به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 40
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آذر 93 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1392-2-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    884
    سطح
    15
    Points: 884, Level: 15
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهتر هست که با این آقا ازدواج نکنید. کسی که می شینه نگاه می کنه تا شما از عشق و علاقه تون به پسرخاله تون بگید نمی تونه همسر مناسبی باشه.
    یا شما را واقعا دوست نداره
    یا خودش بیماری داره که می ذاره اینطوری تحقیرش کنید و بهش توهین کنید.

    اگه منو دوست نداره چه دلیلی داره که با من بمونه ؟!! خب میره با یکی دیگه ازدواج میکنه!! اتفاقا چون دوستم داره فقط باهام مونده وگرنه هیچ مشکلی برای ازدواج با دختر دیگه ای رو هم نداره.
    بیماری هم نداره ! اینطوری نبوده که من بشینم کنارش براش تعریف کنم و اونم گوش کنه و بگه اشکالی نداره! نه اینطور نیست فقط من این چیزا رو دیگه توضیح ندادم.



    خواستگاری پسرعموتون هم که نمی شه برید.

    پس هر دو را فراموش کنید و بگذارید کنار.

    مگه میشه اینقدر راحت فراموش کنم و بگذارم کنار ؟ پسر عموم رو میشه ولی دوستم رو نه !! به همین راحتی 6 سال با زندگیش بازی کنم و بعد هم بذارمش کنار؟ واقعا نمیشه

    - - - Updated - - -

    سلام
    من از صحیتاتون این طور برداشت کردم که همسرتون رو دوست دارید اما گاهی به فکر پسرعموتون هستین و با شوهرتون مقایسش می کنین یا به دوستانتون در موردش میگید.
    بله مهستی عزیز همینطوره فقط با این تفاوت که به دوستانم چیزی نمیگم.
    حالا چیزایی که من فکر می کنم:
    1- تو ناخوداگاهتون دنبال غم دور ی و احیاس ناکامی و... می گردین و سعی می کنین به تصور کلاسیکتون از عشق برسین اما چون شرایطش فراهم نیست ذهنتون این جریان کاذب رو میسازه. همین که با دوستاتون در این زمینه رددل می کنید نشونه این مسئله است. (در این زمینه در اینترنت جست و جو کنید)
    2- احساستون کاملا طبیعیه. گرچه شاید مثال دقیقی نباشه اما مثل وقتی که رفتید خرید و یه پالتو عروسکی خوشگل و رنگارنگ دیدید که خیلی زیباست اما به تیپ شما نمیخوره. پس یه پالتو شیک و خانومانه می خرید و ازش هم راضی هستید. در این صورت باید به خودتون بگید اون هم خوبه اما به درد شما نمیخوره.
    اگه بتونم اینطوری فکر کنم خیلی خوب میشه و راحت میشم.

    - - - Updated - - -

    دقیقا همینه که شیدا عزیز گفتن

    دوست عزیز شما داری با خودت چیکار میکنی؟قدر کسی که شمارو میخواد رو نمیدونی برای کسی که اصلا معلوم نیست و هزار تا چیز دیگه...؟اگه تکلیفت رو با خودت مشخص کنی و تعهد و احترام برای ارزشهات و باورهات قائل بشی شک نکن به آرامش میرسی.

    منم میخوام همین کارو کنم باور کنید. منم میخوام برای خودم و باورهام و دوستم ارزش قایل بشم تا از این کلافگی خلاص بشم. منم به همین حرف ها و راهنمایی ها احتیاج دارم تا به آرامش برسم و خودمو پیدا کنم.

    و در صورت انتخاب این آقایی که 6 ساله باهاشون رابطه دارید حتما حتما جمله اول نظر tamas عزیز رو جدی بگیر

    قطعا نامزد فعلیتون در اینده به روی شما خواهند اورد و این موضوع معضل بزرگی در زندگی اینده شما خواهد شد هیچ مردی نمی تونه با این جور موضوعها کنار بیاد الان برای اینکه دل شما رو بدست بیارن حرفی نمی زنن.

