به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه‌ها به قول Toojih یک کم فسفر بسوزونید واسه من


    - - - Updated - - -

  2. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    سلام سامان، ممنون از شما


    تو فکرم چیز خاصی نمیگذره، نمیدونم چرا فکر کردین که هر جای یک چیز نوشتم، من فقط از این همه تلاش و فداکاری واسه همسرم خسته شدم، دلیلش هم اینه که میبینم قدر نشناسه، یا اینکه بهم خیانت کرده، یا اینکه اصلا آینده روشنی رو با اون نمیتونم تصور کنم. حرفهام فکر نکنم با هم تناقض داشته، یه وقتایی حوصله‌‌ داشتم، بیشتر شرح دادم، یک وقتایی هم بی‌ حوصله‌‌ بودم، سر بسته نوشتم.


    شما خودت فکر میکنی تو فکر من چی‌ میگذره؟



    دختر بیخیال عزیز


    ممنوم از تو. شما که همه چیز رو خوندی بهم بگو من باید چه ‌چیزی رو تو همسرم تغییر بدم؟

    الان این زندگی که دارم، تازه بعد از کلی‌ تلاش و پیگیری بهش رسیدم. مثلا همسر من از اون مردهایی بود که بیخودی قهر می‌کرد، شاید چند هفته یا ماه، بیخود و بی‌ جهت، مثل سنگ میشد، عصبانی و سنگی، میدونی چقدر زحمت کشیدم تا درست شد؟ میبینم تو این تالار خیلی این مشکل رو دارن و راهکار میخوان. من با اون سنّ و بی‌ تجربگی، دست تنها، میدونی چقدر عذاب میکشیدم؟ اما باز موفق شدم این اخلاقش رو درست کنم.. اما یک سری چیزها هست که درست شدنی نیست و من فقط باید تحمل کنم
    ولی بالاخره درست شدن.سخت بود.اما شد
    چرا الان هم همین کارو نمیکنی؟

    ایرادای دیگشونو برطرف کنی.

    فرار کردن تا یمدت خوبه اما باز میای میگی نشد نتونستم . باز مشکلات جدیدی برااتون ایجاد میشه..

    یعنی بطور مستقیم بهشون ایراداتشو میگینو ایشون قبول میکننن؟؟؟؟ دلایل کاراشون چیه؟

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دختر بیخیال عزیز


    ممنون از شما


    همونطور که گفتم یک سری خصوصیت هست که اصلا ذات انسان رو تشکیل میده، و نمیشه عوضش کرد. الان من دیگه از ۱ یا چند خصوصیت همسرم نیست که دارم اذیت میشم، اصلا دیگه نمیخوام با خودش باشم. یعنی الان اگه بگن یک معجزه میکنیم و همسر شما به بهترین همسر دنیا تبدیل میشه، میگم نمیخوام.


    فرار از خونه ممکنه مشکلاتی ایجاد کنه، واسه همین این تاپیک رو زدم که همه چیز برام روشن بشه اول، چون واقعا فکر دیگه ایی به ذهنم نمیرسه.

  4. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 دی 99 [ 19:06]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    216
    امتیاز
    8,297
    سطح
    61
    Points: 8,297, Level: 61
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 201 در 111 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام عزیزم تاپیکتون رو خوندم نمی دونم راهی که میگم درست باشه یا نه اما به نظرم فرار از خانه به منزله ی فرار از مشکلاته و همونطور که خودت می دونی فرار، مشکلی رو حل نمی کنه بلکه باید با مشکل روبه رو شد و باهاش جنگید تا پیروز شده وبه آرامش رسید پس با مشکلت رو به رو شو و حلش کن.حیفه از این سن اسیر مشکلاتی بشی که تحملشون کنی.
    و باید فکر کنی ببینی آیا می تونی تا آخر عمر اخلاق های بدش رو تحمل کنی ، بین همسرت ارزش اینهمه تحمل و سختی کشیدن رو داره، ؟
    می تونی باهاش صحبت کنی تا اخلاقش رو درست کنه و بهش بگی که چقدر از اخلاق هاش خسته شدی و دیگه نمی تونی تحملش کنی و ببینی دوستت داره چون علاقه خیلی مهمه و از اون طریق میتونی عوضش کنی. و درکت می کنم از یه طرف بهش وابسته ای و از طرف دیگه از دست اخلاق هاش بریدی و خسته شدی کاملا درکت میکنم عزیزم. سعی کن در این مدت توکلت به خدا رو بیشتر کرده و روحیه ات رو حفظ کنی و سعی کنی منطقی تصمیم بگیری. امیدوارم به زودی مشکلت حل بشه.

