به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 39
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 125 در 66 پست

    Rep Power
    32
    Array
    بچه ها خانواده من با خانواده شوهرم 100 درصد متضاد همن خانواده من امروزی هستن ولی خانواده شوهرم سنتی هستن و این باعث شده در زندگی ماهم اختلالاتی ایجاد کنه منم الان با خانواده شوهرم زندگی می کنم که اونا خیلی رو شوهرم اثر می زارن هم افکارشون هم عقایدشون . واسه همین منم تصمیم گرفتم به برادر شوهرم بگم اگه قرار ما باهم دوباره زندگی کنیم باید از اون خونه در بیاد و با هم چند جلسه ای بریم پیش مشاور. به نظر من این بهترین راه که ببینم شوهرم چند مرد هلاجه. و چقدر براش ارزش دارم با اینکه خیلی دوست دارم زندگی کنیم ولی الان موقعی هست که خودش نشون بده از عواقبشم می ترسم ولی تنها راهی که تونستم خانوادم راضی کنم همین بود به هیچ وجه دیگه راضی نمیش .به نظرتون کار خوبی می کنم؟؟؟؟
    البته من یه بارم تعویض خونه رو پیشنهاد کرده بودم ولی خیلی عصبانی شده بود. نمیدونم این سری چی میشه.

    - - - Updated - - -

    تا عصر قرار با برادر شوهرم صحبت کنم به نظرتون جدا شدنش مطرح کنم؟ چه جوری بگم تا قانع بشه ؟ آخه برادر شوهرم منطقی اگه اون قانع بشه شوهرم قانع می کنه؟ ولی میترسم فکر کنه خواسته خانوادم نه من. واسه همین لج کنن. زودتر نظراتتون بگین مرسی

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نگو
    نگو
    نگو جدا بشیم..این مسئله چیزی نیست تو این شرایط بگی لج میکنه..نقطه ضعفتو میگیره هم خودش هم خانوادش..مقابله میکنه باهات محاله حرفتو قبول کنه
    نگیاااااااااااا دختر تو چند سالته انقدر بچه گانه فکر میکنی؟؟؟این عمل و تصمیم به این بزرگی رو فکر کردی با یه کلام حرف تو قبول میکنه؟محاله قبول کنه
    نگیااااااااااااا

  3. کاربر روبرو از پست مفید tannaz joon تشکرکرده است .

    unknown girl (جمعه 03 آبان 92)

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 125 در 66 پست

    Rep Power
    32
    Array
    آخه پسسسسسسسس چی کار کنم خانوادم به هیچ وجه راضی نمیشن آخههههههههه من چقدر بی چارم، خیلی تنهام خیلییییییی. بعضی موقع هاا از شوهرم انقدر ناراحت می شم که کار و به اینجا کشونده.

  5. #24
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    چرا خانوادت انقدر اصرار به طلاق دارن؟ چه دلیلی دارن؟
    من که وضغیتم خیلی بدتر از شماست هر دلیلی که بگی برای طلاق دارم اما سفت و محکم گفتم من زندگیمو دوست دارم دنبال طلاق نیستم اولش خیلی مقاومت کردن ولی خوب الان که شوهرمم یکم تغییر موضع داده اونا هم به برگشتنم رضایت دادن تا جاییی که مامانم گیر داد که همین هفته با شوهرت برگرد برو ولی نرفتم چون زود بود البته شرایطم با شما فرق داره

  6. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به برادرشوهرت زنگ نزدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من چون تازه از این وضعیت دراومدم خیلی از کارات حرص میخورم..ندونم کاری نکن..اگه شوهرت اشتباه کرده تو این اشتباه رو کش نده..مسئله بینتون با قهر حل نمیشه..از هر راهی که فکر میکنی بهتر جواب میده با خانوادت صحبت کن قانع بشنبچگی نکن

  7. کاربر روبرو از پست مفید tannaz joon تشکرکرده است .

