به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 78
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    سلام. حالا که بی خیال شدی. معلومه از شوخیه من هم ناراحت نخواهی شد.
    فکر کنم شما به بیماری بی تفاوتی دچار شدی ؟
    جوکش رو شنیدی؟
    پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک

  2. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    Pooh (پنجشنبه 09 آبان 92)

  3. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    دوست عزیز

    می دانم که آتش درونت به این راحتی سرد نمیشه ومرتب بدنبال مقصر می گردی گاهی کینه ازبیوفایی علی داری

    گاهی از دست خدا شاکی هستی گاهی خودت رو مورد ضرب و شتم قرار میدهی گاهی خانواده ات رو .....

    ولی این را مطمین باش که تنها و تنها خودت هستی که باید این دور باطل را یکجا تمام کنی و با یک
    stop
    بزرگ به افکارت راه اونها رو مسدود کنی تا زمانی که حرفهای علی و خانواده اش را حلاجی میکنی و به گذشته

    و احساسات جریحه دار شدت فکر میکنی مرتب آسیب میبینی و مثل یک باتلاق درش فرو میری و علی و پدر علی و ....

    را خوشحال میکنی

    پس برای اینکه از اونها انتقام بگیری بهترین کار اینه که اصلا به حرفها و رفتارهای اونها اهمیت ندی بعبارتی:


    و نه تنها در ظاهر باهاشون در تماس نباشی در باطن و در خلوت خودتت هم ذره ای وقت به این کار اختصاص ندی به قول دوستی:


    اگر میخوای از مردان زندگی قبلیتون انتقام بگیرید سعی کنید تا اونجا که میتونی خوشبخت بشی





  4. 5 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    Pooh (پنجشنبه 09 آبان 92), toojih (پنجشنبه 09 آبان 92), مهرااد (پنجشنبه 09 آبان 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 09 آبان 92), شیدا. (جمعه 10 آبان 92)

  5. #43
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط majid_k نمایش پست ها
    سلام. حالا که بی خیال شدی. معلومه از شوخیه من هم ناراحت نخواهی شد.
    فکر کنم شما به بیماری بی تفاوتی دچار شدی ؟
    جوکش رو شنیدی؟
    نه آقا مجید. نشنیده ام.

    - - - Updated - - -

    سنجاب گرامی
    من اصلا حسرت اینکه علی نشد رو نمیخورم.
    چون بعدش فهمیدم اصلا لیاقت نداشت. کسی که راحت تونسته بود بره با دوتا دختر رابطه برقرار کنه و کار دو تاشون رو به خودکشی برسونه و بعد بگه برام مهم نیست خودشون خواستن، لیاقت عاطفه ی منو نداشت.
    بمیره هم برام مهم نیست.
    گفتم که. فقط میخوام یه جوری ازش انتقام بگیرم. ولی مساله اینه که او الان خیلی خوشبخته. من زنش رو میشناسم. دختر خیلی خوبیه. میدونم چقدر علی رو دوست داره.و میدونم با هم خوشبخت هستند.
    حسودی نمیکنم.
    ولی سرایط به گونه ای شده که من نتونستم ازش برنده بشم. و فکر میکنم دیگه هم نمیتونم ازش جلو بزنم.
    این منو اذیت میکنه.

    من خیلی مایل بودم ازدواج کنم. وقتی دیدم میخواد لج منو در بیاره و تحقیرم کنه خیلی مایل بودم زودتر از او ازدواج کنم که بشینه سرجاش.
    ولی هرکی اومد خانواده من رد کردن. من میگفتم بذارید یه جلسه دیگه هم بیان و بیشتر باهاشون حرف بزنم. ولی خانواده ام میرفتن جواب منفی میدادن.
    فقط به یکی از موردا خانواده ام راضی بودن، ولی من اصلا اون شخص به دلم نمینشست.
    و الان هم دو سال و چند ماهه خبری نیست.

    منم دیگه سعی کرده ام بی خیال آرزوهام یا بی خیال حس گرفتن انتقام بشم.
    ولی میدونم دیگه هیچ وقت فرصت انتقام ندارم.

