راستش خودمم دوس دارم یه کم ازش دور باشم بعد به جدایی فکر کنم ولی نمیدونم چه جوری.یه بار که مامانمینا اومده بودن خونمون از چند روز قبلش خیلی دعوامون شده بود منم بهشون گفتم که میخوام باهاتون بیام.این بار اول بود البته اون شب منو شوهرم ومامان بابام کلی باهم حرف زدیم وبابام اجازه نداد برم قهر.بار دوم خودشونم قبول کردن که وقتی رفتم بعد یه ساعت دلم براش تنگ شد.وفرداش اومد دنبالم برگشتم خونه.الان بابام به دوتامون هشدار داده که اگه برابار سوم برم قهر دیگه نمذاره برگردم میگه اینجوری ارزشت میاد پایین هی بیای قهر.
- - - Updated - - -
ممنون اقا ارش.
خودم هم چنین چیزی احساس میکنم.هروقت باهاشم حتما به خودم میرسم وتیپ میزنم ولی بازم متوجه میشم چشاش اینوراون ور میچرخه.این منو نسبت به اینکه سعی کنم جذاب باشم سرد میکنه.
اخه اگه دانشگاهش رو ول کنه تکلیف ایندمون چی میشه؟خودش یه بار اصرار داشت ولی من قبول نکردم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)