سلام ببخشيد كه دير اومدم. جايي بودم كه به نت دسترسي نداشتم
باخانوادشون تماس گرفتيم و ازشون اجازه خواستيم كه بريم خونشون
دوسش دارم و تصميم گرفتم اتفاقات گذشته رو اصلا به رووش نيارم و انگار كه هيچ اتفاقي نيفتاده و ما دونفريم كه با شناخت قبلي و با ديد بازتر و منطقي تر ميخواييم با هم آشنا بشيم هر چند واقعا هضمش برام سخت بود و خيلي اذيت شدم.شايدم سوء تفاهم بوده.
نميخوام توگذشته زندگي كنم و دنبال مقصر بگردم.اگرهم خودش خواست دليلشو بگه فقط ميشنوم اما نميذارم كه تاثير منفي تو ارتباط جديدمون بذاره و خوشبينانه به موضوع فكر ميكنم
توكلم به خداست.ميدونم كه هيچ وقت بنده هاشو تنها نميذاره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)