به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    بله من حالم خوبه چون برای زندگی ام هدف دارم. به زندگی بدبین نیستم و می دانم با یک میلیون تومان خیلی کارها می شه کرد چه برسه به اداره یک خانواده سه نفره. مردی که برای خودش برنامه ریزی مالی داشته باشه ، مطالعه اقتصادی داشته باشه و روش مناسب برای تامین خانواده بلد باشه هیچ وقت این حرفها را نمی زنه. اتفاقا من خیلی هم بدون بریز بپاش زندگی می کنم و زندگی ام خوب می گذرد. البته که حالم خوبه چون می دونم برکت زندگی دست خداوند است و همیشه به جای شکایت کردن از روزگار می گویم خدا را شکر و همیشه فکر مثبتی دارم. چیزی که توی زندگی من هست امکانات زیاد نیست بلکه برکات خداوند و شکرگزاری از او است که باعث شده حالم خوب باشه. من با اتوبوس و مترو تا آن سر تهران می رم و برمی گردم و کلی هم لذت می برم. همیشه برای خودم پس انداز می کنم در حالی که می توانم خرج کنم.
    الان خیلی از خانواده ها دارن زندگی می کنن و خیلی هم خوشحالن و حالشون از من خیلی بهتره. شما هم بدان با این تفکر نمی تونی به جایی برسی.
    زندگی کردن فقط خوشی و امکانات نیست. بلکه اگر برنامه ریزی داشتی ، شکرگزار و درستکار بودی ، اگر به روز بودی و خودت را جلو کشیدی و هر روزت بهتر از دیروزت شد ، آنوقت است که می توانی یک خانواده را اداره کنی. یک بچه بیشتر از پول شما دلش می خواهد شما پدری مثبت نگر و شاد باشید. در یک کلام احتیاج بچه امکانات آنچنانی ( که شما می گویی پول می خواهد ) نیست بلکه یک تربیت صحیح و یک دیدگاه صحیح به زندگی است و با امکانات کم هم به هر جا بخواهد می رسد. من واقعا هیچ چیزی را در زندگی با یک خانواده که دل خوش به من بدهند عوض نمی کنم.
    تازه از همه بهتر من بلدم بهترین امکانات را با پول کم داشته باشم. چرا؟ چون واقعا خودم را خفه نمی کنم در مادیات که دلم را بزند. هر وقت واقعا و ضرورتا احتیاج داشتم از یک امکان استفاده می کنم . بنابراین آنقدر خوشحال می شوم که برایم بهترین است. بعد هم من همیشه چشم و گوشم باز است و امکانات مناسب و ارزان قیمت را رصد می کنم. برای همین حالم خیلی خوب است.
    به نظر من شما با این بدبینی که داری واقعا حق داری که از بچه دار شدن بترسی !
    با خوش بینی احتمالاً پول آدم چند برابر میشه یا کرایه خونه ارزونتر میشه یا پوشک بچه؟!
    شاید هم اونها که خوش بین‌اند دیگه نیاز ندارند چند شیفت کار کنند یا بچه با خودش میگه حالا چون بابام خوش بینه اشکال نداره که آخر شبها با خستگی میاد خونه! مهم اینه که خوش بینه!

    البته نیاز به جواب شما دیگه ندارم چون شما خیلی خوشبختی و برچسب زدن (بدبین به دیگران!) خیلی راحته!

    بقیه دوستان لطفاً نظر بدهند

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    آقا احسان، خانم نوپو، لطفا یکی به من بگه من اینروزها حالم خوش نیست که بیشتر پستها به نظرم عجیب غریب می یاد. آخه اینها چیه که شماها مینویسین.

    یک مشکل احساسی میره میرسه به پوشک بچه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsan_hamdardi نمایش پست ها
    کلاً برای‌ام پدر بودن آرزو و احساس مهمی نیست!
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    من حالم خوبه به زندگی بدبین نیستم و می دانم با یک میلیون تومان خیلی کارها می شه کرد چه برسه به اداره یک خانواده سه نفره. یک بچه بیشتر از پول شما دلش می خواهد شما پدری مثبت نگر و شاد باشید. به نظر من شما با این بدبینی که داری واقعا حق داری که از بچه دار شدن بترسی !
    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsan_hamdardi نمایش پست ها
    با خوش بینی احتمالاً پول آدم چند برابر میشه یا کرایه خونه ارزونتر میشه یا پوشک بچه؟!