  6. #44
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    اخیش......چقدر از این تیکه پستم کیف میکنم. همچین توش غرت هم هستاااااا.اومدم برا این تیکه اش هم یه دست جانانه برای خودم بزنم.هم کلی ذوق خودمو کنم.
    خانم پوه ازاول این کارومیکردی صادقانه احساست رومیگفتی.بذارکودک درونت خودی نشون بده،اعتراض کنه، نفس بکشه،مجبورش نکن به کسی که غم واندوه ویأس بهش هدیه کرده فکرکنه واسیرش بشه.امامن بازم تاکیدمیکنم یه تغییری کن یه فعالیت جدیدی شروع کن به سرعت همه چی تغییرمیکنه.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  7. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    Pooh (پنجشنبه 09 آبان 92), مهرااد (پنجشنبه 09 آبان 92), شیدا. (جمعه 10 آبان 92)

  8. #45
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    حتی وقتی که مشغول یه فعالیتی میشم همش ذهنم درگیر انتقامه. درگیر نفرته. درگیر رنج شکست نامنصفانه ایه که خوردم.

    - - - Updated - - -

    من وجودم شده پر از نفرت.
    این کینه روحم رو محدود کرده.
    قلبم رو خفه کرده.
    ایمانمو از بین برده.

    باورتون میشه؟
    من از خدا دلخورم.
    نه چون علی رفت و سرمایه عاطفیم ورشکست شد.
    نه...
    چون فکر میکنم خدا پشت علی بود. کمک نکرد که من فرصت ساختن غرورم و برنده شدن از علی رو داشته باشم.
    حس میکنم خدا خیلی تنهام گذاشت. خیلی نامنصفانه بود که علی برنده بشه.
    بعد الان وقتی میخوام نماز بخونم نمیتونم.
    نمیتونم دل بسپرم به خدا.
    حس میکنم الکیه.
    حس میکنم خدا پشت من نیست.
    بعد یهو میگم خب برم با چه ایمانی نماز بخونم؟
    خدایی رو که ازش دلخورم نمیتونم پرستش کنم.
    نمیدونم.
    ولی خدایی رو که ازش نشه کمک خواست و حس میکنم تنهام گذاشته و انگار میگه خودت تنها پیش برو و به من ربطی نداره، نمیتونم به قلبم راه بدم.

    دلم میخواد خدا بهم میگفت چرا؟ چرا او باید برنده میشد؟ چرا غرور من برای همیشه باید رنج شکست رو تحمل کنه؟

    - - - Updated - - -

    من ازش به شدت کینه دارم ازش متنفرم. من باید یه جا یه جوری لهش کنم. من باید این کارو بکنم. این تنها چیزیه که برام مهمه.

    - - - Updated - - -

    اون چند باری که هی منو میکشوند به جایی که بگم برگرد و بعد تحقیرم میکرد خب من درونم پر از خشم میشد.
    ولی هر بار میتونستم دوباره اروم بشم و ببخشم.
    ولی یه یار تقریبا چند ماه قبل از ازدواجش نتوستم دیگه به خشمم غلبه کنم.
    علی یه دوست داشت که از جریان ما باخبر بود.
    من هم زنگ زدم به دوستش و خلاصه کلی از رفتارهای بد علی شکایت کردم. از سیر تا پیاز قضیه رو براش تعریف کردم و کلی از علی شکایت کردم.

    - - - Updated - - -

    بعد از چند وقت دوستش گفت که علی داره ازدواج میکنه و تا آزمایش خون و بله برون پیش رفته اند.

    - - - Updated - - -

    بعد یه مدت هم خود دوستش ازم خواستگاری کرد.

    من هم برای تمرین فکر کردن به کسی دیگه هم که شده یا شاید هم برای پیدا کردن سریع یک جایگزین (نمیگم این کارم درست بوده) تصمیم گرفتم بهش فکر کنم.
    خب یه سری حرفای اولیه بینمون انجام شدو بعد ایشون شماره منزل ما رو خواست تا تماس بگیرن.
    من یکمی تعلل میکردم. چون همش حس میکردم علیرغم خوب وبدن اون شخص ولی ممکنه بعدا اینکه قضیه من و علی رو میدونه مشکل ساز بشه.

    ولی خب صحبتمون داشت ادامه پیدا میکرد. یعنی فکر کنم به حدودا یک ماهی کشید.