    با خودش این مساله رو در میون گذاشتم ولی گفت اون اگه ازدواج کنه شرایط فرق میکنه. ولی منم واقعا از این موضوع میترسم.

    - - - Updated - - -

    عزیزم سعی کن هر وقت به ذهنت میاد فقط به بدیهایی که داره فکر کنی.در مورد نظر دوستان هم من باهاشون موافقم..اگه حتی با اون دوستت هم آینده ای داشته باشین به نفع شما نیست چون میتونه از گذشته ای که داشتین منظورم علاقه به پسر خاله ات هست سو استفاده کنه در مواقع خاص و برای کوبوندن شما از اون به عنوان یک صلاح استفاده کنه .گلم امیدوارم درک کنی حرفمو

    بله عزیزم درک میکنم حرفتون رو ممنونم از راهنماییتون

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 دی 92 [ 14:21]
    تاریخ عضویت
    1392-10-13
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    135
    سطح
    2
    Points: 135, Level: 2
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چه جوری تاپیک بنویسم؟

  3. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 96 [ 20:04]
    تاریخ عضویت
    1389-12-04
    نوشته ها
    404
    امتیاز
    6,886
    سطح
    54
    Points: 6,886, Level: 54
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    533

    تشکرشده 600 در 287 پست

    Rep Power
    57
    Array
    دوست عزیز
    ایشون در حال حاظر تنها به دنبال جذب شما هستن و به صورت بسیار خامی روی این موارد سرپوش می گذارن و این به نظرشون نشانه ی علاقه است.
    همونطوری که گفتم مشکل شما طوری نیست که توقع داشته باشید اینجا و بصورت مکاتبه ایی حل بشه اهدف این سایت بالا بردن دانش عمومی و راهنمایی افرادیه که مراجعه می کنن نه درمان اونها هیچ یک از افرادی که به شما راهنمایی کردن روانشناس نیستن به همین خاطر هم من به هیچ وجه صلاح نمی دونم توضیحات بیشتری به شما بدم چون امکان اشتباه زیاده.تنها امیدوارم در حال حاظر ازدواج نکنید و به یک دکتر روانشناس مراجعه کنید.

    - - - Updated - - -

    این رو هم اضافه کنم ایشون احتمالا دارای اعتماد به نفس پایینی هستن که این رابطه رو تحمل میکنن چون می ترسن بهتر از شما کسی رو پیدا نکنن یا یکسری دلایل دیگه که با توضیحات بیشتر شما از ایشون میشه بهش پی برد!به هر حال شما اگر به عواقب این قضیه با دید بازتری نگاه کنید بهتر درک می کنید وقتی شما و ایشون ازدواج ناموفقی داشته باشید(که با این شرایط قطعا دارید)اونوقت به مراتب بیشتر با زندگیش بازی کردین !شما اون رو مجبور به رابطه نکردید خودش وارد این رابطه شده و این جور چیزها از عوارض طبیعیه این رابطه های ناسالم از نظر روانیه .چه نشانه ایی از این بالاتر می خواید که علاقه ایی به معرفی ایشون به دیگران ندارید به طور واضحتر یعنی ایشون رو نمی تونید جای همسرتون ببینید نمی دونم علاقه ی ایشون به شما چطوریه و لی الزاما نمی تونه صبر ایشون نشانه ی علاقه باشه گرچه در شرایط فعلی اصلا هم اهمیتی نداره .علاقه ی شما به ایشون هم اهمیتی نداره علاقه و عشق زمانی از نظر روانی معنا پیدا میکنه که بین 2 ادم مستقل و سالم از نظر روانی ..... باشه که بعید می دونم رابطه ی شما در چنین تعریفی بگنجه چه بسا بعد از حل وفصل مشکلاتتون به این نتیجه برسید که حسه بین شما علاقه نبوده که احتمالش کم هم نیست!
    ویرایش توسط tamas : جمعه 13 دی 92 در ساعت 21:07

  4. 2 کاربر از پست مفید tamas تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 13 دی 92), نیلوفر21 (جمعه 13 دی 92)