  3. کاربر روبرو از پست مفید toojih تشکرکرده است .

    Pooh (پنجشنبه 02 آبان 92)

  4. #13
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا احسان اگر خدای نکرده زن و بچه آینده ات هم خلاف نظر شما را داشته باشند همین طوری پرخاشگری می کنید!
    مشکل شما پول و امکانات نیست. امکانات ربطی به پرخاشگری فعلی شما ندارد. اصلا این مشکل فعلی شما هم ربطی به این چیزهایی که می گویی ندارد. فرض را بر این بگذار که شما نمی خواهی بچه دار شوی چون می گویی مشکل مالی در آینده پیدا می کنی. بعد من آدم و گفتم اولا وضع مالی شما خیلی بد نیست. بعد هم می توانی با تغییر نگرشت زندگی خوبی داشته باشی. می توانی روش های مناسب برای اداره اقتصادی زندگی یاد بگیری.
    خوب آخرش این است که می گویی حرفهای شما را قبول ندارم و نمی خواهم بچه دار شوم. و ترجیح می دهم با همین نگرش و وضعیت مالی زندگی دلخواهم را داشته باشم. پرخاشگری دارد !!!!!!!!!!!
    پرخاشگری و عصبانیت شما دقیقا برای چیست ؟

  5. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    آقا احسان اگر خدای نکرده زن و بچه آینده ات هم خلاف نظر شما را داشته باشند همین طوری پرخاشگری می کنید!
    مشکل شما پول و امکانات نیست. امکانات ربطی به پرخاشگری فعلی شما ندارد. اصلا این مشکل فعلی شما هم ربطی به این چیزهایی که می گویی ندارد. فرض را بر این بگذار که شما نمی خواهی بچه دار شوی چون می گویی مشکل مالی در آینده پیدا می کنی. بعد من آدم و گفتم اولا وضع مالی شما خیلی بد نیست. بعد هم می توانی با تغییر نگرشت زندگی خوبی داشته باشی. می توانی روش های مناسب برای اداره اقتصادی زندگی یاد بگیری.
    خوب آخرش این است که می گویی حرفهای شما را قبول ندارم و نمی خواهم بچه دار شوم. و ترجیح می دهم با همین نگرش و وضعیت مالی زندگی دلخواهم را داشته باشم. پرخاشگری دارد !!!!!!!!!!!
    پرخاشگری و عصبانیت شما دقیقا برای چیست ؟
    من از آدم هایی که به جای راه حل، با یک برچسب زدن به دیگری (تو پست قبلی گفتی "منفی‌بافی" "به نظر من شما با این بدبینی که داری واقعا حق داری که از بچه دار شدن بترسی !" تو این پست نوشتی "پرخاشگری") به خیال خودشان مسئله را فهمیده‌اند و راه حل داده‌اند مسئله دارم!

    ترجیح میدهم از نظرات دیگر کاربران در این باره استفاده کنم!

  6. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سلام

    من فکر میکنم که این نگرش (مخصوصا اخیرا) خیلی در جامعه پیدا میشه.

    نمونه ش رو در همسر یکی از دوستانم دارم. دقیقا همین تفکری که شما گفتی:
    یعنی من اینقدر محیط جامعه را نامناسب می دانم و زندگی را سخت می دانم که ترجیح میدهم درد و رنجی که من کشیدم را فرزندم نکشه!
    البته گفته بود شاید بعد از چندین سال نظرم عوض بشه.

    با اینکه دوستم عاشق بچه هست، اما وقتی همسرش بعنوان خواستگار، این تفکر را باهاش در میون گذاشت، بخاطر خوبی های دیگه ی ایشون، قبول کرده و الان دارن خیلی خوب در کنار هم زندگی میکنن.

