شیدا جان واقعا بابت این دوتا تایپیک که بهم دادین ممنونم خیلی خوب بودن حرفای فرشته مهربان روخوندم خیلی خوب بودن ومن آروم شدم مخصوصا حرفاش درمورد توبه
شیدا جان من زیاد خودم رو درگیر گذشته نکرده ام میدونید چرا اومدم تو تالار ومشکلم رومطرح کردم؟چون چند وقت پیش خوابی دیدم تعبیرش روکه باز کردم دیدم نوشته شما از گناهی تو گذشته رنج میبری ومیترسی برملا بشه بدان خدا همیشه بخشندس ولی این بنده خدا نمیبخشه نمیدونی یه دفعه دلم شکست وناراحت شدم براهمین اومدم اینجا که بپرسم من ریاکارم؟صداقتم لکه داره؟
من خداروشکر نسبت به گذشتته خیلی خوب شدم ولی عوارضش مونده به بعضی چیزها حساس شده ام وزودحالم متشنچ میشه وحالم بدمیشه طاقتم کم شده
خب چندتا سوال کردین الان باید جواب بدم
برنامه من واون پسره جهت آشنایی همدیگه هست من واون از اول ازهمدیگه خوشمون اومده وحس کردیم حرف همدیگر رو میفهمیم براهمین به هم دیگه قول دادیم بیشتر همدیگررو بشناسیم وهدفمون ازدواج باشه تاکنون چیزی باعث نشده که اون زیر حرفش بزنه یامنکرش بشه ولی فعلا فقط داریم باهم آشنا میشم خودمن هم بیشتر مایلماون روبیشتر بشناسیم وزیاد به وصال تمرکز نکنیم چون ممکنه چشمامون رو به بدی های همدیگه ببندیم
سوال دوم اینکه رابطمون عادیه خیلی کم همدیگر رومیبینیم مثلا ماهی یک بار اونم تو کافی شاپ وبیشتر از طریق چت وتلفن درارتباطیم دلیلش هم بخاطرشرایط کاری اون وهم شرایط خانوادگی من از خانواده من فقط خواهرام درجریانن پدر ومادرم نمیدونن چون خیلی سنتی هستن وبرخیاز دوستانم خانواده اون فقط میدونن با دختری درارتباطه وقصد ازدواج داره چون بهشون اطلاع داده ولی باشون آشنا نشده ام خودش میخواست من بامادرش وخواهرش آشنا کنه ورابطه داشته باشیم ولی من دوست نداشتم چون بنظرم خواهر ومادر طرف هرچقدر هم خوب باشن باز دختر موردعلاقه پسرشون رو به چشم دیگه نگاه میکنن تو تجربه اولم خواهر ومادرش برام مشکل درست کردن واسه همین تو این دوستی نمیخواستم ازهمین حالاآشنا بشم وترجیح دادم زمان خواستگاری آشنا بشیم
خواستگاری هم قراره چندماه دیگه بیاد فعلا شرایط اقتصادیش ایجاب میکنه باید یه ذره صبر کنه وهم شرایط خانوادگی من جو خونمون طوریه که دوست ندارم فعلا پای خواستگار بیاد وسط منتظرم محیط خونمون آروم بشه اون وقت............
بازم ممنون بابت اون تایپیکها واقعا خیلی خوب بود وآرامش بخش
- - - Updated - - -
آقا فرشید منظورتون از اینکه بخاطر کسی که دوستش دارم نماز شب بخونم یعنی چی؟ یعنی اونو ازخدا بخوام؟ ودعا کنم؟ راستش من تاحالا همچین کاری نکردم همیشه میگم خدایا من نصیب کن که لیاقت همدیگر رو داشته باشیم وبه اون چیزی که میخوایم برسیم وازدواجمون موجب خوشحالی وافتخار همه باشه
آقا فرشید اوایل 90 من بادوست پسر اولم کات کردم تا 1 سال طول کشید یه آدم جدید بیاد توزندگیم با دوست جدیدم اواسط 91 آشنا شده ام قبلش هر پسری رومیدیدم تنفرم نسبت به پسرها ودوست پسر قدیمیم بیشتر میشد وآرامشم بهم میریخت نمیتونستم به کس دیگه فکر کنم ولی این پسره وقتی اومد همون اول به دلم نشست وازش خوشم اومد واون حسی که به پسرها داشتم به اون نداشتم براهمین مایل شدم باش بیشتر آشنا بشم ورابطه ایجاد کنم نمیشد که زندگیمومختل کنم وازهمه چیز بیم داشته باشم از دق ودلی اون پسره نرفتم بایکی دیگه اصلا وقتی با نفر دوم بودم روحیم خیلی عوض شد اون شخص فراموش کرده بودم ولی خب تو بعضی جاها یادش می افتادم واین باعث نارحتی ونگرانی من شد وزورم اومد که چرا باید تو ذهنم بیاد
یه حرفی به آقای آچیلیس بگم
شما که میگید اگه بگه آره داشتم من میگم سالم نیستی خداحافظ براهمیشه میدونید این کارتون یه نوع بازی با صداقته؟ ازش صداقت خواستین وراستش میگه اون وقت باجمله شما سالم نیستید بهش تلنگر میزنید ومیرید؟این انصافه ؟نمیگم شما حق ندارید!!!ولی باز تلنگر شما صحیح نیست نمیدونید این حرف شما واین دیده شما برامن ودختراهایی امثال من چقدر نابودکنندس!!!چه دلی میشکنه بااین حرف؟؟؟؟وتحقیر میشیم
در ضمن آقای فرشید در مورد تلفن وزنگهای متعدد چون در اوایل آشنایی من این چیز رودیدم وهنوز هیچی بینمون چیزی مشخص نبود من گذشتم ولی ناراحتی ام رو بروز دادم اونم قول داد که بامن خالص باشه وهرچی
بوده روکنار بزاره براهمین من گذشتم وبهش یه فرصت دادم خوشبختانه تاالان چیزی ازش ندیدم وکوتاهی نکرده










علاقه مندی ها (Bookmarks)