سلام اصلا عجیب نیست که. به طلاق فکر نمیکنی چون قرار نیست با هر مشکلی آدم جدا بشه.
فقط نترس و هر وقت از جانب خودش چه مستقیم چه غیر مستقیم موضوع ارتباطش. را فهمیدی. بگو که متنفری از این حرکت و به شدت ناراحت میشی بزار بفهمه نمیتونی کنار بیای و او هم تو رو داشته باشه هم اونا رو.
وقتی خواستید رابطه داشته باشید و و روز خوبی داشتید و در کل فضا برا گفتگو خوب بود بهش بگید که مث تو که نمیتونی تحمل کنی من ذره ای به مرد غریبه فک کنم میسیج بدم..... یا.... من هم نمی تونم. حس غیرتش تحریک. کن.
بهش بگو تو که اینقدر میتونی خوب باشی. دوست ندارم با مثلا میسیج دادن(اصلا براش باز نکن که تا چه حد میدونی از رابطش.بزار کمترینش از زبانت بشنوه اما اصلا هم متمعا نش نکن که نمیدونم یا مثلا تا فلان مرحله میدونم بزار در دلش نگران فهمیدنت باشه#) اگه گفت به خدا در حد میسیج و کجای و چکار میکنید ازش قبول کن. و بگو حتما همینطوره و اگه نبود من تو بغلت نبودم.
از استرس های شبانت بگو بگو که خوابم اشفته شده شبا نا آرام میخوابم از گریه هات بگو. از اینکه نگرانم (اصلا نگو تو فلان کار کردی من اینطور شدم بگو من. چنین حس های دارم بدون اینکه متهمش کنی)
داد و بیداد کردن جز اینکه قبح کار ریخته میشه. حرفای بهت میزنه که مسله دوستیش را علنی میکنه. و بدون استرس به کاراش ادامه میده هیچ چیز نمیشه پس آرام باش
1480مشاور تلفنیه کمک بگیر
و به احتمال زیاد همسرت یه اختلال داره که باوجودی که تو همه نیازاش برطرف میکنی باز... و احتمالا با یک نفر هم ادامه نمیده و شاید سرش شلوغه... نترس اگه همت کنی. حل میشه
باید و باید این حس بهش دست بده که خودش نیاز به مشاور داره. و. دنبال حل و درمان باشه
راستی رابطه اش در چه حد بود








علاقه مندی ها (Bookmarks)