در هر حال کسانی که بصورت گمنام اینجا نظر میدهند و وقت خود را بدون طلب پاداشی به دیگران میدهند انسان هایی با ارزش هستند.
بله آقای نیکمرام منم از شما و همه دوستانی که دلسوزانه بهم راهنمایی می کنن واقعا سپاسگزارم و واسشون دعا م یکنم.
خانم بالهای صداقت می فرمایند که اول شما باید اعتماد به نفس پیدا کنید.
با بالهای صداقت عزیز موافقم. من اگر اعتماد به نفس خوبی داشتم دیگه از این برخورداش ناراحت نمی شدم و توی خودم نمی ریختم بلکه در زمان مناسبی بهش یادآوری می کردم. و با اعتماد به نفس، قاطعیت هم پیدا می کردم
.
مثبت اندیشی مناسب شرایطی است که امید ی باشد.
من هنوز ته مونده امیدی دارم نمی خوام بعدا پشیمون بشم و بگم کاش و کاش و کاش
ببینید مساله اینست که شوهرتان با این کم محلی ها و جدا خوابیدن ها علی رغم تلاش شما و مهربانی شما دارد به صورت غیر مستقیم و به زبان بی زبانی به شما پیام میدهد.....
یه شاید هم وجود داره، شاید هنوز با خودش کنار نیومده باشه، به امید این شاید موندم. میگم شاید برگرده.
فرق همسر من با شما اینه که شما کاملا قاطع و بی رو دروایسی و مثل یک مرد احساستون و حقیقتو به همسرتون گفتین ولی من هنوز چیزی نشنیدم پس امیدی هست.
ادامه وضع به این سیاق نیز دردناک و حتی بدتر است.
زجر آور و بیش از اندازه دردناکه ولی میخوام از نو تلاش کنم
از این رو بود که ایده من جدایی موقت بود
جدایی دائم از موقت واسم قابل تحملتره همین الان هم مثل جدایی موقت می مونه دیگه.
میدوارم زندگی مشترکتان به پیروزی ختم شود.......................آمییییییییÙ †!
امیدوارم
- - - Updated - - -[/QUOTE]
- - - Updated - - -
- - - Updated - - -
ممنون فرشته مهربان
تمام حقایقی که گفتید رو قبول دارم و تاییدشون می کنم. واقعا بعضی از روزا می شه که دوست دارم توی خودم باشم دوست دارم غم بخورم. انگار با این غم ها و این گلایه ها ارضا میشم. تصویرسازی می کنم و چهره ای درهم پیدا می کنم. اینکه میگید لذت می برید آره درسته!!!!! لذت منفی. همیشه با خودم میگم مطمئنم اگر برم طرفش پس میزنه منو و دقیقا همین اتفاق هم میفته.
1- تمایل زیادی دارم که تغییر کنم . میخوام زندگیمو بسازم واسه خاطر خودم واسه خاطر دخترم. خیلی دوست دارم تغییر کنم. دوست دارم حس خوبی نسبت به خودم داشته باشم.
2- شرطی که واسم گذاشتید خیلی سخته . سخته که از همسرم چیزی نگم ولی تمام سعیمو می کنم که دیگه ازش چیزی نگم.
از دیشب تا الان که پستتون رو خوندم روی حرفاتون فکر کردم (خیلی دوست دارم تغییر کنم ولی امیدم از 10 شاید 2 باشه)
من از تغییر خودم شروع می کنم. من خودم توی خراب کردن و به اینجا رسیدن زندگیم نقش پررنگی داشتم پس سعی می کنم توی درست کردنش هم پررنگ باشم.
آقای نیکمرام عزیز
تشکر که راهنمایی می کنید و از حرفاتون استفاده م یکنم . خودتون هم میدونین که طلاق واسه زن چقدر بده اونم برای منی که بچه دارم و از لحاظ مالی هم مستقل نیستم ولی به فرض اگر من هم بخوام واسه طلاق اقدامی کنم مجبورم توافقی باشه که هم دخترمو ازم می گیرن و هم باید مهریمو ببخشم. من لذت بودن با دخترم رو با دنیا هم عوض نمی کنم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)