    یه روز اس ام اس زد که امروز صبح علی اومده محل کارم و به زور گوشیمو برداشته و همه اس ام اس هامونو خونده. میگفت راستش همون موقع هم در مورد علی شکایت میکردید می اومد و به زور همه اس ام اس های شما رو میخوند.
    میگفت من این بار بهش گفتم که این اس ام اس ها رو نباید بخونی ولی به زور گوشیمو گرفته و همه رو خونده.

    میگفت علی بهم گفته :" تو چون داری میبینی من دارم ازدواج میکنم دلت برای پوووه سوخته و فردین بازیت گل کرده. وگرنه پووووه آدم زندگی نیست و به درد تو نمیخوره و ...."
    میگفت من به علی گفته ام که نه من واقعا از پاکی پوووه خوشم اومده.

    خب من هم از این رفتار علی خیلی بدم اومد که رفته اس ام اس ها رو خونده.

    به اون آقا فقط گفتم یعنی شما اصلا اینقدر قدرت حفظ حریم خصوصی خودتونو ندارید که او به خودش اجازه میده بیاد گوشیتونو به زور بگیره و بخونه؟

    حسابی جوش آورده بودم. اصلا نتونستم خودمو کنترل کنم. به علی اس ام اس زدم:" به چه حقی در زندگی من دخالت میکنی؟؟ این دفعه میبخشمت ولی اگه دفعه یدیگه تجاوزی به حریم خصوصی من بکنی یه جور دیگه باهات برخورد میکنم"

    علی هم عین سنگ پای قزوین.
    نوشت:" عه؟ حریم تو خصوصیه و حریم من عمومی؟... رفتی زندگی منو به اکران عمومی گذاشتی حالا حرف از حریم خصوصی میزنی؟...یه جور دیگه رفتار میکنی؟ چه جوری؟ رفتار کن ببینم مثلا میخوای چی کار کنی؟...حالا برای دوستم نقشه کشیده ای؟...دختر خانم دست از زندگی من بردار. وگرنه دیگه حرمتت رو نگه نمیدارم"!!!!!!!!!!!

    بعدشم دوستش هی حساس شده بود. نمیدونم چی بهش گفته بود. ولی هی دوستش میپرسید تو اگه با من ازدواج کنی به هوای اینه که از طریق من به علی نزدیک باشی؟؟

    بعدش هم علی بهش گفته بود اگه این وصلت سر بگیره برای همیشه میرم و دیگه هیچ کدومتون منو نخواهید دید.
    (البته اینجا فکر کنم علی نیتش بد نبود.)

    ولی خب دوستش بعدش منصرف شد. گفت من میخوام دوستیم با علی تا آخر عمر ادامه پیدا کنه و این ازدواج مانعش میشه . و منصرف شد.

    - - - Updated - - -

    یکی به من بگه
    من با این همه کینه و نفرت از او چیکار کنم؟
    من با این غرور شکسته ام چی کار کنم؟

    جواب غرور خودمو چی بدم؟

  9. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    شیدا. (جمعه 10 آبان 92)

  10. #46
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    واقعا من زیادی لوسم که اینقدر از رفتاراش کینه به دل گرفته ام؟
    هر کی جای من بود راحت میگذشت؟

  11. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    این کینه و نفرت نیست که دست از سر تو بر نمی داره! تویی که دست از سرش بر نمی داری! ولش کن تا ولت کنه!

    وقتی تمام درونت رو با این چیزا پر می کنی می خای در ازاش چی گیرت بیااد! عشق زیبایی محبت ارامش

    تو کتاب راز شاد زیستن خوندم که خون ادمهای عصبانی رو به خوکچه های هندی تزریق کردن خوکچه ها مردن!!!

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  12. 4 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 10 آبان 92), toojih (پنجشنبه 09 آبان 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 09 آبان 92), شیدا. (جمعه 10 آبان 92)

  13. #48
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرااد نمایش پست ها
    این کینه و نفرت نیست که دست از سر تو بر نمی داره! تویی که دست از سرش بر نمی داری! ولش کن تا ولت کنه!

    وقتی تمام درونت رو با این چیزا پر می کنی می خای در ازاش چی گیرت بیااد! عشق زیبایی محبت ارامش

    تو کتاب راز شاد زیستن خوندم که خون ادمهای عصبانی رو به خوکچه های هندی تزریق کردن خوکچه ها مردن!!!
    بله.
    من دست بر نمیدارم.
    قبلا هم گفتم.
    من تا انتقام نگیرم نمیتونم آروم بشم.

