گیسو و titi عزیز :

من 23 و همسرم 24 سالشه هر دو دانشجو هستیم اون فوق من لیسانس

قبلا دعوا که میکرد بعدش ازم عذرخواهی میکرد و خیلی ابراز ناراحتی میکرد اما الان جند ماهیه این جوری شده

الکی گیر میده بهونه نباشه بهونه میتراشه . چرا جابجایی انجام دادم . چرا ب خودم نمیرسم . چرا فلان چیز خرابه . همه اینا ب نظر خودم ریشه در مشکلات مالیمون داره . فشار زیادی روشه روی هر دومونه اما واقعا توقع ندارم وقتی من انتظاری ازش ندارم و نداری رو به رخش نمیکشم و هر وقت ناراحت میشه از نداری همیشه میگم اشکالی نداره همیشه که شرایطمون این نمی مونه فوقش دوسال مراعات میکنیم آسونی بعدش شیرینه . تازگیا بهم میگه واسش جذابیتی ندارم و حرفام به نظرش مزخرفه

آقا احسان :

الان چندوقتیه عصبی تر و پرخاشگریش بیشتر شده و از حرف بد زدن ابایی نداره و همه رو تعمیم میده به دعواهای اولی که باهم داشتیم و قبول نمیکنه که اونا تموم شده و نباید زخم کهنه رو باز کنه و عذر خواهی که ازش میکنی خیلی سخت میبخشه . تازگیا خیلی خشمگین شده تو اداره اگه کسی بهش چیزی بگه بهش گیر میده و حتی توی دانشگاه امروز گفت با استادشون بحثش شده

تمنای عزیز:

اگه باهاش بی اعتنایی کنم یکم مهربونتر میشه اما هرگز عذر خواهی نمیکنه و اگه بگم ناراحت شدم میگه حقت بود اون رفتارو باهات داشتم و نهایتا اگه بگم ناراحتم و کشش بدم میگه ناراحت بمون برای من بهتره باهام کاری نداشته باشی و واقعا یه قهر طولانی و بزرگ میشه چون اون دلش میاد باهام مدت زیادی بی اعتنا بشه ولی من نمیتونم و آخرش خودم باید نرم بشم . من میخوام اون بفهمه که اشتباهه بعضی کاراش

- - - Updated - - -

من تاپیک های she عزیز رو دنبال میکنم و خیلی رفتارهام رو تغییر دادم . اگه بهم ظلمی بشه بدون دعوا اعلام میکنم که ناراحت شدم و خیلی حق ها رو برای اون در نظر میگیرم و دیگه بابتشون ناراحت نمیشم اما نمیدونم چرا اینجوری شده . وقتی اون عصبی بشه و گیر بده نهایتا 5-6 بارش رو دووم بیارم و چیزی نگم ولی دفعه هفتم منم عصبانی میشم و پرخاشگری میکنم . صبرم خیلی بیشتر شده اما بازم گاهی لبریز میشه ...