سلام خدمت دوستان عزیزم
ممنون از پاسخهای تان من لیسانس گرافیک دارم و اون اقا فوق لیسانس البته از دادانشگاه هنرهای زیبا در کل انسان هنرمند و نقاش اهری هست و من هم بسیار گرایشهای هنری دارم
اشتباهات من در دو تا تجربه قبلی دقیقا شبیه به هم بود در هر دو مورد درگیر یک عشق و یا علاقه بی منطق شدم که در هردو توام با دلسوزی بود. چون من کارمند بودم و مستقل در هر دو مورد دو تا ادم بیکار و بی پول که ادعای عاشقی میکردن سر راهم قرار گرفتن و من هم بهشون کمک های مالی زیادی کردم اما از اونجایی که احساس انها دروغی بود خیلی زود به مشکل برخوردیم در ازدواج دومم همسرم درگیر مهریه همسر اولش بود وبه خاطر اون حتی به زندان هم افتاد و هر دو بار تمام مشکلات انها را قبل از ازدواج از همه و خانواده ام پنهان کردم خودم دقیقا میدونستم دارم اشتباه میکنم اما احساس میکردم میتونم درستش کنم که نشد
و اما این اقا خودش تقاضای طلاق داد اما حق و حقوق زنش رو کامل داد الانم بچه ها با زنش زندگی می کنن و این اقا. دتنها زندگی می کند دلیلش هم تا جایی که به من گفته این بوده که روحیات او و همسرش هیچ شباهتی با هم نداشته. و او را درک نمی کرده و بسیار هم بد دل و بدبین بوده از همان زمان که هنوز زنش رو طلاق نداده بوده به شدت به من ابراز علاقه میکرد اما من هیچ توجهی نمی کردم الانم که دوباره پیشنهاد ازدواج داده میگه هیچ وقت منو فراموش نکرده البته اینو بگم من احساس خیلی شدید یا قوی به ایشون ندارم اما تنها چیزی که میدونم اینه که دیگه چشمداشتی به من از لحاظ مالی نداره و خودم رو میخوا. چون از این لحاظ تامینه
ارتباطمون الان فقط در حد تلفن. و اس ام اسه چون در یک شهر دیگه که بسیار به ما دوره زندگی میکنن