به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 آذر 96 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-9-21
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    3,245
    سطح
    35
    Points: 3,245, Level: 35
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    27

    تشکرشده 21 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سارا خانوم ممنون از راهنماییتون!!! به نظرم تمایلی به رابطه نداشته باشه !!! البته نه با من با هیچ کس دیگه !!! این خانوم رو خیلی ها میخواستن (البته برای دوستی و رابطه دختر پسری) که البته من از طریق خانواده اقدام کردم!! به نظرم ایشون فکر میکنن منم فقط واسه ظاهرشونه که میخوامشون!!!میخوام بدونم چطور وقتی تو دانشگاهم و با ایشون رودررو میشم ارامشم درونیم رو از دست ندم و درگیری ذهنی پیدا نکنم!!!! من بر خلاف ظاهرم ادم احساسی هستم و خیلی شبا پیش میاد از فکروخیال خوابم نمیبره و واقعا درمونده میشم!!!

    - - - Updated - - -

    ممنونم سارا خانوم و کلوچه جان(به نظرم شما اقا باشی؟؟!!)

    خودمم دارم به فراموشی فکر میکنم اما مشکل اینجاست من ایشون رو میبینم(با هم کلاس داریم اجبارا) من وقتی ایشون رو میبینم نمیتونم در درون خودم اروم و پایدار بمونم و شروع میکنم به فکرو خیال و رویا پردازی!!! انگار که افسار ذهنم دست خودم نیست!!! بهم بگید چجوری با این حس مقابله کنم؟؟؟ شده سه چهار شب در هفته کلا نمیتونم بخوابم!!!! رنگ روم زرد و مغموم میشه!!! اگه کمکم کنید خیلی ممنونتون میشم!!!!

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Matarsak نمایش پست ها
    سارا خانوم ممنون از راهنماییتون!!! به نظرم تمایلی به رابطه نداشته باشه !!! البته نه با من با هیچ کس دیگه !!! این خانوم رو خیلی ها میخواستن (البته برای دوستی و رابطه دختر پسری) که البته من از طریق خانواده اقدام کردم!! به نظرم ایشون فکر میکنن منم فقط واسه ظاهرشونه که میخوامشون!!!میخوام بدونم چطور وقتی تو دانشگاهم و با ایشون رودررو میشم ارامشم درونیم رو از دست ندم و درگیری ذهنی پیدا نکنم!!!! من بر خلاف ظاهرم ادم احساسی هستم و خیلی شبا پیش میاد از فکروخیال خوابم نمیبره و واقعا درمونده میشم!!!

    - - - Updated - - -

    ممنونم سارا خانوم و کلوچه جان(به نظرم شما اقا باشی؟؟!!)

    خودمم دارم به فراموشی فکر میکنم اما مشکل اینجاست من ایشون رو میبینم(با هم کلاس داریم اجبارا) من وقتی ایشون رو میبینم نمیتونم در درون خودم اروم و پایدار بمونم و شروع میکنم به فکرو خیال و رویا پردازی!!! انگار که افسار ذهنم دست خودم نیست!!! بهم بگید چجوری با این حس مقابله کنم؟؟؟ شده سه چهار شب در هفته کلا نمیتونم بخوابم!!!! رنگ روم زرد و مغموم میشه!!! اگه کمکم کنید خیلی ممنونتون میشم!!!!
    آقا منم تجربه شبیه شما داشتم میدونم شرایط خیلی خیلی سخته که تو کلمه نمیگنجه ، کسی شمارو درک نمیکنه اصلا ، تا کسی تو شرایط شما نباشه نمیدونه که این قلب و دل و عشق چه کارایی که نمیتونه بکنه!!!

