عزیزم چند تا توصیه واست دارم که اگه زمان به عقب برگرده خودم انجام میدم:
1) جدا پیشنهاد میکنم رو اخلاقت تجدید نظر کن، اگه با این روال پیش بری بازم از این مشکلات واست پیش میاد
چند تا کتاب هست که به نظرم خیلی مفیده خودمم خوندم، مردان مریخی زنان ونوسی، رازهایی درباره مردان از باربارا دی آنجلیس
مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن رفتار کن، این کتاب به توصیه همین سایت تازه خوندم و خیلی دوس داشتم قبل از ازدواجم میخوندم

تو دختر خیلی خوب و خیلی ساده ای هستی، اما سادگی بیش از اندازه به نظر من کار دست آدم میده

در مورد رابطه های خودش زیاد گفته بود. اینکه با دخترای زیادی دوست بوده رابطه زیاد داشته حتی میگفت که با یکی از دوست دختراش چه جوری . . .
وقتی این خوندم جدا موندم باورم نمیشد کسی تا این حد چشمش ببنده، دوست عزیزم پیشنهاد میکنم تو خواستگار بعدیت اصلا از جنبه احساسی فکر نکن ببین واقعا این آدم بدرد ازدواج میخوره بعد بهش وایسته شو، سعی کن مدت زیادی قبل از عقد واسه شناخت بزاری تا بعدا پشیمون نشی
نگران اینم نباش که شاید موقعیت خوب پیش نیاد، دلیل اینهمه کوتاه آمدنات با اینکه اینهمه نقاط منفی داشته همینه

حرفاتون درسته ولی فکر کنم من مشکل دارم چون وقتی از یه آدم خوشم میاد هرچقدر بهم بدی کنه و هر چقدر ازش چیزای بد بشنوم بازم ازش خوشم . . .
این حرفت من یاد یه صحبتی از هلاکویی میندازه که میگه عشقهای اول اینجوریه الان دقیقا جملش یادم نیست
اما شما با یکی دو نفر دیگه که رفت و آمد کنید این حسها از بین میره و دیگه تا این حد احساساتی برخورد نمیکنید

امیدوارم موفق باشی