    مسئله اینجاست که شما این تفکر رو داری. به درست و غلط بودنش هم کاری ندارم. اگه با دختر خانم صادقانه در میون بذاری و قبول کنه، از روی دادن اتفاقات بد در آینده جلوگیری کردی.

    اما اگه نگی و یا اینکه به همین شدتی که توی دلت هست در جریانش نذاری، هر دلخوری ای در این زمینه پیش بیاد، بیشترش تقصیر شما میشه.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  7. 2 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    ehsan_hamdardi (جمعه 03 آبان 92), Pooh (شنبه 04 آبان 92)

  8. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.

    آقا احسان، چند تا سوال؟

    شما الان اگر درست یادم باشه 31 سال دارید.

    الان انگیزه های شما برای زندگی چه چیزهایی هستند؟

    به نظر خودتون انگیزه های امروز شما،برای وقتی مثلا چهل سال، پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سالتون شد کافی هستند؟

    با بقیه عمر خودتون میخواهید چه کار کنید؟ برنامه های بلند مدتتان برای زندگیتان چیست؟

    فرض کنید ازدواج کنید و زندگی آرامی رو در کنار یک همسر خوب داشته باشید. هر روز شما برید سر کار و برای امرار معاش تلاش کنید و شب خسته بیاید خونه و در کنار همسرتان آرام شوید. فرض کنید ماهی یک بار هم مسافرت بروید . و هر روز یا حداقل هفته ای یک بار هم برید بیرون تفریح. هر هفته خانواده خودتان و همسرتون رو ملاقات کنید. در کار و تحصیلتان رشد کنید و همه چیز زندگی خوب باشد.به نظرتون تا چند سال احساس یکنواختی به شما دست نخواهد داد؟ و زندگی پویایی خودش را حفظ خواهد کرد؟ یعنی تا مثلا فرضا 120 سالی که میخواهید عمر کنید همه ی این چیزها برایتان کم کم تکراری نخواهد شد؟

    و یک چیز دیگه. به نظرم هر کسی برای معنا دار بودن زندگی اش، برای معنا دار بودن خودش، برای اینکه احساس کند بیهوده نیست،هم نیاز به این دارد که بداند هم برای شخص خودش مفید است، هم برای دیگران خدمتی کرده باشد، هم یادگاری از خود باقی گذارد.
    یعنی اگر شما در زندگیتون همه کار هم کرده باشید ولی یادگاری از خود باقی نگذارید باز هم اون احساس معنا دار بودن خودتون کمی نقص خواهد داشت.

    این یادگار هر چیزی میونه باشه. مثلا یک اثر هنری. یک کتاب، یک یاد در ذهن دیگران، یه نام نیک، یه فرزند سالم و خوب و خدمتگذار مردم، یک عقیده و.....

    شما چه یادگاری میخواهید از خودتون باقی بگذارید؟

    یه چیز دیگه هم میخواستم بگم.
    رزق و روزی، چیزی است که خدا میدهد. روزی هر کسی از قبل برایش مقدر شده. و خداوند هر که و هر چیز را بیافریند روزی اش را هم برایش خواهد فرستاد. در احادیث ائمه داریم (نقل به مضمون) که روزی شما به دنبال شما می آید. یعنی روزی مقدر شده ات مال توست. دنبالت میکنه. حتی اگه ازش فرار کنی دنبالت میکنه. بنابراین هر انسانی که قدم به این دنیا میگذارد روزی اش را هم با خودش می آورد.

    به علاوه، خود فرزند باعث برکت زندگی میشود. من نمیگم که درآمدتان بیشتر میشود. بلکه برکت همان در آمد همیشگیتان زیاد میشود.
    این رو میتونید از همه پدر و مادرها بپرسید.

  9. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    ehsan_hamdardi (جمعه 03 آبان 92), toojih (جمعه 03 آبان 92)

  10. #17
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باشد من اصراری برای کمک به شما ندارم. هر جور راحت هستید.
    اما این طرز حرف زدن با یک خانم درست نیست. هر چقدر هم ناراحت یا نگران باشید یا حرف های من را قبول نداشته باشید نباید با یک خانم این طوری صحبت کنید.
    من سعی کردم به شما کمک کنم. اما نه تنها حرمت زن بودن من را نگه نداشتید بلکه با من مثل یک دشمن خودتان رفتار کردید. به هر حال امیدوارم موفق باشید.

