به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 دی 92 [ 16:17]
    تاریخ عضویت
    1391-9-05
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    1,411
    سطح
    21
    Points: 1,411, Level: 21
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 30 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یک دنیا ممنونم
    ارتباط در حد چت و اس ام اس بود ولی بخدا فقط بخاطر کمبود محبت بود من خیلی اهل نماز و روزه حتی مستحبات هستم ولی الان هیچ چیزی وجود نداره حتی کوچکترین ارتباطی من زندگیم رو دوست دارم. بخاطر اینکه همسرم همش میخاد بگه من ادمت کردم من درست کردم. من خیلی تحقیر شدم با کمک این تالار رفتم سمت علاقه هاش. که زندگیم گرم بشه خداییش هم خیلی تغییر کردیم. اولین تهدید به شهریور سال پیش بود که با خانواده همسرم رفتیم روستای شوهرخواهر همسرم اونجا خواهرای همسرم با جاری جدید هی چیک تو چیک شدن منو تنها میزاشتن جوری که اهالی اونجا فهمیدن منم خیلی ناراحت شدم و سر موضوع کوچیکی دادزدم و گریه کردم بعدش همسرم منو برد خونه پدرم دنبالم هم نیومد من با پدرم برگشتم خونه. اخه اگه همسرم حمایت عاطفی میکرد غمی نداشتم. من از لحاظ عاطفی خالی بودم. بعدش قول دادم خوب باشم. بعدش دوباره نزدیک عید بدون مشورت با من رفت یک وسیله شخصی خرید که منم ناراحت شدم دادزدم گریه کردم هرچی اجیل خریده بود پرت کردم بازهم رفتیم مشاوره که البته هردورو مقصر کرد دوباره با پدرم حرف زد واینا
    بعدش عید فطررفتیم شهرشون باز هم جلوی اونا ازم نظر نمیخاست کلا منو حساب نمیکرد درصورتی که برادرشوهرم هی راه میرفت میگفت خانم شما چی میگی خانم شما بگو بازهم ناراحت شدم بهش توپیدم مادرش فهمید عصبانی شد شوهرم هم وابسته به مادرشه مادرش هم چون من تهرانی بودم و تو عروسیم رقصیدم ازم بدش میومد نفرت داشت همه فهمیده بودن برای همین کل خانواده برخورد خوبی باهام نداشتن خشک مقدس ماب هست. جاریم هم چون عروسی نگرفت دوسش داره. خلاصه این بارهم تهدید به طلاق
    بعد هرکدوم از این بحث ها یک هفته باهام قهره کاملا و فقط تحقیر و توهین میکنه مداوم
    شوهرم 37ساله است من 27
    بچه نداریم چون میگه درحد مادری نیستی
    سال سومی هست باهاشم. از لحاظ ابراز احساس کمرنگه بیشتر قولدری جذبه مردونه و من کاملا احساسی عاطفی تک دخترم بودم

  2. کاربر روبرو از پست مفید fakhteh1365 تشکرکرده است .

    شیدا. (سه شنبه 05 آذر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  2. موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند
    توسط ani در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آبان 88, 18:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.