  5. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    دختر بیخیال عزیز


    ممنون از شما


    همونطور که گفتم یک سری خصوصیت هست که اصلا ذات انسان رو تشکیل میده، و نمیشه عوضش کرد. الان من دیگه از ۱ یا چند خصوصیت همسرم نیست که دارم اذیت میشم، اصلا دیگه نمیخوام با خودش باشم. یعنی الان اگه بگن یک معجزه میکنیم و همسر شما به بهترین همسر دنیا تبدیل میشه، میگم نمیخوام.


    فرار از خونه ممکنه مشکلاتی ایجاد کنه، واسه همین این تاپیک رو زدم که همه چیز برام روشن بشه اول، چون واقعا فکر دیگه ایی به ذهنم نمیرسه.
    یسوال دارم واقعا حس میکنم تو حرفاتون تناقض وجود داره

    از یطرق میگین نمیخواین جدا شین چون وابسته این و میخواینشون
    از یطرف میگین اگه بهترین هم بشن با معجزه البته .!!!!!! ننیخواینش.

    خب اگه ننیخواینشون و واقعا بد هستن شما میتوننین راهتون و ازشون سوا کنین و یزندگی جدا و نو پر از موفقیت ایجاد کنین

    اگه میخواینشون باهاشون صحبت کنبن بگین اگه شمارو میخواین باید یسری خصوصبات زشتشونو کنار بذارن.که میگین اگه اینکارم بکنن نمیخواینشون.

    تصمیمتون مشخص نیست
    اما در مورد فرار . بله بالاخره یسری مشکلات داره
    اولا شما اصن نمیتونین زیاد بطور کامل فرار کنین. دوما فاصله بینتون زیادتر میشه و شرایطتون بدتر میشه.دیگه همین حس و صمیمیتیم که بینتون هست از بین میره.
    زندگیت ن میشه مثه دوتا همخونه شوهرتونم اخلاقش بدتر میشه
    محبت و باید بیرون حونه جستجو کنه.
    عصبی تر میشه
    تند خو میشه.
    خودتون حس تنایی بیشتری حس میکنین.
    فقط انگاری الکی سر خودتون شلوغ کردین مثه یه بچه ای که گریه میکنه واسه اروم کردنش یشکلات میدیم دستش. فرار شما حکم اون شکلات رو داره. واسه بمدت آرومتون میکنه اما باز روز از نوروزی از نو.

  6. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دختر بیخیال عزیز


    تناقض نیست، فقط چون همه میگید کمک کن اخلاق و رفتار‌های بدش رو اصلاح کنه، خواستم آب پاکی رو بریزم رو دست‌تون که یعنی‌ من عطایش رو به لقایش بخشیدم.


    میبینی که با وجود تمام اینها نمیتونم جدا شم، اما باهاش هم نمیتونم باشم. پس دیگه من باید چکار کنم؟

  7. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 شهریور 97 [ 12:32]
    تاریخ عضویت
    1392-7-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    4,961
    سطح
    45
    Points: 4,961, Level: 45
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger First Class
    تشکرها
    21

    تشکرشده 244 در 115 پست

    Rep Power
    36
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    دختر بیخیال عزیز، ممنون از تو


    شاید چون خیلی دوستش دارم، شهامت جدا شدن رو ندارم. درست میگید اینجا جدا شدن برای خانمها اسون تره، اما من شهامتش رو ندارم.

    البته خصوصیت خوب هم داره، اما این اشکالاتش باعث میشه خوبیهاش کم اثر بشه تو زندگیم.

    خودم هم که دوست ندارم فرار کنم اینطوری، اما وقتی میبینم نمیتونم جدا شم، فکر دیگه آی‌ به ذهنم نمیرسه
    بنظر من دلیل اینکه نمیتونی جدابشی واسه اینه که فکر میکنی اگه جدا بشی کاملا تنها میشی درسته؟
    ی جورایی هنوز بهش تکیه داری میترسی اگه جدابشی ی جور حس بی کسی سراغت بیاد
    بافرار چیزی که درست نمیشه هیچ همه چیز هم خراب میکنی چون شوهرت نسبت بهت بدبین میشه پس معقول فکر کن

  8. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    دختر بیخیال عزیز


    تناقض نیست، فقط چون همه میگید کمک کن اخلاق و رفتار‌های بدش رو اصلاح کنه، خواستم آب پاکی رو بریزم رو دست‌تون که یعنی‌ من عطایش رو به لقایش بخشیدم.