  5. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آذر 93 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1392-2-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    884
    سطح
    15
    Points: 884, Level: 15
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tamas نمایش پست ها
    دوست عزیز
    ایشون در حال حاظر تنها به دنبال جذب شما هستن و به صورت بسیار خامی روی این موارد سرپوش می گذارن و این به نظرشون نشانه ی علاقه است.
    همونطوری که گفتم مشکل شما طوری نیست که توقع داشته باشید اینجا و بصورت مکاتبه ایی حل بشه اهدف این سایت بالا بردن دانش عمومی و راهنمایی افرادیه که مراجعه می کنن نه درمان اونها هیچ یک از افرادی که به شما راهنمایی کردن روانشناس نیستن به همین خاطر هم من به هیچ وجه صلاح نمی دونم توضیحات بیشتری به شما بدم چون امکان اشتباه زیاده.تنها امیدوارم در حال حاظر ازدواج نکنید و به یک دکتر روانشناس مراجعه کنید.

    - - - Updated - - -

    این رو هم اضافه کنم ایشون احتمالا دارای اعتماد به نفس پایینی هستن که این رابطه رو تحمل میکنن چون می ترسن بهتر از شما کسی رو پیدا نکنن یا یکسری دلایل دیگه که با توضیحات بیشتر شما از ایشون میشه بهش پی برد!به هر حال شما اگر به عواقب این قضیه با دید بازتری نگاه کنید بهتر درک می کنید وقتی شما و ایشون ازدواج ناموفقی داشته باشید(که با این شرایط قطعا دارید)اونوقت به مراتب بیشتر با زندگیش بازی کردین !شما اون رو مجبور به رابطه نکردید خودش وارد این رابطه شده و این جور چیزها از عوارض طبیعیه این رابطه های ناسالم از نظر روانیه .چه نشانه ایی از این بالاتر می خواید که علاقه ایی به معرفی ایشون به دیگران ندارید به طور واضحتر یعنی ایشون رو نمی تونید جای همسرتون ببینید نمی دونم علاقه ی ایشون به شما چطوریه و لی الزاما نمی تونه صبر ایشون نشانه ی علاقه باشه گرچه در شرایط فعلی اصلا هم اهمیتی نداره .علاقه ی شما به ایشون هم اهمیتی نداره علاقه و عشق زمانی از نظر روانی معنا پیدا میکنه که بین 2 ادم مستقل و سالم از نظر روانی ..... باشه که بعید می دونم رابطه ی شما در چنین تعریفی بگنجه چه بسا بعد از حل وفصل مشکلاتتون به این نتیجه برسید که حسه بین شما علاقه نبوده که احتمالش کم هم نیست!

    ممنونم از راهنماییتون،
    من الان باید چه کنم ؟ اینجا اومدم تا رابطه ام رو باهاش درست کنم ولی میگید که به جایی نمیرسه. لطفا بیشتر راهنماییم کنید تا ببینم باید چه کنم. اون اصلا اعتماد به نفس پایینی نداره. شما درست میگید از طریق مکاتبه ای نمیشه مشکلی رو حل کرد.


    - - - Updated - - -

    حالم خیلی بدتر شد دیگه از فکر و خیال بیرون نمیام. میخوام این رابطه رو به جای اینگه تموم کنم درستش کنم. حداقل چند تا راهکار هم برای درست کردنش بدید لطفا

  6. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آذر 93 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1392-2-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    884
    سطح
    15
    Points: 884, Level: 15
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کسی نمیخواد دیگه چیزی بگه ؟ واقعا به جایی نرسید این تاپیک

  7. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم ، شما اگر نامزدتون رو دوست دارید ؟ خوب خیلی ساده و راحت دوستش داشته باشید ، شما در آسمان دنبال راه حل میگردید ؟ راه حل خیلی ساده هست ، نیاز به گیج شدن و وسواس هم نداره ، ببینید دلتون چی میگه . شما به اطلاعات روانشناسی هم نیازندارید ، چون فقط موضوع رو مرتب پیچیده تر میکنه ، راحت باشید