    قدرت خدا رو ببین

    میدونم با همه ناامیدیت بازن دوست داری تا اخر عمرتنون هم شده با چنگ و دندون هم شده نگهش داری ،

    منم مثل برادر شما دختری که بعد 3 سال ارتباط قلبی باهات برقرار نکرده یا دلش جایی دیگه گیره یا واقعا متاسفانه نمیتونه دوستتون داشته باشه و به دلش نمیشینید
    متاسفانه بنظر من بهترین راه اینکه به خودت زمان بدی و بسپاری به گذر زمان و بیخیالش شید

    چون احتمال بهم رسیدنتون با اینکه دوست ندارم بگم تقریبا صفره ، و اگه منتظر بمونی بعد 10 سال جونیتو گذاشتن میبینی که با 1 کی دیگه ازدواج میکنه یا چشم دنبال 1 کی دیگست

    جلو ضررو هر وقت بگیری منفهته

    اگه 1% هم اکی شه ، دخترا روحیشون و فطرتشون طوریه که با کسی که حسی بهش ندارن نمیتون زندگی کنن و اگه بلاجبار هم زندگی کنن زندگی خوبی نمیکنن مسلما.

    نمیخاستم ناراحتت کنم ولی دوست ندارم مثل من بعد 6 سال خون دل خوردن ببینی با 1 کی ..........

    یا حق
    ویرایش توسط mercedes62 : جمعه 22 آذر 92 در ساعت 20:35

  3. 2 کاربر از پست مفید mercedes62 تشکرکرده اند .

    Matarsak (شنبه 23 آذر 92), reihane_b (شنبه 23 آذر 92)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 آذر 96 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-9-21
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    3,245
    سطح
    35
    Points: 3,245, Level: 35
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    27

    تشکرشده 21 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از نظرتون Mercedes62!!!!

    میخوام فراموشش کنم برای همیشه!! اما مشکلی این وسط هست که این خانوم برای من شده معیار سنجش بقیه خانوم ها و نمیتونمم از این طرز تفکر خلاص بشم!!!!! اینو چجوری درمان کنم؟؟؟چجوری فکر نکنم بهش؟؟؟این حس درونیم به اون دختر چجوری باید کشته بشه؟؟ از افرادی که تجربه دارن و صاحب نظرن خواهش میکنم نظر بدن!!!!

  5. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Matarsak نمایش پست ها
    ممنون از نظرتون Mercedes62!!!!

    میخوام فراموشش کنم برای همیشه!! اما مشکلی این وسط هست که این خانوم برای من شده معیار سنجش بقیه خانوم ها و نمیتونمم از این طرز تفکر خلاص بشم!!!!! اینو چجوری درمان کنم؟؟؟چجوری فکر نکنم بهش؟؟؟این حس درونیم به اون دختر چجوری باید کشته بشه؟؟ از افرادی که تجربه دارن و صاحب نظرن خواهش میکنم نظر بدن!!!!
    دوست عزيز ميدونم چي ميگي هرجارو نگاه ميكني ياد ايشون ميفتي هر دختري رو ميبيني باز بااون مقايسه ميكني وميبيني در برابر ايشون حرفي برا گفتن ندارن و بي رنگن پيشه ايشون ، باز بر ميگردي سر كوچه اول

    خوب ببين اينا طبيعيه بخاطر علاقه و عشق و دوست داشتن هستش.

    تنها راهش كنار اومدن با قضيه و گذشت زمانه نميشه براش فرمول يا نسخه پيچيد كه مثلا اين كارا بكنيد از ذهنتو بيرون بره
    فقط بايد اينو قبول كني و باور كني كه بدرد همه ديگه نميخورد و به خودت زمان بدي كه كم كم فراموشش كني

    البته به راحتي فراموش نميشه و تو ذهنت ميمونه ولي گذر زمان كمرنگترش ميكنه و كم كم به دايره خاطرات و تجربه هاتون مي پيونده.

    بهترين راه اينكه كه قبول كني بدردهم نميخورديد از نظر ذهني و قلبي منظورمه ،بعد كم كم زمان همه چيرو درست ميكنه.

    موفق باشي دوست خوبم

  6. 2 کاربر از پست مفید mercedes62 تشکرکرده اند .

