اول از همه از شما دوستان خوب خیلی ممنونم. کاملا متوجه اشتباهام شدم و در درجه اوال قول میدم گریه نکنم.
شما درست میگید. حالا گریه و زاری منو کنار بزارید ، اما مگه این نیست که یه همسر خوب باید ی شنونده خوب باشه، نباید سر زنش داد بزنه (و فحش بده). نباید برای شوخی لگد بزنه که آدم نتونه راه بره. نباید مدام قهر کنه.
یه سوال همیشه ذهن منو به خودش مشغول می کنه.
اینکه:
چرا همیشه من باید حواسم به این باشه که دست از پا خطا نکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا همیشه منم که باید کوتاه بیام بای خودمو کنترل کنم باید آرامش بدم باید مهربون باشم باید بگم چشم باید چشم پوشی کنم باید صبوری کنم ؟؟؟
یعنی شما می گید اگه سر ی دعوا به من فحش داد من چیکار کنم؟ اگه به شوخی به من یه ضربه محکم زد، (فکر میکنه منم پسرم) ، و آسیب دیدم با هم بخندیم؟؟؟؟
وقتی منو اینقدر تشنه محبت نگه میداره که بعضی وقتا احساس می کنم ی آدم غریبه بیشتر از همسرم برام وقت میزاره من چیکار کنم؟
وقتی با وجود اینکه می تونه منو بیاد ببینه اما 4 روز میگذره اما یه سر به زنش نمیزنه، و من دارم برای دیدنش پر پر میزنم،من چکار کنم؟
آیا اون نباید خودشو اصلاح کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- - - Updated - - -
یه موضوع دیگه هم هست فوق العاده مغروره و خیلی زیاد قهر میکنه. توی خونه هم زیاد به من دستور میده که اینو بیار اینو ببر ....... . هر چی بهش میگم از جمله های امری استفاده نکن به خرجش نمیره. بهش میگم لا اقل بگو " میشه اینو بیاری..." اما گوش نمیده.
در حد تیم ملی در برابر من جبهه میگیره . همش فکر میکنه من دشمنشم میخواد از من ببره.چند وقتی ام هست که نمازشو نمی خونه و این موضوع به شدت اعصابه منو خورد کرده
- - - Updated - - -
من فعلا گریه کردنمو تعطیل می کنم. اما در برابر کارای دیگش چیکار کنم؟
داد زدنش؟
فحش دادنش؟
گاهی وقتا زدنه من؟
وقتی که بارش دارم با ذوق ی چیزی رو تعریف می کنم آخرش به مسخره به من میگه آخی ی ی ی
من با این رفتاراش چه برخوردی داشته باشم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)