به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-06
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,812
    سطح
    25
    Points: 1,812, Level: 25
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 353 در 123 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام خواهر گرامی به نظر من شما بیش از حد حساس شدید به این مسئله. نه از ایشون ایراد بگیرید و نه بهش فکر کنید رو اعتماد به نفس خودتون کار کنید چون این نشون میده نسبت به خودتون اعتماد به نفس ندارید. من خیلی بدم میاد یکی وقتی می خواد خودش رو آروم کنه بگه من از اون سرترم و.... " از نظر لباس پوشیدن و هیکل نمیخوام از خودم تعریف کنم از او بهترم.من کارمندم کلی حقوق میگیرم اما او خانه داره. او خیلی هیکل درشت و چاقی دارهتا حالا سعی کرده لاغر کنه اما نتونسته.مثه بچه های 15 ساله حرف میزنه و راه میره.شاید چون ته تغاریه و خیلی لوسه اینجوریه." ایشون هم مثل شما متاهل اند و دارند زندگیشون رو می کنند و شاید اونقدر که شما به ایشون فکر می کنید ایشون این کار رو نمی کنند. پس اینجا مشکلی وجود نداره و شما دارید خودتون برا زندگیتون مشکل میسازید. حتی نباید اصلا در مورد این خانم با شوهرتون حرف بزنید و فقط به چشم فامیل و دختر عمه شوهرتون نگاه کنید و بهش احترام بزارید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید deniz90 تشکرکرده است .

    کامران (پنجشنبه 16 آبان 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آبان 92 [ 10:29]
    تاریخ عضویت
    1390-4-26
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    1,731
    سطح
    24
    Points: 1,731, Level: 24
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    kamr عزیز حرفاتون رو کاملا قبول دارم. باید خودسازی کنم. باید با او مثه بقیه رفتار کنم
    ممنونم از راهنماییتون.
    البته یه چیزایی هست... مثلا خانواده شوهرم با خانواده عموی شوهرم قهر بودن. تازه آشتی کردن.
    بنظرتون ممکنه اگه اختلافی بینشون نبود شوهرم میخواست با دختر عموش ازدواج کنه؟
    راستی یه مسئله دیگه هم هست.. اونم اینه که شوهرم ازاینکه من با هر کسی تو فامیلشون ارتباط داشته باشم میترسه. البته اینو بگم که فامیلاشون خیلی بدن... خیلی بد... فقط دنبال ایراد گرفتن، کوچیک کردن دیگرونن.
    البته مهمونی هاشون کمه و هرجاکه همدیگرو میبینیم شوهرم میخواد من کنار او باشم تا یه وقت کسی مخ منو شستشو نده یا ازم حرف نکشه یا واسم قیافه نگیره
    راستش من از این کار شوهرم خوشم نمیاد.فکر میکنم از نظر او من خیلی ضعیفم که از پس چند تا از فامیلاشون برنمیام. فکرنکنین اشتباه فکر میکنم چون این مسئله رو خودش یه جورایی بهم فهمونده که از تنها بودن من با اونا نگران میشه .
    ...(البته من یه نقطه ضعف دارم. اونم اینه که اگه کسی بخواد ازم حرف بکشه البته تا حدی که خیلی خصوصی نباشه بهش جواب میدم . یعنی بلد نیستم طرفو بپیچونم یا بهش دروغ بگم و حتی بلد نیستم که من از طرف حرف بکشم. ..)
    راستش من جدیدا سعی کردم تو مهمونی ها دور از شوهرم بشینم تا بتونم با بقیه ارتباط داشته باشم و ببینم بقیه چی میگن و اگه خیلی زرنگن چه جورین

    bano ی عزیز باید اعتراف کنم که خیلی قوی هستی. من که اینقدر خودمو قبول دارم بنظرم اصلا نمیتونستم مثه تو باشم.آفرین...
    فقط واسم خیلی عجیبه که کی راجع به گذشته شوهرت بهت گفته؟؟؟
    ویرایش توسط samira.y : چهارشنبه 15 آبان 92 در ساعت 09:28

  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط samira.y نمایش پست ها
    مثلا خانواده شوهرم با خانواده عموی شوهرم قهر بودن. تازه آشتی کردن. دلیل قهر؟؟؟ و از طرف کی بود؟؟؟ و آیا آشتی بعد ازدواج شما صورت گرفته؟؟؟

    بنظرتون ممکنه اگه اختلافی بینشون نبود شوهرم میخواست با دختر عموش ازدواج کنه؟


    به نظر میاد قهر از طرف خانواده دخترعمو شروع شده و الان که دیگه همسرتون ازدواج کرده و کار از کار گذشته کار به آشتی کشیده. پس فکر نمیکنم این ازدواج سر میگرفت.


    راستی یه مسئله دیگه هم هست.. اونم اینه که شوهرم ازاینکه من با هر کسی تو فامیلشون ارتباط داشته باشم میترسه. البته اینو بگم که فامیلاشون خیلی بدن... خیلی بد... فقط دنبال ایراد گرفتن، کوچیک کردن دیگرونن. عزیزم وقتی اینا رو میدونی چرا موش می دوونی؟؟؟

    هرجاکه همدیگرو میبینیم شوهرم میخواد من کنار او باشم تا یه وقت کسی مخ منو شستشو نده یا ازم حرف نکشه یا واسم قیافه نگیره ، وقتی همسرت اینو میخواد حتما یه چیزی میدونه میگه.

    راستش من از این کار شوهرم خوشم نمیاد.


