دوست عزیز،
من روانشناس نیستم. تخصصی در زمینه ازدواج و ... هم ندارم.
دارم بر اساس تجربیات خودم و اون چیزی که خوندم و دیدم حرف می زنم.
خانم مجرد الان نمونه اش. تا چه مدت و تا کجا می تونست این راه را بره؟
یه مدت به قول خودش خوش بود و آرامش داشت. بالاخره چی؟
هر کدوم از اون اقایون می رن دنبال زندگی خودشون. دختر مورد نظرشون را پیدا می کنند و ازدواج می کنند.
این شمایید که بخاطر دختر بودنتون، بعد از رابطه دیگه نمی تونید ازدواج راحتی داشته باشید.
این شمایید که بخاطر خلقتت و همینطور فرهنگی که توش تربیت شدید، بعد از رابطه آسیب می بینید.
این که در فلان فرهنگ یا فلان کشور دخترها چطوری ازدواج می کنند یا ... بحثش جداست.
الان شما دختری هستی که با این فرهنگ تربیت شدی (برای همین برای خودت هم سواله و سخته که چیکار کنی. چون نوع تربیتت مانع می شه)
تو این جامعه زندگی می کنی
و می دونی که عاقبت کارت چی هست.
راستش من این همه فشار جنسی را که شما می گی درک نمی کنم.
ما زنها به راحتی با دیدن تحریک نمی شیم. بنابراین اگه روزها سرت گرم کار و زندگی باشه، قکر نکنم با دیدن هر مردی نیازت بیدار بشه.
در طول روز سر خودت را گرم کنی و حسابی خودت را خسته کنی، شب هم بدون فکر و خیال خوابت می بره.
نمی گم نیاز سراغت نمی آد، ولی اینطوری یه مقدار کنترل می شه.
تازه اینها یک طرف قضیه است.
رابطه پنهانی پدرت را در می آره. حالا اگر صیغه بود و رابطه ای بود که آشکار بود، باز فشارش کمتر بود.
شما می خوای دور از چشم خانواده و دوستان و پنهانی رابطه داشته باشی. فشاری که از این لحاظ بهتون وارد می شه را هم بهش اضافه کنید.
می دونم سخته و می دونم از چی حرف می زنی،
اما به نظرم راهش این نیست.
- - - Updated - - -
مجرد جان،
تو که آرزوت رابطه جنسی نبوده. آرزوت داشتن زندگی و همسر و خانواده بوده.
آخه چه لذتی می تونه توی رابطه یواشکی و دادن جسمت به یک مرد غیرمتعهد و فرصت طلب باشه؟
بدو بدو و یواشکی تا کسی نبینه و کسی نفهمه بری خونه اش و ....
اون چیزی که تو را اون مدت بهتر کرده بود شاید امید بوده. امید به آینده و ...
نمی دونم واقعا چی بوده. ولی بعید می دونم خود رابطه بوده. امیدواریهایی بوده که تو توی ذهنت داشتی.
تصویرسازیهایی که از خیالاتت کردی. زندگیت با اون مرد و آینده تون وخونه تون و ...
خودت بهتر می تونی بگی چی بوده که شاد و باانگیزه ات کرده بود. چی بود؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)