چند ماهه که عقد کردم. بنابراین دور بچه رو خط بکش. ضمنا اصلا من و همسرم از بچه خوشمون نمیاد.
- - - Updated - - -
خب حرفاتون جالب بود برام. آره من هیچ وقت تلاش نکردم از زندگیم لذت ببرم و بهش عشق بورزم. همیشه محتاطانه عمل کردم. و همیشه خودم رو مقید به چارچوب خاصی از زندگی کردم. خط قرمزی برای خودم کشیدم.
اتفاقا گاهی غبطه میخورم به این مردمی که هیچی ندارن ولی واقعا شادن تو زندگیشون. اونا دارن زندگی میکنن و من دارم زنده مانی. چند سال پیش بود یادمه یه زمانی به حدی عاشق زندگی شده بودم که حتی پیش خودم میگفتم : حتی اگه پیر هم شم بازم زندگی برام معنا داره.
الان هر چی فکر میکنم که اون زمان کی بود و چه اتفاقی افتاد که اون حس رو داتم من ولی یادم نمیاد.
چکار باید کنم یلدا جان با این توصیفاتی که کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
- - - Updated - - -
سلام دختر مهربون. ا............ مگه اسم تو فرشته مهربون نبود یا من توهم زدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب آره با ارزش بود تا چند لحظه پیش. اما الان که جواب یلدا رو خوندم دیگه این هدف برام مهم نیست. کاملا دیگه بین زمین و آسمون موندم........................................ ........








علاقه مندی ها (Bookmarks)