    میبینی که با وجود تمام اینها نمیتونم جدا شم، اما باهاش هم نمیتونم باشم. پس دیگه من باید چکار کنم؟
    خب چرا؟

    ااون کشور دوست و آشنایی نداری؟
    اگه جدا شی میترسی تنا بشی؟

    ننیتونی برگردی ایران پیش خانواده؟ فکر کنم خانوادت هم خبر ندارن فکر میکنن تو حیلی خوب داری زندگی میکنی..

    میتونی یمدت تو کشورت باشی بعدش و این مدت خانوادتو اماده کنی.
    بعد بری بهشون همه چی و بگو .
    مطمعنا کمکت میکنن .

    تنا نمیمونی. میتونی دوباره ازدواج کنی . یه ازدواج موفق. باور کن از این زندگی بهتر میشه آرامشت بیشتر میشه

    اگه واقعا همه کار کردی و مطمعنی دیگه درست بشو نیس

  9. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Sadafdarya aziz

    دختر بیخیال عزیز


    ممنون از شما


    نگران نیستم که ممکنه تنها شم، خانواده‌ام همونطور که گفتید کاملا حمایتم خواهند کرد، خودم هم دختر مستقلی هستم. اما نمی دونم چرا شهامت جدا شدن رو ندارم.


    از تنها شدن نمیترسم، از بی‌ اون شدن میترسم. یک فکرایی میکنم با خودم که در عمل شاید هرگز اتفاق نیفته یا اینکه حتی اگه پیش بیاد اثری رو من و زندگیم نداشته باشه، اما الان من رو میترسونن این افکار، مثلا اینکه: اگه جدا شم و بعدش نتونم دوریش رو تحمل کنم، چی‌ میشه؟ خصوصا اینکه میدونم اگه ترکش کنم، حتی اگه توافقی باشه، هرگز بهم یک شانس دوباره نخواهد داد، من همیشه جدا شدن ازش برام یک کابوس بوده، یعنی عملا از همون اوایل ازدواج کابوس میدیدم که من رو گذاشته و رفته، هر چی‌ بهش زنگ میزنم جواب نمیده و دیگه من رو نمیخواد، این ترس اصلا نشسته تو وجودم، تو کودکیم هم گشتم که ببینم آیا ممکنه دچار اضطراب جدایی یا این جور چیزها باشم، که اصلا همه چیز خوب و آروم بوده همیشه تو زندگیم قبل از ازدواج و تو کودکی ؛


    یا اینکه چون میدونم خیلی فرافکنی میکنه کلا، خصوصا وقتی بخواد از خودش و وجهه و آبروش دفاع کنه، با اینکه تا الان همیشه تو هر جمعی بودیم با احترام با من برخورد کرده، تصور اینکه ازش جدا شم و بعدش بخواد یک عالمه دروغ به هم ببافه تا من رو مقصر جلوه بده، قلبم میشکنه وقتی تصورش میکنم که مردی که همه دنیا رو بخاطرش دادم الان نشسته از من اینطور به ناحق حرف میزنه؛


    یا اینکه فکر میکنم بعد از من اون ممکنه چقدر سختی و عذاب بکشه، یا خیلی افکار و خیالات دیگه.. نمیدونم چرا از طلاق برای خودم یک دیو ساختم، از اون برای خودم یک دیو ساختم، همیشه دختر قوی و جسوری بودم، پس این چیزها چیه که من تو من شکل گرفته

  10. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوران عقد هستیم و متاسفانه داریم متارکه میکنیم
    توسط mohanad28 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 اردیبهشت 95, 00:14
  2. آیا ازدواج موقت کار درستیه ؟
    توسط poke_1024 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 شهریور 92, 17:45
  3. در شرف جدا شدن هستیم
    توسط mahan31 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 تیر 90, 19:55
  4. تا چه سنی مسئول کار بچه ها هستیم؟!
    توسط ani در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 دی 88, 20:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.