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط tamas نمایش پست ها
    دوست عزیز
    ایشون در حال حاظر تنها به دنبال جذب شما هستن و به صورت بسیار خامی روی این موارد سرپوش می گذارن و این به نظرشون نشانه ی علاقه است.
    همونطوری که گفتم مشکل شما طوری نیست که توقع داشته باشید اینجا و بصورت مکاتبه ایی حل بشه اهدف این سایت بالا بردن دانش عمومی و راهنمایی افرادیه که مراجعه می کنن نه درمان اونها هیچ یک از افرادی که به شما راهنمایی کردن روانشناس نیستن به همین خاطر هم من به هیچ وجه صلاح نمی دونم توضیحات بیشتری به شما بدم چون امکان اشتباه زیاده.تنها امیدوارم در حال حاظر ازدواج نکنید و به یک دکتر روانشناس مراجعه کنید.

    - - - Updated - - -

    این رو هم اضافه کنم ایشون احتمالا دارای اعتماد به نفس پایینی هستن که این رابطه رو تحمل میکنن چون می ترسن بهتر از شما کسی رو پیدا نکنن یا یکسری دلایل دیگه که با توضیحات بیشتر شما از ایشون میشه بهش پی برد!به هر حال شما اگر به عواقب این قضیه با دید بازتری نگاه کنید بهتر درک می کنید وقتی شما و ایشون ازدواج ناموفقی داشته باشید(که با این شرایط قطعا دارید)اونوقت به مراتب بیشتر با زندگیش بازی کردین !شما اون رو مجبور به رابطه نکردید خودش وارد این رابطه شده و این جور چیزها از عوارض طبیعیه این رابطه های ناسالم از نظر روانیه .چه نشانه ایی از این بالاتر می خواید که علاقه ایی به معرفی ایشون به دیگران ندارید به طور واضحتر یعنی ایشون رو نمی تونید جای همسرتون ببینید نمی دونم علاقه ی ایشون به شما چطوریه و لی الزاما نمی تونه صبر ایشون نشانه ی علاقه باشه گرچه در شرایط فعلی اصلا هم اهمیتی نداره .علاقه ی شما به ایشون هم اهمیتی نداره علاقه و عشق زمانی از نظر روانی معنا پیدا میکنه که بین 2 ادم مستقل و سالم از نظر روانی ..... باشه که بعید می دونم رابطه ی شما در چنین تعریفی بگنجه چه بسا بعد از حل وفصل مشکلاتتون به این نتیجه برسید که حسه بین شما علاقه نبوده که احتمالش کم هم نیست!

    شما چطوری این نتیجه گیری ها رو انجام دادید ؟؟
    من با این نظر کلی موافقم که " زندگی خاله بازی نیست و نمیشه سرسری زندگی کرد ، عاشق شد و ... " ، اما از طرفی ایشون اومده راهنمایی بگیره ، نه تو ذوقش بخوره و کلا ببره نفهمه داره چیکار میکنه ، از آسمون و ریسمون براش به هم ربط بدیم آخر هم یک موضوع ساده براش بشه معضل .

  8. 2 کاربر از پست مفید alireza35 تشکرکرده اند .

    kamr (شنبه 14 دی 92), نیلوفر21 (شنبه 14 دی 92)

  9. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آذر 93 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1392-2-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    884
    سطح
    15
    Points: 884, Level: 15
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=alireza35;312373]خانم ، شما اگر نامزدتون رو دوست دارید ؟ خوب خیلی ساده و راحت دوستش داشته باشید ، شما در آسمان دنبال راه حل میگردید ؟ راه حل خیلی ساده هست ، نیاز به گیج شدن و وسواس هم نداره ، ببینید دلتون چی میگه . شما به اطلاعات روانشناسی هم نیازندارید ، چون فقط موضوع رو مرتب پیچیده تر میکنه ، راحت باشید

    ممنونم از راهنماییتون.
    خب منم میخوام دوستش داشته باشم ولی فکرهای بیخودی نمیذاره . الان دیگه کلا با حرفایی که دوستان زدند این موضوع و درست کردن رابطه رو فراموش کردم و فکر و خیالم بیشتر شد.