    بهار_68 (جمعه 03 آبان 92)

  8. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 125 در 66 پست

    Rep Power
    32
    Array
    زنگ زدم به برادر شوهرم قرار شد فردا همدیگر ببینیم . می دونین ما با هم مشکل فرهنگی داریم مثلا تمام دعواهارو میره به خانوادش میگه تو هر دعوایی به خانوادم زنگ می زنه بی احترامی میکنه فقط با افکار قدیمی خانوادش حرکت میکنه مثلا مامانش پیش شوهرم میگه به خانوم فشنم میدن به پدر مادرشم فوش می دن یه زن خوب باید تحمل کنه اونم فکر میکنه واقعا اونجوری تمام مشکلاتمون میره به خانوادش می گه ، نمی تونم جلوش بگیرم هر چه قدرم میگم این کار نکن هی میکنه ، بیش از حد تحت تاثیر افکار خانوادش خیلیییییییی ، خودش خیلی برتر از من میدونه با اینکه اون فقط از لحاظ مادی بالاتر نه از قیافه نه اداب و معاشرت نه درک نه فهم نه... با خانوادم مشکل داره همش دلش می خواد خانواده من با ناز اون بازی کنن اوناهم هیچ وقت این کار و نمی کنن چون واقعا ازش دلخورن . پول ز فکرش خیلی قدیمی دیگه فکر کنین اینترنت نمی گیره که وسیله خوبی نیست با این که شاید اینترنت داشتیم من از تجربه های این سایت خیلی استفاده می کردم. نمیزاره تنهایی بیرون برم به پوششم گیر می ده به رفت آمدم با خانوادم گیر میده به تمیزی خونه گیر میده خلاصه خیلی گیر میده با همه چی کار داره کی رفتی کجا رفتی با کی رفتی ، خانوادش هر جا بگن میره ولی وقتی من می گم نمیره منم ناراحت میشم خوب. پول درست حسابی نمیده ، دیدش نسبت به یه موضوع یا بد یا خوب حد تعادل نداره. واقعیتش نمیدونم می تونم تغییرش بدم یا نه نمی دونم با این مشکلات می تونم بسازم یا نه !! برادر شوهرم میگه اگه به تمام کاراش بله بیاری اگه و چشم بگی با اطمینان و بهش محبت کنی تا حدی که وابسته بشه بهت تغییر پیدا میکنه ،
    ولی خانوادم میگن این همه مدت تغییر پیدا نکرده بداز این هم تغییر پیدا نمکنه . بهم بگین چاره چیه؟؟؟؟

  9. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    برگرد سر زندگیت بعدش دنبال راه حل باش

