نقل قول نوشته اصلی توسط الهام20 نمایش پست ها
به نظرم قبل ز تصمیم قطعی ازش بخواه چند ماهی از هم دور باشین.
این کار خیلی اثر داره.هم اون تو این مدت ممکنه سرش به سنگ بخوره و قدرت تورو بیشتر بدونه.
هم تو میفهمی بدون شوهرت قراره چجوری زندگی کنی و چی پیش میاد واست.شایدم دلت تنگ شه واسشو دوباره دوسش داشته باشی و توام قدرشو بدونی
راستش خودمم دوس دارم یه کم ازش دور باشم بعد به جدایی فکر کنم ولی نمیدونم چه جوری.یه بار که مامانمینا اومده بودن خونمون از چند روز قبلش خیلی دعوامون شده بود منم بهشون گفتم که میخوام باهاتون بیام.این بار اول بود البته اون شب منو شوهرم ومامان بابام کلی باهم حرف زدیم وبابام اجازه نداد برم قهر.بار دوم خودشونم قبول کردن که وقتی رفتم بعد یه ساعت دلم براش تنگ شد.وفرداش اومد دنبالم برگشتم خونه.الان بابام به دوتامون هشدار داده که اگه برابار سوم برم قهر دیگه نمذاره برگردم میگه اینجوری ارزشت میاد پایین هی بیای قهر.

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط arash0930 نمایش پست ها
با سلام .
من یه پسرم . خودمم با نامزدم مشکل داشتم و در نهایت ازش جدا شدم.
احساس یه پسر رو درک میکنم.
من وقتی با نامزدم به بنبست رسیدم که دیگه انگیزه ای برای با اون بودن نداشتم.
دیگه چیز جدیدی برام نداشت و جذابیتی برام نداشت .
سعی کنید برا شوهرتون انگیزه به وجود بیارید . یه برنامه ریزی بلند مدت.
ازتون خسته شده. براش دیگه تازگی روزای اولو ندارید. باید به زندگی برشگردونید . سعی کنید تلاش خودتونو یه بار دیگه کنید.
مطمن باش اگه ازش طلاق بگیری . شما رو نمیدونم ولی اون بدجور پشیمون میشه .
منم الان پشیمونم که چرا سعی نکردم با بهبود زندگیم با نامزدم باعث بشم کارمون به طلاق نکشه تا سطح فکر من بره بالاتر.
مستقیم رفتم سراغ طلاق ولی الان که سه سال بزرگتر شدم و شدم 23 ساله . میفهمم که هیچکس برام مثل اون نمیشه . حالا که چشممو باز کردم حس میکنم قبلا کور بودم .
کاش اون موقع یه نفر بهم انگیزه ای برای زندگی میداد . متاسفانه دانشجو شدن من تو طلاقم کم تاثیر نداشت. در واقع دانشجو شدنم یاعث طلاقم شد. وقتی اینهمه دختر رو دیدم از نامزد خودم زده شدم . چون اون برام تازگی نداشت ولی اینا داشتن و کم کم از اون بدم اومد.
من شما رو هم کم مقصر نمیدونم . اینا رو بر حسب تجربه میگم . چون همسن شوهر شما هستم . و مثل شوهر شما بودم .
سعی کنید زندگی رو براشون جالب کنید و خودتون رو کامل در اختیارش نذارید .
اگه کاری کنید که دانشگاهشو ول کنه که من صد در صد قول میدم همه چی درست میشه . چون خودم تجربشو داشتم.
من واقعا الان پشیمون .
تا جایی که بتونم کمکتون میکنم چون حس میکنم از جنس شوهرتونم و میتونم کمکتون کنم . شما هم مثل خواهر من
ممنون اقا ارش.
خودم هم چنین چیزی احساس میکنم.هروقت باهاشم حتما به خودم میرسم وتیپ میزنم ولی بازم متوجه میشم چشاش اینوراون ور میچرخه.این منو نسبت به اینکه سعی کنم جذاب باشم سرد میکنه.
اخه اگه دانشگاهش رو ول کنه تکلیف ایندمون چی میشه؟خودش یه بار اصرار داشت ولی من قبول نکردم.