اگه کسی بیاد و حکم صادر کنه که ازدواج کن یا نه بنظر اشتنباهه چون هر تصمیم گیری نیاز به شناخت داره ...

درسته که اختلاف ایشون با خانوادش حاده و خانوادش معلومه که خیلی اذیتش کردن و روحش ازرده است بعضی ها درین شرایط منفعلند و تسلیم غم و عقده ها میشن و مسلما زندگی

ایندشون هم تحت تاثیر این سموم واقع میشه یعنی ذهنشون تابع زندگی ای گذشته است اما برخلاف میتونه تابع ملاک های خودش باشه.

اما بعضیا خود ساخته اند و با خواسته های خودشون زندگی میکنن و شنگولن و میتونن خیلی خوب و بهتر از بقیه خوشبخت زندگی کنن

شما وقت بذار و بشناسشون چه روحیاتی دارن چه تاثیری گرفته از والدین؟ ایا به زندگی بدبین هست یا خوشبین؟ بعد ازدواج میخاد رابطش با اونها چطور باشه؟