  10. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 125 در 66 پست

    Rep Power
    32
    Array
    یعنی حل میشن؟؟؟

  11. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط negad نمایش پست ها
    خواهش میکنم بگین چی کار کنم ...
    من 25 سالم و شوهرم 29 سالش .1.5 سال عقد کردیم و 5 ماه رفتیم خونه خودمون. ازدواجم سنتی بود و از همون اولش خیلی اختلاف داشتیم. و این اختلافات باعث شد شوهرم از چشم خانوادم بیفته. شوهر من خیلی مغرور و همش می خواد حرف خودش باشه و خیلی من من من میکنه چون از لحاظ مادی از خانواده من بالاتر همش هس برتری داره و این چند باری به زبونش آورده و همش به این معتقد که من و خانواده من در مقابل شوهرم و خانوادش باید سر خم کنیم و فقط کوتاه بیایم چون ما خانواده دختریم و اونا خانواده پسر، شوهرم و خانوادش اکثر افکارشون سنتی مثلا مرد کوتاه نمی یاد خانم باید کوتاه بیاد یا اینکه خانم تنها بیرون نمیره و ... .البته اکثر این حرفا تو حرف نه عمل ولی همون حرفشم ادم اذیت می کنه . اختلاف های ما اکثرا سر خانواده هست اصلا با خانواده من جور در نمی یاد و همش به خاطر حرفها یا حرکت های اونا با من حرفش می شه تا اینکه تبدیل به یه دعوا میشه و تو اکثر دعواها به خانواددم زنگ میزنه و به اونا میگه. خلاصه همه این رفتارها باعث شده شوهرم از چشم خانوادم بیفته. و من الان 1 هفته اس از خونه زدم بیرون و خونه مامانم هستم ، دلیل دعوامنم به خاطر اینکه چرا خانواده من تو عید قربان به دیدن خانواده شوهرم نرفتن چون خانواده من نرفتن اونم نیومد به دیدن خانواده من و منم ناراحت شدم و زدم بیرون .تو این 1 هفته 1 بارم زنگ نزدن نه خودش نه خانوادش. و خانواده من به هیچ وجه راضی نیستن من برگردم و می خوان طلاق بگیرم، ولی من دوسش دارم و دوس دارم تغییر کنه و با هم زندگی کنیم. تورو خدااا بگین چی کار کنم.
    سلام
    خیلی کار اشتباهی کردی و کلا اشتباه بزرگی هست که زن یا مرددعوا کنند و بعذ یکی شون خونه را ترک کنه
    من بقیه پستها ی شما را نخواندم ولی به نظر میزسه خانواده خودت هم غد و یک دندنه مثل شوهرت هستند زود کار را به طلاق و طلاق کشی میرسانند

    این وکیله هم که میگه طلاق بگیر برا جور کردن یه مشتری برا خودش هست و گرنه اگه شما صلح کنید و برید سر زندگی تون بشینید چیزی به وکیل نمیرسه
    اگه شما طلاق بگیرید اونوقت هست که وکیل می تونه یه پولی ازتون بگیره

    احتی فکر طلاق را نکن فقط به برگشتن به خونه ات فکر کن فکر کرفتن مهریه را هم نکن زندگی تون شیرین نمیشه اگه مهریه از شوهرت بگیری بعد هم بخوای باهاش زندگی کنی

    اگه شوهرت چیز بدی در مورد خانواده ات میگه بهش بگو رفتا اونا یا حرفا و کاراشون به شما مربوط نیست و شما را در گیر نکنه و اجاره بده با ارامش به زندگی ات برسی بهش بگو هفته یا ماهی یه بار خانواده ام را میبینی نذار این دیدارهای دیر به دیر با خانواده ام زندگی دو نفرمون را تلخ کنه

    اگه شوهرت می خواد منم منم کنه و خودی نشون بده تو با حرفات یا کارات کوچکش نکن بذار من من کنه تو ذوقش نزن بعد ااز یه مدت خسته میشه
    اگه یه کاری را دوست نداره تو انجام بدی خب انجام نده می گی اون غد و یک دنده است تو که این طور نیستی ؟پس براش یه زن رام و مطیع باش بخند و باهاش شوخی کن چیه ؟بند کردی که ببینی با خانواده ات چه رفتاری داره ؟

    به شوهرت بگو تو فامیل ما قید قربان دیدن کسی نمیروند
    دلیلش اینه که چون ملت قربونی میکنند می گن اکه بریم خونه فلانی شاید با خودشون فکر کنند که امدیم دنبال گوشت و دید و بازدید را برا عید غدیر می ذارند


    به خانواده خودت هم بگو به خانواده پدر شوهرت احترام بزارند به خاطر تو به خاطر زندگیت اگه بابات جلو پدر شوهرت تا کمر خم شه برا دخترش بهتره از اینه که تو راهرو دادگاه قدم بزنه

    به بابت بگو فقط برا خاطر تو که از جونش عزیز تری و برا خوشبختی دختر 20-24 اله اش این کار را بکنه و انشالله وقتی اشتی کردی کاملا شوهرت و خانواده اش را نگه داره و اگه شوهرت زنگ میزنه و چیزی بهش میگه بابات قطع کنه و اصلا نخواد مثل شوهرت رفتار کنه رفتاری داشته باشد که در شان یه مرد واقعی است نه یه پسر بچه 25-30 ساله

