سلام ستاره قطب گرامی
متوجه شدم به خاطر این ادراکی که از زندگی دارید خود را در فشار احساس می کنید.
برای بهبود خود باید از خودتون کمی بیرون بیایید.
شما خود را محور و معیار فرض کردید.
و مثل زمانهای مجردی در حال نواختن بر اساس شخصیت و علائق خود هستید.
طبیعی هست که سازتون با همسرتون هماهنگ نیست.
شما باید به جای اینکه در ذهنتان مرتب افکار خودتون را پرورش دهید. از خودتون بیرون بیایید و مدتی با محیط همراه شوید.
به همین تاپیک توجه کنید.
آیا نقل قولی که من از یکی از دوستان گرفتم را شما خوانده اید؟
من به عنوان یک متخصص و روانشناس، برایم راهنمایی قشنگ ایشون جالب بود.
از ایشون تشکر کردم.
لایک کردم
نقل قول گرفتم
تشویق کردم.و
بی توجه عبور نکردم.
با اینکه ایشون به من جواب نداده بود. و من نیازمند نبودم. اما بی توجهی به او نکردم.
شما نیاز هست به نظرات و علاقمندی ها و رفتار و شخصیت دیگران توجه بیشتر کنید و از خود محوری دست بکشید
و اگر این دیگران همسر شما باشند ، این مهارت بیش از پیش نیاز هست.
مسئله ای که شما در زندگی خود مطرح کرده اید. از نظر شدت و بحرانی بودن از معیار 20 شاید بتوان مشکل شما را در حد 3 بگیریم.یعنی نوع و شدت مشکل شما اینقدر کم هست.اما به خاطر اینکه درک اشتباهی از موقعیت خود دارید و اقدامات صحیحی را انجام نمی دهید می تواند این مشکل به بحرانهای شدید تبدیل شود.
ازدواج کردن مثل نشستن در کابین خلبان هست.اگر یاد بگیرید کدام دکمه و کلید را چه وقت بزنید، می توانید پرواز کنید و از روی سر همه مجردها بپرید و زودتر به مقصد آرامش برسید. لیکن اگر کارکرد کلیدها را ندانید و از روی احساس خود عمل کنید. و هر لحظه کلیدی را بفشارید، آنگاه ممکن است خدایی نکرده سقوط کنید و بیفتید بین مجردها.
اما مسئله شما:
شما و شوهرتان هیچ کدامتان آدمهای بدی نیستید. و مشکلی هم ندارید.اما به لحاظ شخصیت متفاوت هستید. لذا رفتار و گفتار متفاوت از شما سر می زند، علاقمندیهای متفاوتی دارید و روشتون متفاوت هست.این بدان معنی نیست که شخصیت یکی از شما خوب و دیگری بد است!بلکه به معنای متفاوت بودن هست. یعنی هر کدام از شخصیت های شما دو نفر ، نقاط قوت و ضعف خودش را دارد.
وقتی یک گروه کر، و موسیقی شروع به نواختن می کند. اینطور نیست که همه یک ساز یا یک وسیله موسیقی داشته باشند و یک نوع بنوازند. هر کدام سازهای مختلف و حتی با صداهای مختلف زیر و بم دارند اما وقتی ریتم یکنواختی را همه با هم هماهنگ می کنند نتیجه کلی صدای موزون و دلنشینی می شود.
نه شما، نه همسرتان نیاز نیست که سعی کنید دیگری هم مثل شما باشد.
شما هر کدام می توانید به شخصیت خود عمل کنید و رفتار کنید.
اما هماهنگی شما نیاز به مهارتهایی دارد.
مثل آنچه که من از negad نقل کردم:
این مهارتی هست که وقتی می خواهیم کسی با ما همراه شود از روبرو به او نزدیک نمی شویم. در کنارش قرار می گیریم و با او حرکت می کنیم و به تدریج و به آرامی بعد از چندین ماه یا حتی چندین سال کم کم مسیر حرکتمان میانه می شود. هم او تغییر مسیر می دهد و هم ما.
همسرتان بشاش هست. برونگراست، و به لذتهای زمان حال بر اساس هیجانات بیشتر جواب می دهد.نیاز نیست شما به روش خود با او مقابله کنید.
سعی کنید برای مدتی تمرین کنید که از لذتهایی که او می برد شما هم لذت ببرید.
در چشمان او بنشینید و مدتی زندگی به روش او را تجربه و تمرین کنید.
سعی کنید با دنیای متفاوت او آشنا شوید.
مانند کسی که در کویر زندگی می کرده است. حالا مهمان یک شمالی شده است.دنبال خشکی کویر در سرزمین شمالی او نگردید.
از شرجی بودن هوا هم ناراحت نشوید. با میزبان شمالی همراه شوید. از دریا و جنگل بهره بگیرید و مرتب به شرجی بودن هوا فکر نکنید.
منظورم اینست که شخصیت همسرتان هم هزاران خصوصیات خوب در خودش دارد.(البته قبول دارم که نقاط ضعفی هم هست. ولی آنرا برای مدتی ندیده بگیرید.)، با همسرتان همراه شوید.اینطوری بعد از مدتی همسرتان به شما اعتمادش بیشتر می شود. او هم سعی می کند گاهی با خصوصیات شما همراه شود.
یعنی به زبان عمل به او می آموزید که گاهی با شما همراه شود، همانطور که شما با او همراهی می کنید.به هر حال مهارتهایی از این نوع را می توانید در لینکهای ذیل مطالعه کنید. اما فراموش نکنید مطالعه و یادگیری مشکل شما را حل نمی کند. بلکه نیاز به تمرین مستمر و مکرر دارد و اینگونه مسائل ماهها و شاید سالها نیاز هست. و لذت زندگی هم به این سعی و تلاش ها برای ساختن آن است. و گرنه زندگی از پیش ساخته ای وجود ندارد.
مهارتهای ارتباطی و لینکها مرتبط
البته توصیه می کنم قبل از مطالب بسیار مهم لینک بالا را بخوانید و تمرین های خود را انشاء الله شروع کنید، بهتر است لینک مهم و پیش نیاز ذیل را مطالعه کنید.
مهارتهای ارتباطی بین زن و شوهر به تنهایی کافی نیست!!











علاقه مندی ها (Bookmarks)