    - - - Updated - - -


    /QUOTE]

  10. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    نیلوفر جان اگه قدردان داشته هات باشی فکرت آروم میشه و خود به خود رابطه درست میشه.تا فکر و خیال میاد سراغت یادت به حسن های دوستت بیوفته،و اینو به ذهنت یاد بده اصلا قیاس کردن آدمها کار خوبی نیست،و به خودت و باورهات تعهد داشته باش.اولش یکم با خودت سخت کنار میای ولی بعد میپذیری و دیگه فکر و خیال نا مربوط و مخرب نمیکنی.بشین معبارهاتو برای ازدواج بنویس و حسن و معایب دوستت هم بنویس بعد با خودت راحت کنار میای.هم به ذهنت هشدار بده فکر پسر عموت نباشه هم هرگز دیگه به دوستت نگو،عزیزم غرور آدمها از سر راه نیومده که داری اینکارو میکنی خانوم
    موفق باشی

  11. کاربر روبرو از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده است .

    نیلوفر21 (شنبه 14 دی 92)

  12. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آذر 93 [ 20:38]
    تاریخ عضویت
    1392-2-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    884
    سطح
    15
    Points: 884, Level: 15
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemaneabi222 نمایش پست ها
    نیلوفر جان اگه قدردان داشته هات باشی فکرت آروم میشه و خود به خود رابطه درست میشه.تا فکر و خیال میاد سراغت یادت به حسن های دوستت بیوفته،و اینو به ذهنت یاد بده اصلا قیاس کردن آدمها کار خوبی نیست،و به خودت و باورهات تعهد داشته باش.اولش یکم با خودت سخت کنار میای ولی بعد میپذیری و دیگه فکر و خیال نا مربوط و مخرب نمیکنی.بشین معبارهاتو برای ازدواج بنویس و حسن و معایب دوستت هم بنویس بعد با خودت راحت کنار میای.هم به ذهنت هشدار بده فکر پسر عموت نباشه هم هرگز دیگه به دوستت نگو،عزیزم غرور آدمها از سر راه نیومده که داری اینکارو میکنی خانوم
    موفق باشی

    ممنونم دوست عزیز از راهنماییت،
    من به همین توصیه ها احتیاج دارم به افکارم سر و سامون بدم. بله یکی دیگه از مشکلات من این شده که عذاب وجدانم زیادی فعال هست و هر چیزی که از ذهنم میگذره رو به دوستم میگم. اگه نگم عذاب وجدان خفه م میکنه. نمیدونم شاید از لحاظ ذهنی مریض شدم. دوستم بهم میگه خواهش میکنم به من این چیزارو نگو من میدونم اونو دوست داری دیگه بسه نمیخواد فکرتو حستو به من بگی ولی من دیوونه شدم همه ه ه چیز رو میگم. باور کنید اگه نگم عذاب وجدانی که دارم خواب و خوراک برام نمیذاره.وای خدا راستی راستی همه چیز رو دارم خراب میکنم.

  13. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    حس عذاب وجدان برای اینکه با کسی هستی ولی به فکر کس دیگه ای هستی،اینکارو با روح و روان خودت و اون آقا نکن.ذهنت رو کنترل کن،اگه کارت اشتباست پس با فکرت بجنگ نه با روح روان یه آدم دیگه،فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی،اونم اینکه هرجا فکرت سمت ایشون رفت سریع منحرفش کنی،و تصممیم درست و قظعی برای ازدواج بگیری،مشاوره هم بری خوبه ،با فکر و خیال زندگی نکن،آدم واقعی زندگی شما اونی هست که 6 سال وقت گذاشته براتون نه اون که باهاش رویا پردازی کردی،راستی 6 سال زیاده اصلا صحیح نیست روند رابطه به این شکل پس به خودت کمک کن و تکلیف خودت اون آقا رو مشخص کن،با بزرگترها هم مشورت کن.

  14. کاربر روبرو از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده است .

    نیلوفر21 (شنبه 14 دی 92)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.