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط negad نمایش پست ها
    زنگ زدم به برادر شوهرم قرار شد فردا همدیگر ببینیم . می دونین ما با هم مشکل فرهنگی داریم مثلا تمام دعواهارو میره به خانوادش میگه تو هر دعوایی به خانوادم زنگ می زنه بی احترامی میکنه فقط با افکار قدیمی خانوادش حرکت میکنه مثلا مامانش پیش شوهرم میگه به خانوم فشنم میدن به پدر مادرشم فوش می دن یه زن خوب باید تحمل کنه اونم فکر میکنه واقعا اونجوری تمام مشکلاتمون میره به خانوادش می گه ، نمی تونم جلوش بگیرم هر چه قدرم میگم این کار نکن هی میکنه ، بیش از حد تحت تاثیر افکار خانوادش خیلیییییییی ، خودش خیلی برتر از من میدونه با اینکه اون فقط از لحاظ مادی بالاتر نه از قیافه نه اداب و معاشرت نه درک نه فهم نه... با خانوادم مشکل داره همش دلش می خواد خانواده من با ناز اون بازی کنن اوناهم هیچ وقت این کار و نمی کنن چون واقعا ازش دلخورن . پول ز فکرش خیلی قدیمی دیگه فکر کنین اینترنت نمی گیره که وسیله خوبی نیست با این که شاید اینترنت داشتیم من از تجربه های این سایت خیلی استفاده می کردم. نمیزاره تنهایی بیرون برم به پوششم گیر می ده به رفت آمدم با خانوادم گیر میده به تمیزی خونه گیر میده خلاصه خیلی گیر میده با همه چی کار داره کی رفتی کجا رفتی با کی رفتی ، خانوادش هر جا بگن میره ولی وقتی من می گم نمیره منم ناراحت میشم خوب. پول درست حسابی نمیده ، دیدش نسبت به یه موضوع یا بد یا خوب حد تعادل نداره. واقعیتش نمیدونم می تونم تغییرش بدم یا نه نمی دونم با این مشکلات می تونم بسازم یا نه !! برادر شوهرم میگه اگه به تمام کاراش بله بیاری اگه و چشم بگی با اطمینان و بهش محبت کنی تا حدی که وابسته بشه بهت تغییر پیدا میکنه ،
    ولی خانوادم میگن این همه مدت تغییر پیدا نکرده بداز این هم تغییر پیدا نمکنه . بهم بگین چاره چیه؟؟؟؟
    این مشکلات شما را همه اول زندگیشون دارند
    مخصوصا اینکه دو طرف زندگی شونبرا پدر و مادرشون و خانوادشون تعریف میکنند
    خود شما هم همه جیک و پیک زندگی ات را برا پدر و مادرت کفته ای

    همه مشکلاتی که داری بعد از یه مدت حل میشه الان شوهرت می خواد گربه بگشه سخت نگیر

    شما هم باید خیلی رو خودت کار کنی

  12. کاربر روبرو از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده است .

    negad (یکشنبه 05 آبان 92)

  13. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 125 در 66 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ممنون نازنین جان خودمم اینجوری احساس میکنم که حل بشن . فقط به خاطر خانوادم هیچ وقت نمی تونم قاطع تصمیم بگیرم.


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  2. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: شنبه 11 خرداد 92, 01:49
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 14 آبان 91, 02:05
  4. *يافتن وسایل ضد بارداري در وسايل شخصي اش(کاندوم؛مساله این است!)
    توسط sepideh در انجمن سوء ظن، تجسس و خیانت همسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 اسفند 87, 15:09
  5. +هنوزم دوسش دارم!!!!نموتونم فراموشش کنم
    توسط mahsa در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 خرداد 87, 20:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.