاشق نبود...





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...





    ویرایش توسط صبوری : سه شنبه 29 بهمن 92 در ساعت 19:19

  12. 6 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    capitan (سه شنبه 29 بهمن 92), khaleghezey (پنجشنبه 01 اسفند 92), meinoush (سه شنبه 29 بهمن 92), rozaneh (چهارشنبه 30 بهمن 92), shabnam z (چهارشنبه 30 بهمن 92), میشل (سه شنبه 29 بهمن 92)

  13. #27
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام

    آقای روزنه، کاپیتان، خاله قزی، و صبوری عزیز، از لطفتون ممنونم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rozaneh نمایش پست ها
    از میشل که خودش این لیستو به من یاد داد مرتکب شدنش جایز نبود.
    راستش برام روشن نیست مهمترین خطای شناختیم چی بوده، خوشحال میشم اگه نظرتون رو بهم بگید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rozaneh نمایش پست ها
    از میشل که خودش این لیستو به من یاد داد مرتکب شدنش جایز نبود.
    اتفاقا من هم دارم تمرین می کنم، و این معنیش اینه که خودم در این مورد نقص دارم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط rozaneh نمایش پست ها
    ضمن اینکه فکر میکنم هدفت از شروع این تاپیک روندی که الان پیش رفته و چیزی که در ظاهر فهمیده شده یعنی جواب شما به اون آقا و رفتار شما نبوده .

    شاید ادامه همون کند و کاوهای قبلی !
    بله همینطوره... این کندوکاوها همراه همیشگی زندگی من بودن و هستند... مسئله اصلی اینه که من چیستم؟ و چه چیز اصیل تری می تونم بشم...

    در مورد این تاپیک، پاسخ هایی که دوستان بهم دادن، کمکم می کنه که درست تر درک کنم و در نتیجه درست تر رفتار کنم...

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : سه شنبه 29 بهمن 92 در ساعت 19:46

  14. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    capitan (چهارشنبه 30 بهمن 92), khaleghezey (پنجشنبه 01 اسفند 92), meinoush (سه شنبه 29 بهمن 92), rozaneh (چهارشنبه 30 بهمن 92)

  15. #28
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    ميشل جان من با توجه به شناخت مختصري كه از شما دارم نظر ميدم خودتون بهتر خودتون رو ميشناسيد.
    افرادي مثل شما كه خط قرمز هايي رو در زندگيشون تعريف كردن درست و منطقي با پيشنهاد ازدواج برخورد و نظر ميدن وسعي ميكنند تا شناخت كامل نشد احساس رو درگير نكنند.كه واقعا درسترين كار هست .

    ولي ميشل جان مراقب باش عشق از جايي كه فكرش رو نميكني سراغت مياد و چون خودت رو ملزم به رعايت خط قرمز ها كردي مسلما برات سخت ميشه .منم مثل شما بودم .موردي پيش اومد كه اگر يك جمله ميگفتم كارمون به بلاتكليفي نميرسيد ولي چون اون جمله رو خارج از خط قرمز هام ديدم از خير دوست داشتنم هم گذشتم و ترجيح دادم به خاطر اون فرد قيد خط قرمزهام رو نزنم.نميدونم شما چند سالتون هست ولي مشخصه پخته عمل ميكنيد .

    در مورد اين آقا مشخصه حسي درگير نيست نه براي شما نه اون آقا پس اصلا فكر نكنيد غرور كدوم طرف خدشه دار شده.

    عاقلانه فكر كن و تصميم بگير...كاري كه مشخصه هميشه انجام ميدي.





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...






  16. 5 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    capitan (چهارشنبه 30 بهمن 92), khaleghezey (پنجشنبه 01 اسفند 92), meinoush (سه شنبه 29 بهمن 92), rozaneh (چهارشنبه 30 بهمن 92), میشل (سه شنبه 29 بهمن 92)

  17. #29
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    منظورم از نقل قول اول پست 27 این بود:

    نقل قول نوشته اصلی توسط rozaneh نمایش پست ها
    اگه بتونی مهمترین خطای شناختی رو بولدش کنی جواب تاپیکت میاد دستت!
    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط صبوري نمایش پست ها
    درست و منطقي با پيشنهاد ازدواج برخورد و نظر ميدن وسعي ميكنند تا شناخت كامل نشد احساس رو درگير نكنند.كه واقعا درسترين كار هست .
    مرسی عزیزم، آره حقیقتا باهات موافقم که این درست ترین کاره...

    اما من اونقدرا هم بدون نقص رفتار نمی کنم... هرازگاهی می بینی یه اخلاق یا رفتاریم رو محک میزنم بعضی وقتا بهتر می شم، بعضی وقتا هم در حین آزمایشات خراب کاری میشه...

    مثلا روال من اینه که اولا اجازه نمیدم کسی بهم ابراز علاقه کنه (یعنی وقتی پیش میاد، زود جمعش می کنم و نمیذارم ادامه بده.)، دوما وقتی کسی بخواد میزان احساس من به خودش رو بسنجه، راحت جواب میدادم: نه احساسی بهتون ندارم.