  11. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    باشد من اصراری برای کمک به شما ندارم. هر جور راحت هستید.
    اما این طرز حرف زدن با یک خانم درست نیست. هر چقدر هم ناراحت یا نگران باشید یا حرف های من را قبول نداشته باشید نباید با یک خانم این طوری صحبت کنید.
    من سعی کردم به شما کمک کنم. اما نه تنها حرمت زن بودن من را نگه نداشتید بلکه با من مثل یک دشمن خودتان رفتار کردید. به هر حال امیدوارم موفق باشید.
    من کاملاً محترمانه با شما که من را متهم به منفی بافی و پرخاشگری کردید برخورد کردم.
    من برای ام زن و مرد مهم نیست همه را انسان میدانم و جنسیت را در جوابهای‌ام تاثیری نمیدهم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.

    آقا احسان، چند تا سوال؟

    شما الان اگر درست یادم باشه 31 سال دارید.

    الان انگیزه های شما برای زندگی چه چیزهایی هستند؟

    به نظر خودتون انگیزه های امروز شما،برای وقتی مثلا چهل سال، پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سالتون شد کافی هستند؟

    انگیزه خاصی ندارم و حاضر نیستم بخاطر دست گلی که به آب دادم و یکی دیگه را به این دنیا آوردم به زندگی ادامه بدهم!

    با بقیه عمر خودتون میخواهید چه کار کنید؟ برنامه های بلند مدتتان برای زندگیتان چیست؟

    برنامه‌های‌ام برای زندگی بیشتر کاری و مالی هست!
    البته قصد دارم چند تا فعالیت عام‌المنفعه هم داشته باشم

    فرض کنید ازدواج کنید و زندگی آرامی رو در کنار یک همسر خوب داشته باشید. هر روز شما برید سر کار و برای امرار معاش تلاش کنید و شب خسته بیاید خونه و در کنار همسرتان آرام شوید. فرض کنید ماهی یک بار هم مسافرت بروید . و هر روز یا حداقل هفته ای یک بار هم برید بیرون تفریح. هر هفته خانواده خودتان و همسرتون رو ملاقات کنید. در کار و تحصیلتان رشد کنید و همه چیز زندگی خوب باشد.به نظرتون تا چند سال احساس یکنواختی به شما دست نخواهد داد؟ و زندگی پویایی خودش را حفظ خواهد کرد؟ یعنی تا مثلا فرضا 120 سالی که میخواهید عمر کنید همه ی این چیزها برایتان کم کم تکراری نخواهد شد؟

    زندگی همین حال هم برای‌ام تکراری و خسته کننده است! اصلاً برای‌ام بی‌معنی شده که دارم یک روز را هر روز تکرار میکنم!

    و یک چیز دیگه. به نظرم هر کسی برای معنا دار بودن زندگی اش، برای معنا دار بودن خودش، برای اینکه احساس کند بیهوده نیست،هم نیاز به این دارد که بداند هم برای شخص خودش مفید است، هم برای دیگران خدمتی کرده باشد، هم یادگاری از خود باقی گذارد.
    یعنی اگر شما در زندگیتون همه کار هم کرده باشید ولی یادگاری از خود باقی نگذارید باز هم اون احساس معنا دار بودن خودتون کمی نقص خواهد داشت.

    این یادگار هر چیزی میونه باشه. مثلا یک اثر هنری. یک کتاب، یک یاد در ذهن دیگران، یه نام نیک، یه فرزند سالم و خوب و خدمتگذار مردم، یک عقیده و.....

    شما چه یادگاری میخواهید از خودتون باقی بگذارید؟

    خودم هم به گذاشتن یک اثر ماندگار بعد از خودم فکر میکنم!
    ولی خوب نوشتن یک کتاب یا یک اثر هنری خیلی راحتره تا بزرگ کردن یک بچه سالم از نظر رفتاری و روانی! آن هم تو این جامعه!