    Matarsak (شنبه 23 آذر 92), reihane_b (شنبه 23 آذر 92)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 آذر 96 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-9-21
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    3,245
    سطح
    35
    Points: 3,245, Level: 35
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    27

    تشکرشده 21 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنون!!! دارم روی خودم و ذهنم کار میکنم ولی خیلی سخته!!!! میخوام خودمو درگیر درس کنم اما نمیتونم انگار خوشم میاد با فکر کردن بهش عذاب ببینم!!!! مثل ادمای معتاد هر چند دقیقه باید دوباره فکرکنم(بخونید مصرف!!!!)
    اگه دوستان دیگه نظری دارن دریغ نکنن لطفا!!

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Matarsak نمایش پست ها
    خیلی ممنون!!! دارم روی خودم و ذهنم کار میکنم ولی خیلی سخته!!!! میخوام خودمو درگیر درس کنم اما نمیتونم انگار خوشم میاد با فکر کردن بهش عذاب ببینم!!!! مثل ادمای معتاد هر چند دقیقه باید دوباره فکرکنم(بخونید مصرف!!!!)
    اگه دوستان دیگه نظری دارن دریغ نکنن لطفا!!
    اسموتون رو نميدونم ولي شما هم مثل برادرم ميموني
    ببين داداش كوچيكه (مزاح بود چشمك )

    اين از اعجاز عشقه ديگه ، از اعتياد با ماري جوانا و مواد مخدر بدتره

    خاطرات تلخش ، اخلاق بدش ، كج خلقياش ، حتي قهر كردناش و بدترين خاطراتش بازهم برا آدم شيرينه و حتي حاضر نيست با كل دنيا عوضش كنه.

    اعجاز تو همين جاست ، تا كسي درگيرش نشه نميتونه حسش كنه و باورش كنه.

    من بعد چند سال (3 سال قطع رابطه ) جداشدن هنوز آرزومه صداشو بشنوم ولي خوب به نتيجه رسيدم كه واقعا بدرد هم نميخوريم و كاره درستي نيست واقعا.چون ازدواج كرده و....

    حالا همه اينارو گفتم كه گرا دست بياد و از طرفي بدوني تنها نيستي و چيزي نيست كه 1 شبه با 1 فرمول همش به خاكستر تبديل بشه ، زمان بره و كاره راحتي نيست ولي اگه بخاي به اميد خدا شدنيه و اينن بعنوان 1 تجربه به تجربياتت اضافه ميشه.برا خود منم اينجور بود و الان بعنوان 1 تجربه خوب ازش ياد ميكنم كه واقعا ازش درساي خيلي خوبي ياد گرفتم

    ياحق

  9. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    Matarsak (شنبه 23 آذر 92)