    یبار (همون چندماه پیش) صحبت من و خواهرم به اینجا رسید (صحبت درمورد همین فرد موضوع این تاپیک بود). خواهرم گفت تو خیلی ماشینی برخورد می کنی. این برخورد درست نیست. باید احساس طرف مقابلت رو هم در نظر بگیری، وقتی آدم به کسی علاقه داره، خیلی ناراحت میشه که طرف رک و پوست کنده در بیاد بگه نه من هیچ علاقه ای به شما ندارم.

    منم تصمیم گرفتم با ملاحظه تر جواب بدم.

    حالا وقتی به این فرد مسیج دادم و تماس گرفت، بعد از اینکه در مورد ادامه ازم پرسید و من گفتم بهش فکر می کنم. یه چنین چیزی گفت که: میدونم دوست نداری راجع به احساسات صحبت کنیم، اما فقط یه سوال کوتاه دارم، به من علاقه ای داری؟ (جملش دقیق یادم نیست.)

    منم براساس نتیجه مذاکراتی که با خواهر گرام داشتم، خواستم انسانی تر برخورد کنم، به جای اینکه مثل قبل بگم "نه"، گفتم: خب به هرحال شما توی ذهنم بودید.

    اصلا نذاشت حرفم کامل از دهنم دربیاد! گفت: آره خب اگه هیچ احساسی بهم نداشتی، حالمو نمی پرسیدی!

    منم مات شدم! خواستم توضیح بدم که: پدرجان!!!! اینکه کسی تو ذهن یکی باشه، با اینکه تو قلبش باشه، خیلی فرق می کنه!!!!!

    ولی نذاشت توضیح بدم! زودی صحبتو عوض کرد...

    خلاصه من فهمیدم که همون روش خودم درست بود!

    حالا یه جبرانی براش بکنم کــــــــــــــــــــــــ ــــِ

    کاپیتان و 1234567 عزیز، شما عصبانی نرید... این جمله بالا شوخی بود... کاریش ندارم، خودش به هرحال میفهمه برداشتش اشتباه بوده....

    صبوری جان این حرفا رو در جواب این جملت نوشتم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط صبوري نمایش پست ها
    موردي پيش اومد كه اگر يك جمله ميگفتم كارمون به بلاتكليفي نميرسيد ولي چون اون جمله رو خارج از خط قرمز هام ديدم از خير دوست داشتنم هم گذشتم و ترجيح دادم به خاطر اون فرد قيد خط قرمزهام رو نزنم.نميدونم شما چند سالتون هست ولي مشخصه پخته عمل ميكنيد .
    من هفتصد سالم هم که بشه، باز جا برای پختن دارم! به نظرم تو کارت درست تره.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : سه شنبه 29 بهمن 92 در ساعت 21:34

  18. 5 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    capitan (چهارشنبه 30 بهمن 92), khaleghezey (پنجشنبه 01 اسفند 92), meinoush (سه شنبه 29 بهمن 92), بی نهایت (چهارشنبه 30 بهمن 92), صبوری (سه شنبه 29 بهمن 92)

  19. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    توصیه من به پسران: قبل از ازدواج هر چی خانما میگن گوش کنید ناز بکشید و منت کشی کنید اما انرژی این روزا رو تو وجودتون ذخیره کنید درواقع انرژی جنبشی رو به انرژی پتانسیل ذخیره کرده و بر اساس قانون سوم نیوتن بلافاصله بعد از گرفتن جواب مثبت عکس العمل را اجرا کنید. آویزه گوشتون کنید خانما قبل از بله گفتن در اوج قدرت قرار دارند اما بعد از ازدواج دیگه ......... البته بعدشم در اوجن متاسفانه

    ""منم براساس نتیجه مذاکراتی که با خواهر گرام داشتم، خواستم انسانی تر برخورد کنم، به جای اینکه مثل قبل بگم "نه"، گفتم: خب به هرحال شما توی ذهنم بودید.
    اصلا نذاشت حرفم کامل از دهنم دربیاد! گفت: آره خب اگه هیچ احساسی بهم نداشتی، حالمو نمی پرسیدی!""


    خب همونطور مشخصه شما ایشونو دوست داری اما به روی خودت نمیاری، ما که غریبه نیستیم!!!! اما جدای از شوخی به نظر من همون روش قبلی شما درست بود، اگه شما به ایشون امیدواری نداده باشی همون رفتار قبلی بهتر بود چون بهرحال این آقا دیگه امیدوار نمیشه. اما در مورد جمله ای که گفته "آره خب اگه هیچ احساسی بهم نداشتی، حالمو نمی پرسیدی!" بیچاره عجب اشتباهی کرده باید میگفت همینشم برای من جای امیدواری داره واسم افتخاره. با این وجود من به احترام ایشون یک دقیقه سکوت میکنم و امیدوارم بارقه هایی از امید براشون وجود داشته باشه.

  20. 2 کاربر از پست مفید capitan تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 01 اسفند 92), rozaneh (چهارشنبه 30 بهمن 92)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا برای تامیین اینده ام…"""…… بیمه عمر ……"" تصمیم و گزینه درستی هست؟؟؟
    توسط عروس خوشبخت در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 اسفند 95, 21:30
  2. "احساس میکنم "همسرم کسی نیست که بتونم بهش تکیه کنم
    توسط samira62 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 اسفند 93, 14:58
  3. توصیه نوروزی یک روانپزشک: نه "چاقی" خانمها را به روی شان بیاورید، نه "کچلی" مردها را
    توسط khaleghezey در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.