    یه چیز دیگه هم میخواستم بگم.
    رزق و روزی، چیزی است که خدا میدهد. روزی هر کسی از قبل برایش مقدر شده. و خداوند هر که و هر چیز را بیافریند روزی اش را هم برایش خواهد فرستاد. در احادیث ائمه داریم (نقل به مضمون) که روزی شما به دنبال شما می آید. یعنی روزی مقدر شده ات مال توست. دنبالت میکنه. حتی اگه ازش فرار کنی دنبالت میکنه. بنابراین هر انسانی که قدم به این دنیا میگذارد روزی اش را هم با خودش می آورد.

    به علاوه، خود فرزند باعث برکت زندگی میشود. من نمیگم که درآمدتان بیشتر میشود. بلکه برکت همان در آمد همیشگیتان زیاد میشود.
    این رو میتونید از همه پدر و مادرها بپرسید.
    راست‌اش من قبلاً مذهبی‌تر بودم اما الان کمتر باور به این حرف‌ها دارم
    با این حال این حرف شما میتونه درست باشه

    بعضی اوقات که بعضی چیزها را می بینم و می‌شنوم و میخوانم فکر میکنم که روح اون بچه داره تو بهشت ازم تشکر میکنه که به این دنیا نمیخواهم بیارمش!

    البته شاید من زیادی سخت میگیرم چون پدر و مادرهای بی‌خیال هم تو اطرافیانم زیاد میبینم یعنی از بچه فقط غذا و نیازهای مادی‌اش را میبینند و نه برای رشدش وقت میگذارند نه تربیت‌اش!
    و کلاً بچه شده وسیله سرگرمی و وقت گذرانی یا چیزی که بقیه دارند ما هم چند تای‌اش را داریم یا چسب زندگی مشترک (چیزی که اگر نباشه احتمالاً فرد دیگه نمیتونه زندگی مشترک‌اش و همسرش را تحمل کنه!)
    ویرایش توسط ehsan_hamdardi : جمعه 03 آبان 92 در ساعت 03:03

  12. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsan_hamdardi نمایش پست ها
    فرض کنید ازدواج کنید و زندگی آرامی رو در کنار یک همسر خوب داشته باشید. هر روز شما برید سر کار و برای امرار معاش تلاش کنید و شب خسته بیاید خونه و در کنار همسرتان آرام شوید. فرض کنید ماهی یک بار هم مسافرت بروید . و هر روز یا حداقل هفته ای یک بار هم برید بیرون تفریح. هر هفته خانواده خودتان و همسرتون رو ملاقات کنید. در کار و تحصیلتان رشد کنید و همه چیز زندگی خوب باشد.به نظرتون تا چند سال احساس یکنواختی به شما دست نخواهد داد؟ و زندگی پویایی خودش را حفظ خواهد کرد؟ یعنی تا مثلا فرضا 120 سالی که میخواهید عمر کنید همه ی این چیزها برایتان کم کم تکراری نخواهد شد؟

    زندگی همین حال هم برای‌ام تکراری و خسته کننده است! اصلاً برای‌ام بی‌معنی شده که دارم یک روز را هر روز تکرار میکنم!
    احسان جان، به نظر من مشکل اصلیت باید همین باشه. فکر کنم قبل از پرداختن به موضوع علاقه به بچه باید ابتدا برای درست کردن این حسی که

    نسبت به زندگی پیدا کردی راهی پیدا کنی.

    پ.ن: درضمن صحبتهات در مورد مشکلات تربیت یک فرزند سالم تا حدودی باهاش موافقم ولی فکر میکنم تو فعلا چیزهای مهمتری داری که باید بهش

    بپردازی.