    فکر میکنم از نظر او من خیلی ضعیفم. ربطی به ضعیف بودن نداره. اصلا چرا میخوای مثلا خودتو قوی نشون بدی؟ که چی بشه؟

    ...(البته من یه نقطه ضعف دارم. اونم اینه که بلد نیستم طرفو بپیچونم یا بهش دروغ بگم و حتی بلد نیستم که من از طرف حرف بکشم. . ..)

    راستش من جدیدا سعی کردم تو مهمونی ها دور از شوهرم بشینم . بدترین کاری که میتونی بکنی. وقتی همسرت بهتر از تو فامیلشو میشناسه و راضی به این کار نیست.

    تا بتونم با بقیه ارتباط داشته باشم و ببینم بقیه چی میگن و اگه خیلی زرنگن چه جورین. چرا تو محیطی قرار میگیری که خانمهای باتجربه راحت نقطه ضعفتو پیدا کنند و چیزایی بگی که بعدا پشیمون بشی؟؟

    bano ی عزیز باید اعتراف کنم که خیلی قوی هستی. من که اینقدر خودمو قبول دارم بنظرم اصلا نمیتونستم مثه تو باشم. پس همسرت حق داره وقتی با فامیلاشی نگرانت باشه.
    ...

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    جملات دنیز را چند بار بخون.خیلی خوب بعتون راهنمایی درست کردن

    علاوه بر حرفای دنیز اینم من اضافه کنم که فکر کنم شما بیکار باشی و خیلی وقت ازاد دشته باشین! سعی کنید خودتونو هر طوری هست مشغول نکه دارید و وقتتون را پر کنید.البته گفتین که شاغلین ولی بازم وقت فراغت بیخودی زیاد دارین! مساله به این کوچیکی را برای خودتون بت کردین!! رها کنید و زندگیتونو ادامه بدین
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آبان 92 [ 10:29]
    تاریخ عضویت
    1390-4-26
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    1,731
    سطح
    24
    Points: 1,731, Level: 24
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آره، درست میگید.
    دارم سعی میکنم سخت نگیرم.
    میخوام به این مسئله فکر نکنم اما باید یاد بگیرم که زیادی حرف نزنم.
    میگن هیچوقت اضافه حرف نزن و اطلاعات به کسی نده. ولی من برعکس اینم. زیاد حرف میزنم تموم جزئیات رو میگم.تا حالا چندبار از این کارم هم ضربه خوردم اما نمیدونم چرا نمیتونم عادتمو ترک بدم. شوهرم میگفت چند وقت پیش با یکی از دوستاش که روانشناسه صحبت میکرد از او پرسیده بود وقتی یه آدمی اینطوریه باید چیکارکنیم؟اونم بهش جواب داده که طرف عادت کرده
    میدونین اخلاقم چه جوریه؟ مثلا وقتی میرم خونه و ازم میپرسن چه خبر؟سیر تا پیاز اتفاقای اون روز رو تعریف میکنم.کاملا برعکس شوهرم! درسته شاید حرف زدن راجع به بعضی چیزا مهم نباشه ولی من میخوام خودمو عادت بدم به اینکه حرف اضافه نزنم که یه وقت یه جا علیه خودم استفاده نشه
    کمکم کنید.بگین چیکار کنم تا همیشه این مسئله تو ذهنم باشه و حتی خوشحالی یا ناراحتیم هم بهم اجازه نده که برای خالی کردن خودم زیاد حرف بزنم

    - - - Updated - - -

    دنیز جان
    راستش پریشب شوهرم کاملا متوجه حساسیت من شد، یعنی اتفاقی که نمیخواستم افتاد
    بهم گفت الان یه نکته رو دو حالت مختلف بهت گفتم وقتی فقط راجع به اون مسئله صحبت کردم تو منطقی برخورد کردی اما وقتی اسم دخترعموم رو آوردم حرفای ضد و نقیض زدی و کاملا غیرمنطقی شدی
    بهش گفتم خب من دوس ندارم منو با کس دیگه مقایسه کنی. گفتم من تا حالا اینکارو با تو نکردم چون وقتی اینکار خودمو ناراحت میکنه فکر میکنم هرکی دیگه هم باشه ناراحت میشه، مثلا وقتی یه خصوصیت اخلاق داشتی که خوب نبود بهت نمیگفتم فلانی اینکارو میکنه خوبه پس تو هم همینکارو کن
    فقط میگم اینطوری بهتره.
    یه ذره فکر کرد و گفت راست میگی یادم نمیاد اسم کس دیگه ای رو برده باشی.

  7. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 شهریور 96 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    3,326
    سطح
    35
    Points: 3,326, Level: 35
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 43 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام سميرا جان
    منم وقتى يكى ازم يه سوالى ميپرسيد خيلى كامل و دقيق توضيح ميدادم كه همسرم ميگفت اصلا لازم نيست اين قدر كامل و با جزئيات جواب بدى. يه مدت وقتى يكى ازم سوال ميكرد و من ناخوداگاه ميرفتم تو جزئيات و همسرم يه اشاره نامحسوس مى كرد و من به خودم ميامدم كه اينا ديگه توضيحات اضافه هست. كم كم بهتر شدم، موقع جواب دادن سعى كن اينو تو ذهنت به خودت بگى "مفيد و مختصر".

  8. کاربر روبرو از پست مفید Nina s تشکرکرده است .

    kamr (شنبه 18 آبان 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عدم تمرکز روی دروس و احساس یاس و ناامیدی
    توسط sadafdarya در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 18 دی 96, 17:51
  2. رفتارش از روی هوس بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط سپیده 90 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 خرداد 93, 19:17
  3. دوس دارم دختر عموی شوهرم رو بکشم.....
    توسط samira.y در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 آبان 92, 11:54
  4. عروس بزگتر بهتر است یا عروس کوچکتر خانواده؟
    توسط باربی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 شهریور 91, 20:52
  5. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.