  10. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میخام تجربه شخصیم رو بگم.خواستی برو پستهای منو بخون.من خودم 3 سال دورادور تو دانشگاه 1دختر رو میخاستم.3سال کوچیکتر بود.وقتی فوقم تموم شد و اون سال اخر لیسانس بود از طریق واسطه بهش گفتم.تو این 3سال حتی اسمش رو هم نمیدونستم.نتیجش این شد دختری که به گفته خودش و خیلی از دوستاش تابحال باهیچ خواستگاری بیشتر از یه جلسه صحبت نکرده بود 8ماه بامن بود،بعد 8ماه قضیه تمام شد،1 عشق واقعی و زیاد،اما اصلا آن ادمی که تصور می کردم نبود،خیلی با ایده الم فرق داشت،توام با هیچ شناختی نباید تصور کنی که مناسبت بود،وقتی کسی نمیخادت ارزش فکر کردن نداره،من خودم بعد تموم شدن ماجرا باز ازش خواستم اگه دلش میخاد و جدایی براش سخته ادامه بده اما اعتنایی نکرد،برای منم تموم شد،سختمه،گاهی بیادش میفتم و گریه می کنم،آن عاشق نشد، اگه شده بود بهانه جوییاش کمتر بود،الانم دیگه اگه از تنهایی بمیرم نمیرم سراغش چون اشتباهه،چون 2بار بهش گفتم،فقط چون نگران بودم که ناراحت باشه از جدایی،خیلی منطقی جواب داد که ما بهم نمیایم، دیگه ارزش تلاش نداره چون دخترا جنبشون کمه،اگه باز اقدام کنی و حتی قبول کنه یعنی بهش میگی بیا سوارم شو،کسی که گفته نه پس نمیخاد،اگه با التماس بخوای که باهات باشه پس مردونگیت چی میشه،هیچوقت مردونگیت رو از دست نده،پس تمومش کم،من قبلا هم چندنفر رو میخاستم اما فقط تو دلم خودم،الان واسم مهم نیستن، اسمشون یادمه،چون قابل فراموشی نیست،پس توقع نداشته باش فراموش کنی،فقط به آینده فکرکن،وقتی یه شخص جدید بیاد حالت بهتر میشه،
    بعضی از ادما که منم یکیشون هستم متاسفانه ویژگیشون اینه که باید عاشق باشن،من خودم همیشه 1 عشق یطرفه داشتم،تا این اخری که به سرانجام رسید و بهم خورد،این خطرناکه چون ممکنه عاشق یکی بشیم که نباید شد،درستو بخون،الان امتحانات، من الان با اطمینان میگم خدا دوستم داشت که بهم خورد،اینو گذشت زمان بهت نشون میده، پس بذار زمان بگذره، گریه کن،غصه بخور اما به اندازش، زندگیت تعطیل نشه،نذار بقیه بفهمن ضعیفی،از خانوما معذرت میخام،اما دخترا بشدت بی جنبه ان،اگه تو درسات کم بیاری همون دختر میشینه همه جا میگه بخاطر عشق اون از زندگیت افتادی،شایدم نگه، اما تو دلش قطعا همینهف تو دیگه کاری به واکنش ان جواب نده، نه خودتو صمیمی نشون بده که فکرکنه امیدواری نه خیلی ناراحت که فکرکنه برنده اونه،نباز و حتی اگه فعلا،تاکید میکنم فعلافنذار کسی بفهمه،اگه من جای تو بودم چنان درس میخوندم که بهش بفهمونم همونطور که من واسش بی اهمیتم اونم واسم بی اهمیته، واسه کسی بمیر که واست تب کنه و نذار بازیچه دست کسی بشه،دختره اگه میخاستت قطعا جوابش این نبود،دختری که من میخاستم هم اگه منو میخاست یه واکنشی نشون میداد پس وقتی نمیخاد منم نمیخامش، فقط واس کسی کوتاه بیا که عاشقته