    مهرااد جان، هیچ بلدید توی مشاوره دادن هاتون کسی رو درک کنید شما آیا؟؟؟

    - - - Updated - - -

    مهرااد خانم
    شما به من یاد بده.
    بگو اگر جای من بودی در برابر هر کدام از رفتارهای علی که گفتم چی کار میکردی؟
    مهرااد خانم،شما این رو بلدید به من یاد بدید؟

    - - - Updated - - -

    در مورد اون خوکچه ها هم من اگه جای شما بودم تحقیق میکردم ببینم آیا خونی که به اون خوکچه ها تزریق شده با گروه خونی خوکچه ها هماهنگی داشته یا نه؟....

  14. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    من دست بر نمیدارم.
    قبلا هم گفتم.
    من تا انتقام نگیرم نمیتونم آروم بشم.
    سلام پوه، هر چند همه میدونیم که انتقام وضع رو بدتر میکنه و خودت هم مطمئنم که میدونی ولی اگه میخوای انتقام بگیری باید فکر کنی

    که چطوری میشه اینکارو انجام داد. برای اینکه بهت راهنمایی کرده باشم مثلا من اگه جای تو بودم و میخواستم انتقام بگیرم یکی از این کارها

    رو انجام میدادم (هر چند میدونم فرم انتقامهای من یه کم بچه گانه است)

    (1) اگه ماشین داره یکی رو اجیر میکردم بره ماشینش رو آتیش بزنه یا وقتی کسی خونه اش نیست بره اونجا رو آتیش بزنه

    (2) یکی رو اجیر میکردم برن حسابی بزنندش. تا سه چهار ماه از خونه نتونه تکون بخوره

    (3) یکی از دوستام رو هماهنگ میکردم که بره باهاش رفیق بشه و بعد آبروش میبردم یا عکس میگرفتم و بعد ازش باج میخواستم

    (4) دیگه اگه خیلی میخواستم مثلا باکلاس و روشنفکرانه عمل کنم میرفتم درس میخوندم، روی خودم کار میکردم، هنرهای جدید یاد میگرفتم، پیشرفت میکردم

    طوری که هر دفعه خودش یا خانواده اش منرو ببینند از حسرت اینکه چه جواهری از دستشون رفته داغون بشن. و بعد هم با این شرایط خوب حتما زندگی خودم

    هم خیلی بهتر میشد و موقعیتهای ازدواج فوق العاده ای پیدا میکردم.

    پ.ن: راستش مورد 4 رو فقط در جهت اهداف انجمن همدردی اضافه کردم و اینکه نشون بدم من هم مثلا آدم روشنفکری هستم.

    - - - Updated - - -

    به نظرم بد هم نیست اگه آدم بتونه بدون اینکه به خودش آسیبی بزنه و خیلی دیگه حالش از کار کسی بد شده یک انتقام کوچک بگیره تا کمی آروم تر بشه.

  15. 3 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 10 آبان 92), Pooh (پنجشنبه 09 آبان 92), sanjab (پنجشنبه 09 آبان 92)

  16. #50
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    پووه عزیز لطفا این لینک را هم بخون!راجع به این گیر دادن های ذهن ما هست.
    شکار میمون زنده و رابطه آن با ذهن انسان

    بچه ها کسی اون پستی که آقای sci برای بخشش دادن یادش هست؟ یه روش خوبی بود برای اینکه بتونیم آدمی که در حقمون خیلی بدی کرده ببخشیم.فکر کنم خیلی به درد پووه بخوره. هرکی می دونه کجاست بگه لطفا!!!

  17. 5 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 10 آبان 92), Pooh (پنجشنبه 09 آبان 92), sanjab (پنجشنبه 09 آبان 92), مهرااد (پنجشنبه 09 آبان 92), شیدا. (جمعه 10 آبان 92)


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. غیر فعال شدن ایمیل های غیر معتبر
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 اردیبهشت 97, 13:57
  2. پاسخ ها: 58
    آخرين نوشته: یکشنبه 15 تیر 93, 09:49
  3. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 مرداد 92, 10:02
  4. ازدواج با پسر غیر ایرانی غیر مسلمان(دوستش دارم چه کنم؟)
    توسط 1391 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 21 دی 91, 21:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.