  13. 3 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    ehsan_hamdardi (جمعه 03 آبان 92), meinoush (جمعه 03 آبان 92), Pooh (شنبه 04 آبان 92)

  14. #20
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من کمال‌گرا، شخصیت دوری‌گزین، تنبلی و افسردگی (گاهی افکار خودکشی دارم) و تردید و مشکل در تصمیم‌گیری دارم و کمی هم بدبین محتاط و مهرطلب‌ و پرخاشگر منفعل‌ام!
    شرح حالی از خودم :


    مجرد سن 32 سال (نمی‌خواهم در این وضعیت کاری و با این خصوصیات وارد زندگی مشترک شوم)
    ارتباطات‌ام با دیگران بعد از بیکار شدن‌ام خیلی کم است
    ارتباطات با جنس مخالف نداشته‌ام و بخاطر مذهبی بودن‌ام تمایلی به ارتباط با آن ها ندارم
    ارتباط‌ام با دوست هم‌جنس هم خیلی کم است و فقط با یکی از همکاران کار قبلی‌ام ارتباط تلفنی دارم آن هم معمولاً اگر زیاد حرف بزند دوست دارم زودتر تلفن را قطع کند
    از بچگی تا به حال در خانواده ما مهمان کم می‌آمده خانه‌مان و ما هم کم می‌رفتیم خانه دیگران مهمانی!
    ارتباط‌‌ام با مادرم خوب است با پدرم متوسط و با برادرم بد است! (با هم حرف نمی‌زنیم چون به دعوا ختم می‌شود)
    تحصیلات کارشناسی در رشته ایی که به آن علاقه نداشتم و خیلی طول کشید تا بالاخره لیسانسم را گرفتم
    یک مدت هم در رشته خودم سر کار رفتم اما راضی نبودم و اگر خودم را با مطالعه و یا کامپیوتر مشغول نمی‌کردم افکار منفی و ناامید کننده و خودکشی به سراغم می‌آمد
    چند سالی است که این علائم را دارم (اگر بخواهم از دوران دانشگاه بگویم حدود 12 سال است که این مشکلات را دارم اما چون نمی‌دانستم که این مشکلات جزو بیماری‌ها و اختلالات شخصیتی است برای درمان آن اقدام نکردم)

    این نوشته های تاپیک های قبلی خودتان است آقا احسان. می بینید که من خطا نکرده ام و توهین به شما نشده و برچسبی نزده ام به شما.

    الان این پست را ننوشتم که گروکشی کنم یا بخواهم به قول خودتان برچسب به شما بزنم. حتی برای ابراز ناراحتی هم این پست را نزدم. فقط خواستم بگویم من اشتباه نکردم و خواستم اگر کسی به این تاپیک آمد از اتهام ( برچسب زدن به افراد ) و نیز نسبتی که شما با این جملات به من داده اید (
    احتمالاً شما حالت خیلی خوبه) و ( من از آدم هایی که به جای راه حل،با یک برچسب زدن به دیگری به خیال خودشان مسئله را فهمیده‌اند و راه حل داده‌اند مسئله دارم!) ، بله از این اتهامات و نسبت های زشتی که به من دادی و سعی کردی منی را که می خواستم کمکت کنم خراب کنی ، خودم را مبرا کنم.
    خوب شما که کمک من را قبول نکردی و به بدترین شکل ممکن من را پس زدی. اما بدان با پس زدن من واقعیتی که خودتان هم به آن واقف هستید تغییری نمی کند. من هم قسمتی از واقعیت را بیان کردم تا اگر کسی دیگر خواست شما را راهنمایی کند ، هم اطلاعاتی که باید داشته باشد و هم بتواند با توجه به این اطلاعات و گفتگوی من وشما واکنش های احتمالی شما را پیش بینی کند و طوری شما را راهنمایی کند که ناراحت نشوید و تاپیک به نتیجه برسد. البته می دانم شما دوباره می گویی من به کمک تو احتیاج ندارم و تو فلانی و بهمانی. اما من به خاطر هدفی که برایم با ارزش است عضو این سایت شده ام و از این حرف ها زیاد شنیده ام. یک بار مدیر محترم همدردی به من گفت ( باید پوستت کلفت باشد. او مراجع است و تحت فشار ) . من هم به خاطر هدفم این حرف را آویزه گوشم کردم.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.