    - - - Updated - - -

    میخام تجربه شخصیم رو بگم.خواستی برو پستهای منو بخون.من خودم 3 سال دورادور تو دانشگاه 1دختر رو میخاستم.3سال کوچیکتر بود.وقتی فوقم تموم شد و اون سال اخر لیسانس بود از طریق واسطه بهش گفتم.تو این 3سال حتی اسمش رو هم نمیدونستم.نتیجش این شد دختری که به گفته خودش و خیلی از دوستاش تابحال باهیچ خواستگاری بیشتر از یه جلسه صحبت نکرده بود 8ماه بامن بود،بعد 8ماه قضیه تمام شد،1 عشق واقعی و زیاد،اما اصلا آن ادمی که تصور می کردم نبود،خیلی با ایده الم فرق داشت،توام با هیچ شناختی نباید تصور کنی که مناسبت بود،وقتی کسی نمیخادت ارزش فکر کردن نداره،من خودم بعد تموم شدن ماجرا باز ازش خواستم اگه دلش میخاد و جدایی براش سخته ادامه بده اما اعتنایی نکرد،برای منم تموم شد،سختمه،گاهی بیادش میفتم و گریه می کنم،آن عاشق نشد، اگه شده بود بهانه جوییاش کمتر بود،الانم دیگه اگه از تنهایی بمیرم نمیرم سراغش چون اشتباهه،چون 2بار بهش گفتم،فقط چون نگران بودم که ناراحت باشه از جدایی،خیلی منطقی جواب داد که ما بهم نمیایم، دیگه ارزش تلاش نداره چون دخترا جنبشون کمه،اگه باز اقدام کنی و حتی قبول کنه یعنی بهش میگی بیا سوارم شو،کسی که گفته نه پس نمیخاد،اگه با التماس بخوای که باهات باشه پس مردونگیت چی میشه،هیچوقت مردونگیت رو از دست نده،پس تمومش کم،من قبلا هم چندنفر رو میخاستم اما فقط تو دلم خودم،الان واسم مهم نیستن، اسمشون یادمه،چون قابل فراموشی نیست،پس توقع نداشته باش فراموش کنی،فقط به آینده فکرکن،وقتی یه شخص جدید بیاد حالت بهتر میشه،
    بعضی از ادما که منم یکیشون هستم متاسفانه ویژگیشون اینه که باید عاشق باشن،من خودم همیشه 1 عشق یطرفه داشتم،تا این اخری که به سرانجام رسید و بهم خورد،این خطرناکه چون ممکنه عاشق یکی بشیم که نباید شد،درستو بخون،الان امتحانات، من الان با اطمینان میگم خدا دوستم داشت که بهم خورد،اینو گذشت زمان بهت نشون میده، پس بذار زمان بگذره، گریه کن،غصه بخور اما به اندازش، زندگیت تعطیل نشه،نذار بقیه بفهمن ضعیفی،از خانوما معذرت میخام،اما دخترا بشدت بی جنبه ان،اگه تو درسات کم بیاری همون دختر میشینه همه جا میگه بخاطر عشق اون از زندگیت افتادی،شایدم نگه، اما تو دلش قطعا همینهف تو دیگه کاری به واکنش ان جواب نده، نه خودتو صمیمی نشون بده که فکرکنه امیدواری نه خیلی ناراحت که فکرکنه برنده اونه،نباز و حتی اگه فعلا،تاکید میکنم فعلافنذار کسی بفهمه،اگه من جای تو بودم چنان درس میخوندم که بهش بفهمونم همونطور که من واسش بی اهمیتم اونم واسم بی اهمیته، واسه کسی بمیر که واست تب کنه و نذار بازیچه دست کسی بشه،دختره اگه میخاستت قطعا جوابش این نبود،دختری که من میخاستم هم اگه منو میخاست یه واکنشی نشون میداد پس وقتی نمیخاد منم نمیخامش، فقط واس کسی کوتاه بیا که عاشقته

  11. کاربر روبرو از پست مفید ahmad3930 تشکرکرده است .

    Matarsak (شنبه 23 آذر 92)

  12. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 آبان 96 [ 13:14]
    تاریخ عضویت
    1392-9-18
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    3,129
    سطح
    34
    Points: 3,129, Level: 34
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    8

    تشکرشده 14 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    داداش جمع نبند شما پستت به بداش خورده میگی همه دخترا...اتفاقا دخترایی هستن (البته کمن) ولی وقتی بفهمن پسری صادقانه دوسشون داره دنیارو به پاش میریزن...
    ولی با راه کارات موافقم..

  13. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 آذر 96 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-9-21
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    3,245
    سطح
    35
    Points: 3,245, Level: 35
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    27

    تشکرشده 21 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ایشالا پست هیچ پسری به همچین دختری نخوره!!!! من که به خاک سیاه نشستم!!!!!!

  14. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    قبول کن همشون عین همن،این پسرها هستن که نباید شرایط رو طوری پیش ببرن که دخترا سواستفاده کنن.البته نه فقط پسرا، هردو طرف،این ویژگی همه ادماس که جنبشون کمه،تا میبینن یکی واسشون کوتاه میاد میخان سوارش شن، تو ازدواج هم همینه،تا یکی عاشق میشه آنیکی میخاد امتیاز بگیره، فرهنگ ما شده این، آدم باید خیلی دل بزرگ باشه که بفهمه احترام و محبت بقیه بخاطر علاقه یا چیزای دیگس و سوءاستفاده نکنه


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.