به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 111

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    طناز چرا قبول نکردی بری مشهد ؟دوتایی میرفتید خوش میگذشت

    - - - Updated - - -

    طناز چرا قبول نکردی بری مشهد ؟دوتایی میرفتید خوش میگذشت

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط tannaz joon نمایش پست ها
    بچه ها از همتون ممنونم..به گفته فرشته مهربون من این تاپیکو آماده قفل شدن کردم..
    میرم شهرمون میام اگه بازم مشکله حادی بود تاپیک میزنم..پدر شوهرم به شوهرم زنگ زد گفت زودتر مرخصی بگیر بیا دلم واست تنگ شده.{ فکر کرده اینجا خونه خاله ست }شوهرمم گفت باشه از ٢شنبه میایم..
    طناز بجای عصبانیت از فرصتها استفتده کن شوهرت دوست داره بشنوه دلم برات تنگ شده پدرشوهرت استفاده کرده اونم قبول کرده دوشنبه برید
    اگه پیش دستی میکردی میگفتی وقتی بریم اونجا من دلم برات تنگ میشه یکی به نفع تو بود

    لجم گرفته بود ولی به روی خودم نیاوردم..یکی دوبار شوهرم پیشنهاد داد به جای اینکه بریم شهرمون بریم مشهد.گفت چیه هر سری میریم شهرمون باید عینه سگ زندگی کنیم.
    منظورش این بود که ناراحتم از هم دوریم ولی من ١%هم حرفشو قبول ندارم.
    ذهن خوانی ممنوع اعتبار بخشی یادت رفت وقتی میگه عین سگ لفظش غلطه باید یه جوری بهش بفهمونی اشتباه کرده مثلا بگی انسان اشرف مخلوقاتِ در شأن تو نیست خودتو با سگ مقایسه کنی به علاوه بهش میگی آره خیلی سخته بخواهیم دور باشیم چند روز چقد طولانی میشه اندازه چند هفته طول میکشه
    میدونم این حرفو فقط واسه این میزنه که مثلا اونم از این وضعیت ناراحته ولی اصلا حرفش با عملش نمیخونه.این حرفاش بیشتر از کارش که منو رها میکنه و میره خونه باباش آزار میده...دو دلم قبول بکنم یا نکنم..دیشب بهش گفتم رفتیم شهرمون اگه اشکال نداره میخام با مامانم اینا باشم.گفت: بیجا میکنی..

    بهش میگفتی پس چیکار کنم که باجا باشه؟؟
    اولش خوشحال شدم اما بدش پیش خودم فکر کردم دیدم منظورش این بوده که اجازه نداری هرجا اونا میرن تو هم بری..در واقع هرجا اونا میرن برن اما تو باید خونه بمونی..حسه خوبی ندارم..پیش خودم میگم حالا شاید با این حرفام دیگه هرکار دلش بخواد بکنه و دیگه کلا منو هم رها کنه و من هم هیچ اعتراضی نمیتونم بکنم چون خودم اینجوری خواستم ...

    نگران نباش فکر منفی نکن به قول قدیمی ها نفوس بد نزن
    بچه ها برام دعا کنین فلا خداحافظ
    به نظرم رفتی شهرتون 2روز باهاش کار نداشته باش بعد جهت احوال پرسی زنگ یا اس بزن بذار دل اون تنگ بشه برات

    هوا نشو دورو برش که تورو نبینه

  2. 2 کاربر از پست مفید بهار_68 تشکرکرده اند .

    kamr (چهارشنبه 15 آبان 92), tannaz joon (جمعه 17 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.