به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 بهمن 92 [ 12:26]
    تاریخ عضویت
    1392-10-23
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    56
    سطح
    1
    Points: 56, Level: 1
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز خسته 1، وقتی دیدم شما هم همدرد من هستین، نا اینکه از ناراحتیتون خوشحال بشم نه، از اینکه حالمو کاملا می فهمین خوشحال شدم. وا قعیتش اینه که اگه این آدم خودشم بیاد طرفم، همه جوره بهم نشون داده که مرد زندگی نیست، ممکنه اگه بیاد از پیشنهادش خوشحال بشم ولی می دونم فقط واسه چند لحظه خوشحال میشم...ما داریم امتحان میشیم، من قبلا تجربه افسردگی و درمانش با قرص و روانپزشکو داشتم...پس می تونین حدس بزنین که بیش از حد حساس و شکنندم، الانم چون دیدم بعد دو ماه کنسل شدن نامزدی بازم اروم نشدم رفتم دکتر و بازم افتادم به قرص خوردن. مشکل من اینه که وقتی یکیو دوست دارم بیش از حد بهش با تمام وجودم وابسته میشم و به خودم میگم اگه مورد دیگه ای باز پیش بیاد که به هر دلیلی بهم بخوره و من باز به این حال و روز بیفتم پس دیگه کلا دور ازدواجو خط بکشم.
    شما هم کلا دیگه کات کردین؟الان آرامش دارین؟ بهم بگین چطوری حواستونو از این موضوع پرت می کنین. ایشا الله همه مشکلمون حل بشه و به آرامش برسیمو

    - - - Updated - - -

    دوست عزیز خسته 1، وقتی دیدم شما هم همدرد من هستین، نا اینکه از ناراحتیتون خوشحال بشم نه، از اینکه حالمو کاملا می فهمین خوشحال شدم. وا قعیتش اینه که اگه این آدم خودشم بیاد طرفم، همه جوره بهم نشون داده که مرد زندگی نیست، ممکنه اگه بیاد از پیشنهادش خوشحال بشم ولی می دونم فقط واسه چند لحظه خوشحال میشم...ما داریم امتحان میشیم، من قبلا تجربه افسردگی و درمانش با قرص و روانپزشکو داشتم...پس می تونین حدس بزنین که بیش از حد حساس و شکنندم، الانم چون دیدم بعد دو ماه کنسل شدن نامزدی بازم اروم نشدم رفتم دکتر و بازم افتادم به قرص خوردن. مشکل من اینه که وقتی یکیو دوست دارم بیش از حد بهش با تمام وجودم وابسته میشم و به خودم میگم اگه مورد دیگه ای باز پیش بیاد که به هر دلیلی بهم بخوره و من باز به این حال و روز بیفتم پس دیگه کلا دور ازدواجو خط بکشم.
    شما هم کلا دیگه کات کردین؟الان آرامش دارین؟ بهم بگین چطوری حواستونو از این موضوع پرت می کنین. ایشا الله همه مشکلمون حل بشه و به آرامش برسیمو

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط 1234567 نمایش پست ها
    طرف شاغل بود یا باید از جیب پدر مادرش خرج گل و کادو میداد ؟
    وضعیت اقتصادی شوهرت و خانوادشو دقیق بگو
    مثلا همسرت ماشین داشت ؟
    لباس چی میپوشید ؟ گوشیش چی بود و ....
    برای خودش چطور خرج میکرد
    خودت چه استنباطی از اوضاع مالیش داشتی ؟

    - - - Updated - - -

    طرف شاغل بود یا باید از جیب پدر مادرش خرج گل و کادو میداد ؟
    وضعیت اقتصادی شوهرت و خانوادشو دقیق بگو
    مثلا همسرت ماشین داشت ؟
    لباس چی میپوشید ؟ گوشیش چی بود و ....
    برای خودش چطور خرج میکرد
    خودت چه استنباطی از اوضاع مالیش داشتی ؟
    دامپزشک بود، همزمان به خواستگاریش داروخونه باز کرده بود که اصلا هم تو اون مدت کارش نگرفت. چون آدم اهل ریسک کردن نبود رفت دنبال داروخونه، وگرنه می تونست کارهای تولیدی مربوط به رشتش انجام بده، از تنبلی دنبال اسون ترین راه بود و به کمترین درآمد هم قانع بود.
    ماشین نداشت، رانندگی بلد بود ولی می ترسید! چیزی که معمولا فکر می کنم واسه پسرا عکسش صادقه! اگه من اصرار نمی کردم معتقد بود ماشینم نباید داشته باشیم! قرار بود بخره، ولی هی میگفت هر وقت بابام بخره، واسه خودشونم تصمیم گرفتن که ماشین فقط باید 206 باشه! کلا در هیچ جایی نظرمو نپرسید] هرچی مامان باباش می گفتن فقط به اونا بله چشم می گفت، به من که می رسید فقط می گفت نه نه نه!
    لباس و سرو وضعش خوب بود، معمولی رو به خوب، واسه خودشم خرج نمی کرد.
    کلا انتظار داشت هیچ چیز مادی ازش نخوام.
    وضع مالی باباش خوب بود، ولی از ما پایین تر بودن. کلا دلشون می خواست همه چیزو ارزون تموم کنن و من هیچی نگم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط 1234567 نمایش پست ها
    طرف شاغل بود یا باید از جیب پدر مادرش خرج گل و کادو میداد ؟
    وضعیت اقتصادی شوهرت و خانوادشو دقیق بگو
    مثلا همسرت ماشین داشت ؟
    لباس چی میپوشید ؟ گوشیش چی بود و ....
    برای خودش چطور خرج میکرد
    خودت چه استنباطی از اوضاع مالیش داشتی ؟

    - - - Updated - - -

    طرف شاغل بود یا باید از جیب پدر مادرش خرج گل و کادو میداد ؟
    وضعیت اقتصادی شوهرت و خانوادشو دقیق بگو
    مثلا همسرت ماشین داشت ؟
    لباس چی میپوشید ؟ گوشیش چی بود و ....
    برای خودش چطور خرج میکرد
    خودت چه استنباطی از اوضاع مالیش داشتی ؟
    دامپزشک بود، همزمان به خواستگاریش داروخونه باز کرده بود که اصلا هم تو اون مدت کارش نگرفت. چون آدم اهل ریسک کردن نبود رفت دنبال داروخونه، وگرنه می تونست کارهای تولیدی مربوط به رشتش انجام بده، از تنبلی دنبال اسون ترین راه بود و به کمترین درآمد هم قانع بود.
    ماشین نداشت، رانندگی بلد بود ولی می ترسید! چیزی که معمولا فکر می کنم واسه پسرا عکسش صادقه! اگه من اصرار نمی کردم معتقد بود ماشینم نباید داشته باشیم! قرار بود بخره، ولی هی میگفت هر وقت بابام بخره، واسه خودشونم تصمیم گرفتن که ماشین فقط باید 206 باشه! کلا در هیچ جایی نظرمو نپرسید] هرچی مامان باباش می گفتن فقط به اونا بله چشم می گفت، به من که می رسید فقط می گفت نه نه نه!
    لباس و سرو وضعش خوب بود، معمولی رو به خوب، واسه خودشم خرج نمی کرد.
    کلا انتظار داشت هیچ چیز مادی ازش نخوام.
    ویرایش توسط lonely flower : دوشنبه 23 دی 92 در ساعت 15:33


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.